ایها المظلوم-ayohalmazloom
شهادت-امام-موسی-ابن-جعفر-الکاظم-علیه السلام
لطفاً برای جستجوی گریز های متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز در سمت راست صفحه مراجعه فرمایید
نمایش هر صفحهمورد
این تخته ی در تیزیِ مسمار ندارد
این لنگه ی در آتش و دیوار ندارد
 
از چار غلامی که می آیند یکی هم
با حلقه ی انگشتر تو کار ندارد
 
باران گل آمد به سرت موقع تشییع
بازاری بغداد که آزار ندارد
 
آنقدر سبک گشته تنت آخر عمری
جز سلسله و پیرهنت بار ندارد
 
انکار اگر شد غم و دردی که کشیدی
این ساق شکسته دگر انکار ندارد
 
مامور رسیده است و برای تو غذایی
جز مشت و لگد موقع افطار ندارد
 
ملعون دهنش باز نشد جز به جسارت
یک ذره حیا پیش تو انگار ندارد
 
سردی غل جامعه را تاب و تحمل
این جسم نحیف این تن تب دار ندارد
 
یک لحظه ملاقات نکردی پسرت را
زندانی بغداد که دیدار ندارد
 
تو میروی و سایه ی سلطان به سرش هست
معصومه ی تو غصه ی بازار ندارد
اشک های ستاره ها می‌ریخت
کهکشان هم به گریه افتاده
از نحیفیِ پیکر خورشید
آسمان هم به گریه افتاده
 
جسم او ذره ذره آب شده
تازیانه چه کرده با بدنش!؟
این که افتاده گوشه‌ی زندان
پیرْهن‌خالی است یا بدنش!؟
 
حجم بال و پرش پُر از زخم است
جای سالم نمانده در پَرِ او
قفسش بس که کوچک و تنگ است
هی به دیوار می‌خورد سرِ او
 
درد تا مغز استخوان می‌رفت
بازویش را اگر تکان می‌داد
می‌توانست شب بخوابد اگر
درد پهلو کمی امان می‌داد
 
وای از آن دم که آرزو باشد
لحظه‌ای آه حسرتی بکشی
غل و زنجیر فرصتی ندهند
نفسی هم به راحتی بکشی
 
دمِ ” عجِّل وفاتی ” لب او
زنده کرده است داغ زهرا را
ظاهراً عادت نگهبان‌هاست
بی جهت می‌زدند آقا را
 
آه! با هر تنفسش می‌شُد
حس کنی دردِ در جِناغش را
بشکند دست سِندی نامرد…
خُرد کرد استخوان ساقش را
 
با هزاران عذاب جان داد و
با هزاران عذاب تشییع شد
روی یک تخته پاره‌ای کوچک
بدن آفتاب تشییع شد
 
باز هم جای شکر آن باقی است
مصحف‌اش را بهم نریخت کسی
طرح لب‌های نازنینش را
با نوک پا بهم نریخت کسی
 
لحظه‌ی جان سُپردن او را
خواهرش روی تل نمی‌دیده
با عصا هیچ نامسلمانی
به سر و صورتش نکوبیده
 
احدی در پی غنیمت نیست
پیرهن از تنش کسی نَکِشید
بعد جان دادنش خدارا شُکر
مرکبی روی پیکرش ندوید
شکر آن ربی که نعمت داد بر ما این چنین
با دعای مادر و لطف امیرالمومنین
شد تمام دلخوشی مردم ایران زمین
سفره موسی بن جعفر، سفره ام البنین
 
بارها دیدیم ‌وقتی کار غم بالا گرفت
دست ما را روضه ی باب الحوائج ها گرفت
 
سهم ایران لطف ِ موسای بنی الزهرا شده
مشهد و شیراز و قم سه کاظمین ما شده
تشنگی یعنی چه وقتی یار ما دریا شده
هر در بسته به روی مردم ما وا شده
 
غیر آقا از کسی عزت نمی خواهیم ما
جز ولیعهدش ، ولی نعمت نمی خواهیم ما
 
چشم بد از این همه آقایی ات ، آقا به دور
از فدک گو غاصبینش را بلرزان بین گور
چهارده سال استقامت کردی ای شیر غیور
آبروها بردی از اهل زر و تزویر و زور
 
هر چه گردد ، عزتت آقا دو چندان می شود
“یوسف از دامان پاک خود به زندان می شود”
 
غرق دنیایم خودت غرق هوالهو کن مرا
غیر عشقت فارغ ِ از هر هیاهو کن مرا
کن مرا آزاد از من ، بنده او کن مرا
مثل آن بدکاره از این رو به آن رو کن مرا
 
نوکرت از دست رفت آقا کمک ! آقا دخیل
حضرت موسا مسیح ِ کاظمینی ها دخیل
 
حضرت موسای ما قعر سجون را طور کرد
کوه صبرش چشم فرعون زمان را کور کرد
او سیه چال بلا را نور فوق نور کرد
خون دل ها خورد و از شیعه بلا را دور کرد
 
او بدی ها دید اما با کسی بد تا نکرد
مرگ خود را خواست اما لب به نفرین وا نکرد
 
باز هم زنجیر با هارون تبانی می کند
بی قرارت کینه ی سندی ِ جانی می کند
لال گردد ؛ باز دارد بد دهانی می کند
یاس را سیلی دوباره ارغوانی می کند
 
بی هوا زد ، بی هوا زد ، بی هوا زد بی هوا
دم گرفتی زیر لب ، یا فاطمه ، یا مجتبی
 
تو چه دیدی که رمق رفت از نگاهت ، آه آه
بوی زهرا پر شده در قتلگاهت ، آه آه
اشک خون ریزد لبت ، از آه آهت ، آه آه
با عبا گیرد نگهبان اشتباهت ، آه آه
 
خوب شد معصومه جانت ، نیمه جانی ات ندید
غرق زخم و غرق خون و قد کمانی ات ندید
 
بعد تو اینجا سر پیراهنت دعوا که نیست
جسم تو بر جسر بغداد است زیر پا که نیست
ساق مرضوض ِ تو کار ِ نعل مرکب ها که نیست
حرفی از آوارگی ِ طفل بی بابا که نیست
 
بعد تو سیلی جواب ِ دیده گریان نبود
گوش شیطان کر ، زنی بر ناقه ی عریان نبود
بازهم خورشید پشت ابر پنهان می شود
باز هم مولایمان راهی زندان می شود
 
آری آن شب زنده دار تا سحر محو سجود
آنکه در وقت عبادت دیده گریان می شود
 
روزه دار روز ها و روضه دار شب به شب
جای جای صورت او جای باران می شود
 
ما گدایان را دعا کرده سر سجاده اش
درد نوکرها به لطف اوست، درمان می شود
 
حاجتش را بی برو برگرد می گیرد گدا
در حریم کاظمین او که مهمان می شود
 
بر در این خانه حتی انبیا جاروکشند
حضرت موسی درِ این خانه دربان می شود
 
واژه واژه حرف هایش چون چراغِ روشن است
بُشرحافی با کلامش اهل ایمان می شود
 
آن زن رقاصه آمد پیش او قدیسه شد
با نگاه لطف او کافِر مسلمان می شود
 
سِندیِ شاهِک چقدر آقای ما را زجر داد
ناله ی “خلصنی یا ربَ”ش دو چندان می شود
 
ساق پایش خرد شد در قعر این زندان تنگ
روزهای آخری رنجور و نالان می شود
 
عاقبت زهر خودش را ریخت زهر لعنتی!
حال آقا روز آخر چه پریشان می شود
 
روی یک تخته تنش افتاده، اما باز شکر
لااقل دارد لباس، این غُصه جبران می شود
 
کربلا اما تنی در قتلگاه افتاده بود
غرق تیر و نیزه و زخمی و عریان می شود
آقا به غیر آه نوایی دگر نداشت
آهِ امام در دل سندی اثر نداشت
 
در زیر تازیانه امانش بریده شد
معلوم بود یک دو نفس بیشتر نداشت
 
از بس که در قفس به تنش ضربه خورده بود
این طایر خمیده دگر بال و پر نداشت
 
تشییع گشت جسم تو بر تخته‌ی دری
شکر خدا که تخته‌ی در، میخِ در نداشت
 
معصومه گر به دیدن باباش می‌رسید
جز آن تن نحیف به سویی نظر نداشت
 
او می‌شناخت جسم به زنجیر مانده را
گر چه زمانی از پدر خود خبر نداشت
 
امّا به قتلگاه پدر را نمی‌شناخت
آن دختری که چادر و معجر به سر نداشت
 
چادر نداشت و موی سرش را کسی ندید
در بینِ نور بود دخترکی که سپر نداشت
 
می‌دید غرق نور بوَد دختر حسین
از آن یتیمه، حرمله هم دست بر نداشت
شکر خدا نعش تو را بی سر ندیدند
زخم سنان بر روی آن پیکر ندیدند
 
شکر خدا که شیعیان بودند آن روز
مردم تو را بی یار و بی یاور ندیدند
 
شکر خدا آن روز دخترها نبودند
پای تو را آن لحظه ی آخر ندیدند
 
دوری تو از خانواده بد نبوده_
_وقتی تنت را این چنین لاغر ندیدند
 
ساقت شکسته بود اما سینه ات را
در زیر پای سرخ یک لشکر ندیدند
 
آقا خدا را شکر مردم حنجرت را
درگیر با کندی یک خنجر ندیدند
 
هر چند روی تخته ی در بود جسمت
اما در آن زخمی ز میخ در ندیدند
 
هم دخترت رنگ اسارت را ندیده
هم خواهرانت غارت معجر ندیدند
 
هم پیکرت عریان نمانده روی خاک و
هم غارت انگشت و انگشتر ندیدند
 
جانم فدای آن غریبی که به جسمش
جایی برای بوسه ی خواهر ندیدند
بالاترین خورشید، گنجی در خفا بود
لبهای خشکش، تشنه ی ذکر و دعا بود
 
بی جلوه هم از بنده ی بد، عبد می ساخت
موسای ما در معجزاتش بی عصا بود
 
از ساق عرش افتاد در زندان ویران
آنکس که مجروحیتش از ساق پا بود
 
با ضربه ها هرچند که از حال می رفت
در سجده مدهوش ملاقات خدا بود
 
زیر عبایش جلوه های پنج تن داشت
هر جای جسمش روضه ی آل عبا بود
 
بار قنوتش را ورم هایش کشیدند
هر وعده سیلی خورد آقا بی هوا بود
 
هرکس که آمد پیش او حاجت روا شد
هرچند حرفش نیشدار و ناروا بود
 
زنجیر، دور گردنش بود و زمین خورد
بسکه ردیف استخوانش جابجا بود
 
با زخم لبهایش به سختی آب می خورد
هرشب گریز روضه هایش کربلا بود
 
ای کاظمینی ها! جنازه بر زمین ماند
ای کاش در بین شما، یک آشنا بود
 
هرچند بی کس روی تخته پاره افتاد
در وقت تدفینش یقین دارم رضا بود
 
اینجا از ابریشم، کفن آماده کردند
در پیش مردم حرمت صاحب عزا بود
 
در کربلا یا سر به روی نیزه می رفت…
یا هر تنی صدپاره با سر نیزه ها بود
 
آنجا سری در دست قاتل بود اما
با خنجر کُندی بریده از قفا بود
 
بعد سه روز ارباب ما را دفن کردند
تجمیع جسم او به دست بوریا بود
واژه در واژه شب و روز غزل خوان بودی
سَــنَدِ مــــحکمِ زیبـــایـــی قـرآن بودی
چـارده سال غریبانه به زنــــــدان بودی
همه ی عُمر سـرِ ســفره ی بـاران بودی
 
حضرتِ گُل چه قَدَر خــار که بر تَن داری
دوســتی با همه و این همه دشمن داری
 
” کاظِم الغَیظ ” شــکوفا شدنِ لبخنـدی
الگــویِ مـهر و محبَّت به زن و فرزنـدی
شــال و عمّامه شبیـهِ پـدرت می بنـدی
شــهر بیگانـه ولی با همه خویشاونـدی
 
هیچ مســکین و اســیری نرود از یــادت
” بِشرِ حافی ” شود آنکس که شود آزادت
 
خانه ات نورِ علی نور … فقط زیبایـی ست
شعر در شعر بهشت است غــزل آرایـی ست
پسـرِ خانه عجب حیدرِ خوش سیمایی ست
دخترِ حضرتِ موســی چه قدَر بابایی ست
 
بنویســــید ســرِ خُـــم به سلامت باشد
حضرتِ فاطمــــه ی قم به سلامت باشد
 
مردمِ شهر به این واقعــه اذعـان دارند
همه از رایحه ی چشــمِ تو بـاران دارند
سرِ این ســفره نشستند اگر نـان دارند
و مسلمــانِ تو هستند که ایمـان دارند
 
گوش کن گوش صدایِ جَرَسی می آید
دارد از دور غریبـانـه کـسـی می آید …
 
کیست این مثلِ علی در دلِ شب آهسته
کیسه بر دوشِ شکسته دلِ قامت خسته
خانه خانه همه ی شـــهر به او وابستـــه
او که حتّی دلِ دشمن هم از او نشکسته
 
شهر خاموش شد و نقشِ تو بر ماه افتاد
مــاه هم کوچه به کوچه پیِ تو راه افتاد
 
کُفر افتاد به پایِ تو مُســلمان برگـشت
مور آمد در این خانه سُــلیمان برگـشت
زنِ بدکاره تو را دید و پشیمان برگـشت
آه… وقتی که نگهبانِ تو گریان برگـشت
 
دســتِ یک شــهر به دامانِ عَبایت افتاد
اشــــک زد حَلقه و زنجیر به پایت افتاد
 
مثلِ یک معجزه ای خوب که مَعلوم شدی
سوره ی شمسی و از نور که محروم شدی
روز ، زندانیِ شـب بود که محکــوم شدی
سوختن ، ارثـیه ات بود که مسمـوم شدی
 
جگرت سـوخت غمِ کـرب و بلایـی ها را
دشـتِ لب های تو خُشکاند لــبِ دریــا را
 
تو کریـــم بنِ کریمــی گُلِ احســان هستی
پسـرِ خـــاکــی و از مـــادرِ بـــاران هستی
جانِ عالم به فدایت که خودت جان هستی
پـــدرِ واقـعـــیِ کشـــورِ ایــران هســـتـی
 
گندمی گونـه ای و خوشـه ی گَندم داری
یک علی مشـهد و یک فاطمه در قم داری
برای نور هم صحبت شدن با ظلمت آسان نیست
بگو درد غریبی را مداوا نیست درمان نیست
 
امام شیعه را با دستهای بسته می بردند
کدامین ابر، از این داغ از این غصه گریان نیست
 
چرا این زهر دست از جان شیعه برنمی‌دارد
کسی همچون رضا امشب از این ماتم پریشان نیست
 
به هارون الرشید و سندی ابن شاهکش لعنت
نفهمیدند امام شیعه جایش کنج زندان نیست
 
الا ای ماه فی قعرالسجون جانم فدایت باد
کنار حجت الاسلام حتی یک مسلمان نیست
 
چگونه با زبان روزه در غل بودی و زنجیر
ز داغت لحظه افطار چشم عرش بارانیست
 
مگو خَلّصنی یا رب قلب عالم را مزن آتش
که اصلاً خاطرات خوبی از این جمله در جان نیست
 
سه روز و شب تنت را بر پل بغداد جا دادند
پل بغداد قطعاً بدتر از ریگ بیابان نیست
 
خدا را شکر عمامه،عبا، جامه، قبا داری
تنت عریان لبت عطشان کسی دور تو خندان نیست
 
دهانش بوی می میداد آنکه بر دهان میزد
مگر بر غنچه لب های او آیات قرآن نیست
منیکه عرش الهی است تخت اجلالم
اسیــــر دست حرامی چهـــارده سالم
 
اگرچه سختی زندان برید امانم را
به جان خریده بلایای دوستانم را
 
کسی سراغی از این خون جگر نمی گیرد
غریبــــم و کسی از من خبــــــر نمی گیرد
 
از این یهودیِ مستِ غرور خسته شدم
خدا گواست ز حبسِ نَمور خسته شدم
 
شدم شبیه گلی که اسیر خار و خَسَم
میان حلقــه‌ی زنجیــر تنگ شد نفسم
 
چرا به بی ادبی زجر می دهند مرا؟
چه کرده ام مگر اینقدر می زنند مرا؟
 
شبیه مادرم از این زمانه خسته شدم
زبسکه که زد به تنم تازیانه خسته شدم
 
کَاَن حلقه‌ی زنجیر داده دست به دست
که بین سلسه ها استخوان پام شکست
 
الهی از قفس تنگ و تار خَلِّصنیٖ
چقدر گریه کنم زار زار ، خَلِّصنیٖ
 
زدست سندیِ شاهک مرا نجات بده
زِ بَد زبانیِ این بی حیــــا نجات بده
 
خدا ، چه کار کنم حرف ناروا نزند
خدا ، چه کار کنم بی هوا مرا نزند
 
چقدر بی ادبی می کند برابرمن
سرِ نمازم و فریاد می زند سرمن
 
خدا ، چه کار کنم از سرم عبا نبرد
و نام مادر مظلــــــومه‌ی مرا نبرد
 
اگرچه می کند این نانجیب تحقیرم
اگر چه خون چکد از حلقه های زنجیرم
 
اگر چه بسته به زنجیرم این حرامی پست
کسی به بازوی ناموس من طنــــاب نبست
 
اگر چه میدهد این بیحیا مرا آزار
نبــــرده اند عِیـــــال مرا سـر بازار
 
حریم من به اسیری که طیِّ راه نکرد
به نازدانه‌ی من چشم بد نگاه نکرد
 
مخدرات مرا بین کوچه ها نزدند
مرا زدند ولی دختــــــر مرا نزدند
 
یکی به قصد جسارت ، جام مِی میزد
یکی به عمه‌ی سادات کعب نی میزد
 
گریست دیده‌ی مطموره خون به احوالم
منیکه عرش الهی است تخت اجلالم
داغ تو دور از تصور، خارج از تصویرها
ماتمت افتاده بر جانِ غل و زنجیرها
 
ذکر تو ذکر توسل کردن زندانیان
ضامنِ تهمت-گرفتاران و بی تقصیرها
 
حضرت موسی بن جعفر! با تو حاجتهایمان
شد اجابت، رد نشد هرگز پس از تأخیرها
 
نیمه شب پر میکشید از دست های بسته ات
ذکر تسبیح و قنوت و موجی از تکبیرها
 
از میانِ درب زندان نور تو معلوم بود
داشت حتی نور تو بر دشمنت تأثیرها
 
یک زن بدکاره آمد أشهدش را گفت و رفت
هست عشقت باعث و بانیِ این تغییرها
 
هتک حرمت ها به جای زهر، جانت را گرفت
بیشتر از ضربِ تازیانه ها، تحقیرها…
 
زهر هم دارد علائم، بدترینش تشنگی ست
سوختی اما به یاد کشتۂ شمشیرها
 
روضۂ جدّ غریبت عاقبت شد قاتلت
یاد آن پیکر که زیرِ نیزه ها و تیرها-
 
دست و پا میزد ولی چشمش به خیمه گاه بود
وای از رزق حرام و وای از تزویرها
 
می شکست ایکاش دستی که به رویش شد بلند
می شکست ایکاش با دستش عصایِ پیرها!
من آن خورشید پنهانم که پشت ابر زندانم 
زآهم شعله ور هستم ز اشکم غرق بارانم 
 
نه یار و همدمی دارم نه غمخوار غمی دارم 
نه حتی سایه ای را که کنار خویش بنشانم 
 
اگر دلتنگ و دلگیرم چنان محبوس زنجیرم 
نمی آید به دست من دگر چاک گریبانم 
 
دمام ذکر من گشته خلصنی ای خدا من 
شده این حلقه های سلسله تسبیح دستانم 
 
شبیه غنچه ای در خود شدم جمع از غل و زنجیر
نمی آید دمی بیرون سرم از روی دامانم 
 
به سان باغ پاییزی نمانده ازتنم چیزی
شبیه مادرم زهرا شبح در جامه ای مانم 
 
اذان صبح من گریه اذان مغربم شلاق 
به وقت شرعی آه است افطاری که مهمانم 
 
از این دشنام زندانبان شده مویم سپید از غم 
فشارغیرت از مویم کشیده شیره ی جانم 
 
چه سنگین است دستانش نمی بیند دگر چشمم
که گویا سیلی او دوخت مژگان را به مژگانم 
 
به روی تخته ی یک در مرا تشییع می کردند 
نشد جمعیتی غیر از غبار ره پریشانم 
 
مرا در کوچه و بازار امام الرافضین خواندند 
تنم فریاد اما زد مسلمانان مسلمانم 
 
شبیه آن اسیران که به آن ها خارجی گفتند 
به یاد کوچه و بازار آن ها روضه می خوانم
خداوندا نگیر از من نگاه مهربانش را
نگیر از بنده ی او نوکری دوستانش را
 
بلا گردان خدام حریم کاظمینم من
گدایم روزی ام از سفره اش کن خرده نانش را
 
نیامد دست خالی یک تن از باب المراد او
ندارد هشت جنت هم صفای آستانش را
 
همین یک نکته از پستی این دنیا فقط کافی ست
چرا باید بگیرم از سیه چالی نشانش را
 
به هارون تا قیامت لعن و نفرین پیمبر باد
که با آزار آن حضرت نموده قصد جانش را
 
فقط با تازیانه میکند از او پذیرائی
بریده سندی ابن شاهک ملعون امانش را
 
نشسته مثل عمه زینب خود نافله خوانده
ز بس نمناکی زندان گرفت از او توانش را
 
نمانده ساق پا حتی بماند معنی مرضوض
قلم هرگز ندارد قدرت شرح بیانش را
 
غل و زنجیر یا زندان بسوزم با کدامینش
شکست از او یکی حرمت یکی هم استخوانش را
 
ولی با این همه روضه ولی با این همه غربت
دم جان دادنش بالین خود دیده جوانش را
 
بمیرم کربلا بابا به بالین پسر آمد
گرفت این داغ از بابا توان زانوانش را
 
نگاه انداخت هر جائی از این صحرا فقط می دید
جوانش را جوانش را جوانش را جوانش را…
لاغر شدی چه بر سر این پیکر اوردند؟
با تازیانه خستگی ات را دراوردند؟
 
با بد دهانی کردن و با ناسزا گفت
خلصنی یارب را در از این حنجر اوردند
 
موسیقی زنجیر دارد هر پر و بالت
چیزی نمانده چه سر بال و پر اوردند
 
خیلی شده معصومه دلتنگت کجا ماندی؟
با دوری از تو چه به روز دختر اوردند
 
خون لخته لخته از دهانت می چکد اما
یک کاسه ی ابی برای تو گر اوردند…
 
انقدر بد تا میکنند این اخری با تو
روی لبانت ذکر زهرا مادر اوردند
 
لب تشنه ای و هر قدر ناله زدی اینها
لبخندشان را در جوابت اخر اوردند
 
شکر خدا اینجا به جای سنگ و تیر و تیغ
مردم برای بردنت نیلوفر اوردند
 
تن نه – به روی تخته گرچه پیرهن بردند
اما کجا پیراهن از پیکر دراوردند؟
 
اینجا کجا و مجلس بزم شرابی که…
راس پدر را پیش چشم دختر اوردند
 
اینجا خدا را شکر شام و کوفه دیگر نیست
اینجا کجا چندین زن بی معجر اوردند؟
یارب به حق مادرم خَلِّصنی یارَب
یارب به جدّ اطهرم خَلِّصنی یارَب
 
او هم نوا با چاه شد من با سیه چال
من از علی تنهاترم خَلِّصنی یارَب
 
یارب به آن زندانیِ زندان کوفه
به عمه جانِ مضطرم خَلِّصنی یارَب
 
تا کی از این زندان به آن زندان خدایا
ذکر و دعای آخرم خَلِّصنی یارَب
 
تا کی نبینم ای خدا معصومه‌ ام را
دل تنگِ روی دخترم خَلِّصنی یارَب
 
زندان تاریک و نمورم مثل قبر است
خاک سیه شد بسترم خَلِّصنی یارَب
 
بین قفس بسته چرا صیاد بی رحم
زنجیر بر بال و پرم خَلِّصنی یارَب
 
زیر غل و زنجیر و ضرب تازیانه
چیزی نماند از پیکرم خَلِّصنی یارَب
 
شلاق خون گرید به حال غربت من
زخمی شده پا تا سرم خَلِّصنی یارَب
 
تا کی زند سیلی به رویم این یهودی
شد تار چشمان ترم خَلِّصنی یارَب
 
راضی به مرگ خود شدم از بس که گوید
او ناسزا بر مادرم خَلِّصنی یارَب
 
هر لحظه خون می ریزد از زخم گلویم
یاد گلوی اصغرم خَلِّصنی یارَب
سلام حضرتِ دلدارم اَیُّهَاالکاظم
سلام حق به تو ای یارم اَیُّهَاالکاظم
 
گدایت آمده مضطر دوباره اِرحمنی
ای از ازل سر و سالارم اَیُّهَاالکاظم
 
نشسته ام به امید نگاه پر مهرت
غریقِ در محن و زارم اَیُّهَاالکاظم
 
دوباره با نظری فاطمی عزیزالله
تو باز کن گره از کارم اَیُّهَاالکاظم
 
بیا به جانِ رضاجانتان پناهم باش
ببین غریبُ گرفتارم اَیُّهَاالکاظم
 
در این زمانه ی پُر جرم و دلفریبی ها
بیا تو باش نگهدارم اَیُّهَاالکاظم
 
مرا ردم نکن ای بابِ شهر حاجت ها
اگرچه خادمِ سربارم اَیُّهَاالکاظم
 
بدون تو به خداوند پوچِ محض هستم
گُلِ همیشه بهارم اَیُّهَاالکاظم
 
محبتت به خدا آبرو به من بخشید
تویی دلیلِ وقارم اَیُّهَاالکاظم
 
دلیلِ عاشقی ام عشقِ بی مثالَ ت شد
شدی تو زینتِ اشعارم اَیُّهَاالکاظم
 
خدا کند که شود خرجِ سفره ات آقا
تمامِ دار و ندارم اَیُّهَاالکاظم
 
رسیده فصل عزای تو ای گلِ زهرا
ز ماتمِ تو عزادارم اَیُّهَاالکاظم
 
روان شده ز غمت اشک چشم من آقا
ببین که ابرِ بهارم اَیُّهَاالکاظم
 
دوباره گوشه ی زندان جای تو گردید
وخیمِ حالِ تو سردارم اَیُّهَاالکاظم
 
اسیر ضربِ لگدها و ضربت سیلی
شدی عزیز و نگارم اَیُّهَاالکاظم
 
نمانده از بدنت بر سرت چه آمده است؟
بگو امامِ بزرگوارم اَیُّهَاالکاظم
 
میان پنجه ی کُفّارِ ظالمِ افتادی
دهد داغِ تو آزارم اَیُّهَاالکاظم
براساس گریز به
موضوع گریز :
مناسبت گریز :
براساس سبک شعر
روضه شور واحد تک زمینه رجز خوانی زمزمه جفت نوحه مناجات نامشخص مدح مسجدی سینه زنی واحد سنگین دکلمه دم پایانی واحد تند پیش زمینه سرود سالار زینب حاج ناظم همه جا کربلا راس تو میرود بالای نیزه ها ببینید ببینید گلم رنگ ندارد نوحه سنتی ببینید ببینید گلم رنگ ندارد سیدی ماکو مثلک الغریب غریب گیر آوردنت زبانحال به سمت گودال از خیمه دویدم من دودمه مدح و مرثیه مفاعیل مفاعیل فعول شعر خوانی
براساس قالب شعر
دوبیتی غزل قصیده مثنوی چهار پاره رباعی ترجیع بند مستزاد شعر نو شعر سپید ترکیب بند قطعه مسمط نا مشخص مربع ترکیب تک بیتی مخمس
براساس زبان
فارسی عربی ترکی
براساس شاعر
محتشم کاشانی میلاد عرفان پور امیر عباسی قاسم صرافان محمد مهدی سیار غلامرضا سازگار رضا یعقوبیان علی اکبر لطیفیان قاسم نعمتی اسماعیل تقوایی مرتضی محمود پور حسن لطفی امیر حسین سلطانی محمود اسدی علی انسانی مظاهر کثیری نژاد محمود ژولیده ولی الله کلامی زنجانی میثم مومنی نژاد حسن ثابت جو عباس میرخلف زاده سید حمیدرضا برقعی سید هاشم وفایی سید رضا موید خراسانی محمدرضا سروری یوسف رحیمی احمد بابایی محسن عرب خالقی سید پوریا هاشمی علیرضا خاکساری وحید زحمتکش شهری مهدی رحیمی زمستان حسن کردی روح اله نوروزی مرضیه عاطفی بهمن عظیمی حسین رحمانی میلاد قبایی محسن صرامی رضا آهی رضا تاجیک اصغر چرمی محمد جواد شیرازی مهدی نظری وحید قاسمی وحید محمدی محسن کاویانی مجتبی صمدی شهاب حمید رمی محمد حسین رحیمیان محمد حسن بیات لو امیر روشن ضمیر نا مشخص محمد محسن زاده گنجی امیر ایزدی حسین قربانچه رضا رسول زاده جواد حیدری محمد سهرابی محمد جواد پرچمی سيد مهدي سرخان رضا یزدانی سید مهدی موسوی حسن صنوبری محسن رضوانی سیدجواد پرئی سید محمد جواد شرافت علی سلیمیان محمدجواد غفورزاده (شفق) سید مجتبی رجبی نورآملی حسن بیاتانی عماد خراسانی رحمان نوازنی مسعود اصلانی حافظ محمدرضا آغاسی علی حسنی صمد علیزاده محمد صمیمی کاظم بهمنی مجید تال مهدی قهرمانی احسان محسنی فر شیخ رضا جعفری میثم سلطانی مصطفی صابر خراسانی محمد فردوسی علیرضا قزوه قاسم افرند محمد مهدی عبداللهی محمد خسروی جواد دیندار سعید خرازی علیرضا عنصری حسین میرزایی حسن جواهری مصطفی قمشه ای علامه حسن زاده آملی میثم خالدیان علی زمانیان حسین ایمانی سیدعلی احمدی(فقیر) سید مجتبی شجاع محمد حسین فرحبخشیان (ژولیده نیشابوری) محسن داداشی امام خمینی (ره) فواد کرمانی امیر رضا سیفی احمد اکبرزاده ملا فتح‌الله وفایی شوشتری صدّیقه‌ی طاهره (علیهاسلام‌الله) محمود شاهرخي (م.جذبه) سید محمد رستگار جواد هاشمی (تربت) سید حبیب نظاری غلام‌رضا دبیران محمدحسین علومی تبریزی سعید بیابانکی سعید توفیقی علیرضا لک جواد محمد زمانی آیت الله محمدحسین غروی اصفهانی سید یاسر افشاری محمود کریمی احمد واعظی آیت الله وحید خراسانی حضرت آقای خامنه ای سید الشهدا عبدالجواد جودی خراسانی بهروز مرادی سالک قزوینی رفیق اصفهانی سید رضا حسینی (سعدی زمان) بابافغانی شیرازی تأثیر تبریزی صغیر اصفهانی (ره) وحید مصلحی یاسر حوتی حسین رستمی محمد بنواری (مهاجر) محمد بیابانی علیرضا شریف هادی جان فدا علی آمره حامد تجری مصطفی متولی مجتبی خرسندی علی صالحی علیرضا بیاتانی مهدی رحمان دوست مهدی نسترن سید محمد جوادی سید مهدی جلالی مجتبی روشن روان حامد خاکی سید محمد علی ریاضی احسان مردانی مهدی مومنی مریم سقلاطونی مجتبی شکریان همدانی عارفه دهقانی حسینعلی شفیعی (شفیع) رضا پیروی سعید پاشازاده ناصر حامدی رضا قاسمی حامد جولازاده پیمان طالبی میلاد حسنی امیر حسام یوسفی نوید اسماعیل زاده عباس شبخیز قراملکی (شبخیز) مهدی جهاندار کرامت نعمت زاده علی اصغر حاج حیدری مهدی صفی یاری محمد علی بیابانی محمد امین سبکبار هانی امیر فرجی سینا نژادسلامتی رسول میثمی صباحی بیدگلی وصال شیرازی مهدی پورپاک فاطمه نانی زاده محسن خان محمدی حبیب نیازی مجید لشگری میرزا احمد عابد نهاوندی(مرشد چلویی) آیت الله سیداحمد نجفی(آقاجون) محمد جواد خراشادی زاده ناظرزاده کرمانی سیدجلال حسینی احمد جلالی حسین عسگری علی اصغر کوهکن حجت الاسلام میر تبریزی محسن مهدوی حبیب الله چایچیان رضا فراهانی محمدرضا شمس خاکی شیرازی ابراهیم بازیار عباس احمدی سید محمد اویار حسینی محمد احمدی مرحوم الهیار خان (آصف) جواد قدوسی مجید قاسمی محمد رسولی داوود رحیمی مسعود یوسف پور حیدر توکل فاضل نظری علی ناظمی صفایی جندقی کریم رجب زاده میرزا یحیی مدرس اصفهانی غلامرضا کافی عمان سامانی مهدی محمدی پانته آ صفایی محمد بختیاری حمیدرضا بشیری محمدسعید عطارنژاد پروانه نجاتی نیما نجاری علی اشتری جعفر خونویی رضا دین پرور محمد ظفر سید رضا میرجعفری خوشدل تهرانی مهدی نعمت نژاد محسن راحت حق سجاد محرابی سید فرید احمدی مهدی زنگنه کاظم رستمی روح الله عیوضی علی اصغر ذاکری گروه یا مظلوم امیر حسین حیدری امیر اکبرزاده مهرداد مهرابی سید محمد بابامیری توحید شالچیان نغمه مستشار نظامی رحیم معینی کرمانشاهی سید محمد میرهاشمی امیرحسین الفت غلامحسین پویان احمد علوی فیاض هوشیار پارسیان مرتضی امیری اسفندقه محمدعلی مجاهدی جعفر بابایی(حلّاج) اصغر عرب فرشته جان نثاری سیدمحسن حبیب لورسه محمد علامه صادق رحمانی فرهاد اصغری یاسر مسافر عباس ویجویی عباس عنقا منوچهر نوربخش سیدحسن حسینی محمدجواد باقری محمد ارجمند محمد عظیمی محمدحسین بهجت تبریزی(شهریار) محمدسعید میرزایی مهدی خطاط ادیب الممالک فراهانی محمدعلی رحیمی محمد قاسمی احسان نرگسی رضاپور داریوش جعفری حامد آقایی سید محسن حبیب الله پور مجتبی حاذق محسن حنیفی آرش براری بهنام فرشی هستی محرابی طاها ملکی یاسر قربانی محمد داوری امیرحسین آکار اسماعیل شبرنگ آرمان صائمی علی رضوانی عماد بهرامی عادل حسین قربان امیرعظیمی حبیب باقرزاده حسین محسنات علی اصغر یزدی مجتبی رافعی میثم خنکدار ابراهیم لآلی قاسم احمدی مهدی علی قاسمی پوریا باقری علی اکبر نازک کار نوید اطاعتی فاطمه خمسی مهدی میری مجتبی کرمی محمد دستان علی کاوند مهدی قربانی محمد مبشری محمدرضا رضایی موسی علیمرادی محمدعلی نوری میلاد یعقوبی حسین صیامی مرتضی مظاهری میرزا احمد الهامی کرمانشاهی ناصر دودانگه علیرضا وفایی(خیال) امیر فرخنده حسین واعظی سعید نسیمی محسن غلامحسینی منصوره محمدی مزینان ابراهیم روشن روش سید علی حسینی مرضیه نعیم امینی حمید فرجی امیرعلی شریفی جعفر ابوالفتحی محمد کاظمی نیا امیر علوی رضا قربانی مهدی کاشف امیرحسین محمودپور رضا اسماعیلی حسن فطرس عالیه رجبی رضا باقریان محسن عزیزی محمدرضا ناصری روح الله پیدایی محمد زوار ایمان کریمی مصطفی رفیعی مجتبی قاسمی محمود قاسمی مجید خضرایی یونس وصالی محمود یوسفی ایمان دهقانیا بردیا محمدی مجتبی دسترنج ملتمس محمد مهدی شیرازی محسن زعفرانیه حسین خیریان حامد شریف مهدی شریف زاده ابالفضل مروتی مصطفی کارگر معین بازوند سید جعفر حیدری محسن ناصحی روح الله قناعتیان محمدحسین ملکیان مقداد اصفهانی رسول عسگری عفت نظری سجاد شاکری احمد ایرانی نسب مسعود اکثیری حسن رویت علی سپهری سید امیر میثم مرتضوی سیدمحمد مظلوم حسین رضایی حیران علی مشهوری (مهزیار) علی قدیمی نیر تبریزی فیاض لاهیجی حسین عباسپور محمد بن یوسف اهلی شیرازی جویای تبریزی (میرزا دارا) سید رضا هاشمی گلپایگانی سید علی اصغر صائم کاشانی امیرحسین کاظمی سارا سادات باختر علی اصغر شیری محمد حسین آغولی (ترکی شیرازی) سلمان احمدی وحید اشجع مهرداد افشاری مرجان اکبرزاد محمد-مهدی-امیری شهره انجم شعاع عبدالحمید-انصاری‌-نسب مرتضی-بادپروا محمدرضا-بازرگانی زهرا براتی امیرحسن بزرگی متین زهرا بشری موحد سید-حکیم-بینش فاطمه‌ سادات پادموسوی سعید-تاج‌-محمدی مهدی چراغ‌زاد حامد حسینخانی سیده فرشته حسینی سیدموسی حسینی کاشانی علی‌اصغر الحیدری (شاعر هندوستانی) محمد سجاد حیدری سمیه خردمند ایرج میرزا محسن سیداسماعیلی میرزا محمد باقر صامت بروجردی میرزا حاجب بروجردی (افصح الشعراء) میرزا محمد رفیع (رفیع‌الدین) (واعظ قزوینی) آشفته شیرازی سید وحید حسینی مسعود مهربان مهدی انصاری رضا حامی آرانی سید حسن رستگار محمدجواد وثوقی حمید کریمی اسماعیل روستایی احمد شاکری ابراهیم زمانی محمد کیخسروی محمد جواد مهدوی یاسین قاسمی حسین کریمی مهدی امامی جواد کلهر مجتبی فلاح محمدجواد غفوریان پدرام اسکندری حسن اسحاقی نوید طاهری محمود مربوبی سیروس بداغی میلاد فریدنیا شهریار سنجری رضا ملایی مجید رجبی امیرحسین نجمی عمران بهروج صادق میرصالحیان حجت بحرالعلومی محمدحسین ذاکری رسول رشیدی راد زینب احمدی حامد خادمیان حمیدرضا محسنات حسین اخوان (تائب) محمود شریفی مهدی مقیمی وحید دکامین شهرام شاهرخی فرشید یارمحمدی علی فردوسی رضا شریفی سیدعلی رکن الدین عبدالحسین مخلص آبادی حسین سنگری رضا هدایت خواه مهران قربانی محسن قاسمی غریب سید مصطفی غفاری جم سید مسعود طباطبایی احمد عزیزی حسین زحمتکش حمید عرب خالقی سجاد روان مرد میثم کاوسی رضا مشهدی امیرحسین وطن دوست محمد کابلی محمدهاشم مصطفوی محمد دنیوی (حاتم) علی اکبر حائری محمدرضا طالبی کمیل کاشانی محمدباقر انتصاری مرتضی عابدینی علی حنیفه عبدالرضا کوهمال جهرمی سینا شهیدا مهدی فرجی حسنا محمدزاده سید مصطفی مهدجو علی میرحیدری علی خفاچی حسین ایزدی پرویز بیگلری چاوش اکبری زهرا هدایتی هاشم طوسی (مسلم) نجمه پورملاکی نادر حسینی سجاد شرفخانی علی زارعی رضایی محمدعلی رضاپور سید محسن حسینی مرحوم نادعلی کربلایی ابوالفضل عصمت پرست مجتبی نجیمی مجید نجفی مجید بوریان منش علی علی بیگی سید محسن علوی محمد جواد مطیع ها ناهید رفیعی امیررضا یوسفی مقدم سید علی نقیب ایوب پرندآور نوید پور مرادی علی ذوالقدر سید ابوالفضل مبارز علی شکاری حمید رحیمی انسیه سادات هاشمی محسن حافظی عبدالحسین میرزایی مهدی قاسمی رضا خورشید فرد وحیده افضلی سید محمد حسین حسینی محمد سجاد عادلی مهدی زارعی سید محمد جواد میرصفی یدالله شهریاری امید مهدی نژاد محمد صادق باقی زاده محمد خادم محمدرضا کاکائی سید حجت سیادت مهدی مردانی جواد محمود آبادی حسین شهرابی حامدرضا معاونیان احمد جواد نوآبادی محمد علی قاسمی خادم عرفان ابوالحسنی ظهیر مومنی سید صادق رمضانیان عاطفه سادات موسوی عاصی خراسانی علی محمدی حسین زارع سید مصطفی سیاح موسوی حمید محبی وحید نوری حسین اوتادی هادی ملک پور مهدی کبیری محمدرضا نادعلیان فرشید حقی رامین برومند (زائر) محمدرضا اسدی سجاد زارع مولایی سید امیر حسین فاضلی سید مصطفی حسینی راد محمد رستمی محسن همتی محمود تاری سید واصفی غلامرضا شکوهی کمیل باقری محمد حسین بناریان لیلا علیزاده مهدی حنیفه جواد کریم زاده سید صابره موسوی میرزا محمد تقی قمی (محیط) حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی (صفایی) عباس همتی یغما جندقی
براساس مداح
حاج منصور ارضی حاج محمود کریمی حاج محمدرضا طاهری حاج سعید حدادیان حاج میثم مطیعی حاج مجید بنی فاطمه حاج حمید علیمی حاج حسین سیب سرخی حاج مهدی سلحشور حاج سید جواد ذاکر حاج جواد مقدم حاج عبدالرضا هلالی حاج سید مهدی میردامادی حاج مهدی رسولی حاج حسن خلج حاج مهدی لیثی حاج نریمان پناهی حاج سید رضا نریمانی حاج احمد واعظی حاج حسین طاهری حاج مهدی سماواتی حاج محمد حسین پویانفر حاج سید حمیدرضا برقعی نا مشخص حاج میثم مؤمنی نژاد حاج مهدی اکبری حاج قاسم صرافان حاج مهدی مختاری حاج محمدرضا محمدزاده حاج کاظم اکبری حاج ابالفضل بختیاری حاج محمدرضا آغاسی حاج حنیف طاهری حاج وحید نادری حاج حسین رضائیان حاج امیر عباسی حاج محمد بیابانی حاج سید علی رضوی حاج سید مهدی هوشی السادات نزارالقطری حاج اسلام میرزایی حاج حسین سازور حاج محسن عرب خالقی حاج صابر خراسانی سید رسول نریمانی محمد جعفری ارسلان کرمانشاهی جبار بذری حاج اکبر مولایی حاج امیر برومند حاج محمدرضا بذری حاج حیدر خمسه حاج حسن حسین خانی حاج حسین عباسی مقدم حاج غلامحسین علیزاده حاج حسین عینی فرد حاج مهدی رعنایی حاج مصطفی روحانی حاج روح الله بهمنی حاج امیر کرمانشاهی حاج میرزای محمدی حاج وحید گلستانی حاج سید امیر حسینی علی فانی حاج سید علی مومنی حاج امین مقدم حاج محمد کمیل حاج محمد حسین حدادیان حاج سعید پاشازاده حاج مقداد پیرحیاتی حاج محمد سهرابی حاج محمد فصولی کربلایی حاج فرهاد محمدی حاج ابوذر بیوکافی حاج سید محمد جوادی حاج سید محمد عاملی حاج وحید یوسفی حاج محمد یزدخواستی حاج مجتبی رمضانی کویتی پور حاج محسن صائمی حاج حسین رستمی مرحوم استاد محمدعلی کریم خانی حاج حسین باشی حاج مهدی وثیق حاج شیخ محمد ناصری سید علی حسینی حاج محمد امانی مرحوم محمدعلی چمنی حاج رضا قنبری حاج عبدالله شیران مرحوم استاد سلیم موذن زاده حاج علی اصغر ارغوان مرحوم حاج فیروز زیرک کار سید حسین قاضی سید مهدی حسینی استاد محسن فرهمند حاج احمد عثنی عشران حاج محمد احمدیان حاج صادق آهنگران حاج اکبر نوربهمنی سیدرضا میرجعفری سیدرضا تحویلدار ایمان کیوانی حاج محمدحسین عطائیان حاج حسن شالبافان حاج محمدصادق عبادی حاج علی عرب حاج علیرضا قزوه حاج آرش پیله وری حاج مهدی تقی خانی حاج یزدان ناصری حاج امیرحسن محمودی حاج حمید دادوندی حاج احمد نیکبختیان حاج امیرحسن سالاروند حاج هاشم سالار حسینی حاج ابراهیم رحیمی حاج محمد صمیمی حاج حمیدرضا قناعتیان حاج محسن عراقی حاج محسن طاهری حاج حسین ستوده حاج مهدی دقیقی حاج حسین رجبیه حاج رحیم ابراهیمی حاج حسین فخری حاج صادق حمزه حاج حسین هوشیار حاج حسین جعفری استاد رائفی پور حاج داوود احمدی نژاد مرحوم مرشد حسین پنجه پور حاج سید محمد حسینی حاج هادی گروسی حاج محمدرضا مختاریان حاج حسن کاشانی حاج وحید جلیلوند حاج حیدر منفرد حاج علی مهدوی نژاد حاج مرتضی امیری اسفندقه حاج حسین خلجی حاج وحید قاسمی حاج سید محمود علوی حاج سعید قانع حاج سید جعفر طباطبائی حاج حسین محمدی فام حاج هادی جان فدا حاج علی علیان حاج صادق کریمی حاج محسن توکلیان حاج محمد قربانخوانی حاج حسن رضا عبداللهی حاج مرشد میرزا مرحوم مرشد میرزا حاج مهدی اقدم نژاد شهید حسین معز غلامی حاج حسین رحمانی حاج علی اکبر سلحشور حاج محمد گرمابدری حاج محمد جواد احمدی حاج احمد اثنی عشران حاج جواد ابوالقاسمی حاج محمد مهدی اسماعیلی حاج محسن حسن زاده حاج اکبر بازوبند آیت الله سید محمدحسن طهرانی مجید رضانژاد محمدجواد توحیدی حاج یدالله محمدی مرحوم سید مهدی احمدی اصفهانی حاج محمود گرجی حاج رضا علی رضایی حاج جواد باقری حاج سید ابراهیم طاهریان حاج مسعود پیرایش حاج محمدرضا نوشه ور حاج حسن بیاتانی حاج علی اکبر زادفرج حاج علی جباری حاج علی کرمی حاج سعید خرازی حاج هادی ملک پور حاج حسن عطایی حاج محمد کریمی حاج محمد رستمی حاج جواد حیدری