ایهاالمظلوم
شعر و اشعار بعثت حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و اله و سلم و صوت سبک و گریز اشعار
لطفاً برای جستجوی گریزهای متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز مراجعه فرمایید
مورد
وحید قاسمی
وحید قاسمیبعثت حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و اله و سلم)
آسمونیا غزل خوون توی این شبِ همایون
جای ذکرحق ببینید صلواتِ رو لباشون
 
شدن عاشق نگاهت پراشونه فرش راهت
می خونن نمازُ زیر طاق ابروی سیاهت
 
 
عید مبعث دوباره هیئتا چه حالی داره !
عیدی کربلا می گیره هر کسی که کم نذاره
 
شب جشن حق پرستی شب کف زدن با مستی
دعوت خداست که امشب بین نوکراش نشستی
 
عید مبعثِ می دونید سرودُ با من بخونید
براتِ مدینه می دن، بگیرید همه می تونید
 
بارون غزل می باره از لبای هر ستاره
تو دلای شیعیانش غم دیگه جایی نداره
 
شب عید پس چه بهتر لبی تر کنیم ز ساغر
روی خمره ها نوشته می بزن به عشق حیدر
 
شب عید مبعث باز شب جام و باده و ساز
ساقی از تموم هیئت عکس دستِ جمعی بنداز
 
روز محشر ای جماعت پیش چشم اهل بدعت
فاطمه می شه به اذنش همه کاره ی قیامت
 
 
رحمتش حساب نداره هوامون رو خیلی داره
بیش تر از همه قیامت به ماها محل می ذاره
 
قیامت روز نویده دل شیعه پُر امیده
حضرت نبی به حیدر کلید بهشتُ می ده
مهدی مقیمی
مهدی مقیمیبعثت حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و اله و سلم)
مدح حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و اله و سلم)
با نگاه خدای محمد
کبریا شد حرای محمد
جامه ی سبز پیغمبری شد
تا قیامت ردای محمد
خاکسارش نه تنها حرا شد
مکه شد خاک پای محمد
تا رسالت بر او گشت ابلاغ
نام حق شد نوای محمد
در تمام جهان گسترش یافت
وسعت ماجرای محمد
عزت نفس انسان فزون شد
تا که شد مبتلای محمد
آبرو از درش کسب کردیم
در مقام گدای محمد
فکر من بیشتر قد نمی داد
کل خلقت فدای محمد
از همان اولش مرتضی بود
هر کجا پا به پای محمد
مصطفی مصطفای علی شد
مرتضی مرتضای محمد
شیعه مردانه تا پای جانش
مانده زیر لوای محمد
 
او امین رفت و پیغمبر آمد
بهر بیعت علی حیدر آمد
 
 
سر زد از کوه نور آفتابش
داد آخر خدایش جوابش
مکتبش اعتلای بشر بود
جان به قربان اسلام نابش
انقلابی به پا کرد و عالم
زیر و رو گشته با انقلابش
چشم عالم دگر تا قیامت
مثل او را نبیند به خوابش
مصحف دیگر ادیان عالم
آیه ی کوچکی از کتابش
کل پیغمبران الهی
مثل روح الامین در رکابش
حافظ دین اسلام او شد
دست پر قدرت بوترابش
قسمت شیعیان علی کن
از دعای شب مستجابش
گر بگویی سلام و درودش
بیشمار است قدر و ثوابش
در قیامت سرش هست بالا
هر که بر او بود انتصابش
هر که با خاندانش در افتاد
با خدای تعالی حسابش
 
دوره ی جاهلیت سر آمد
بهر بیعت علی حیدر آمد
 
عالم انگشتر و او نگین است
حضرت خاتم المرسلین است
پیشوایی برازنده ی اوست
پیشوای همه مسلمین است
اولین است در هر چه خوبی
گرچه پیغمبر آخرین است
شک ندارم که حیدر برایش
دست الله ، در آستین است
گنبدش پرچم سبز صلح است
بین خلق خدا بهترین است
مهربان و خوش اخلاق و محبوب
با وقار و صبور و متین است
دشمن او زمین خورده ی اوست
بس که مصداق فتح المبین است
رحمتش منحصر بر کسی نیست
رحمت عام ، للعالمین است
کار ما شد گدایی ز دستش
دستهایش چه کارآفرین است
هر کجا عاشقی دارد اما
مرکزش خاک ایران زمین است
لطف او شامل حال عالم
دستگیرنده ی آن و این است
 
آری احمد به این باور آمد
بهر بیعت علی حیدر آمد
 
از طریق تو روشنگری شد
کامل آیین پیغمبری شد
کاروان هدایتگری دها
وارد راه روشنتری شد
عرصه ی عالم از بعد آن روز
بستر مکتب بهتری شد
تا که اسلام را عرضه کردی
مرتضی آمد و مشتری شد
مرتضی تا که اسلام آورد
شخص اسلام هم حیدری شد
پرچم کفر وقتی زمین خورد
وقت اسلام و نوآوری شد
دوره ی سرکشی ها تمام و
دوره ی از تو فرمانبری شد
اعتقادات اگر ارتقا یافت
با بیانات تو رهبری شد
دین خود را که صادر نمودی
دین اسلام سرتاسری شد
در جهان ، عشق ، تزریق کردی
این جهان عالم دیگری شد
سرنوشت دو عالم عوض شد
روز مبعث عجب محشری شد
 
عشق را روح در پیکر آمد
بهر بیعت علی حیدر آمد
 
 
سینه ها پر ز رمز است و راز است
شیعه در زندگی سرفراز است
ای محمد دوباره به پا خیز
یک تلنگر به عالم نیاز است
در کجای مرام محمد
کشتن یک مسلمان مجاز است
کار یک عده ظلم و تجاوز
کار یک عده سوز و گداز است
نوبر است این مسلمان نمایی
این که خواندید آیا نماز است
باز ابو جهل ها پا گرفتند
مرکز فتنه ها در حجاز است
بولهب ها کمی خدعه کردند
باز "تبت یدا" چاره ساز است
شیعه باید به پا خیزد امروز
گرچه این راه دور و دراز است
نسل وهابیت ور می افتد
دست الله ، شیعه نواز است
داعشی در سرازیری افتاد
پرچم شیعه در احتزاز است
ظاهرا  راه ، بسته شد اما
از مدینه به دل راه باز است
 
چشم دشمن ز کاسه در آمد
بهر بیعت علی حیدر آمد
امیرعظیمی
امیرعظیمیبعثت حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و اله و سلم)
جلوه ای از رخ معشوق به ما تابیده
نوری از جنس خدا در همه جا تابیده
مکه روشن شده، خورشید حرا تابیده
ای خدیجه پدر فاطمه آمد، صلوات
دست پر آمده امروز محمد صلوات
 
 
آمد از سمت حرا، نور نبوت به جبین
آمد از سمت حرا، قاری قرآن مبین
آمد از سمت حرا، مرد پیام آور دین
او که مسرور می آید، شده پیغمبرمان
أشهَدُ أَنَّ محمد شده پیغمبرمان
 
 
او که از روز نخستین و ازل احمد شد
او که در غار حرا، منتخب ایزد شد
شد حرا میکده اش، مست می سرمد شد
جبرییل آمده و جام نبوت در دست
تا که با خواندن قرآن نبی گردد مست
 
 
نزد او چهره ی ابلیس حضیض است چقدر
وحی از غنچه ی لبهاش لذیذ است چقدر
این نبی نزد خداوند عزیز است چقدر
خاص بوده که به او سوره ی کوثر دادند
خوش بحالش، که به او حیدر صفدر دادند
 
 
او رسول است و شده حرف حسابش قرآن
هدیه اش بر همه توحید پرستان، ایمان
آمده تا که بسازد ز گِل ما انسان
ما اگر ماه خدا، ماه محرم داریم
از سر سفره ی پیغمبر خاتم داریم
 
 
مصطفایی که به جز زجر ز کفار ندید
از یَد بولهب مکه کم آزار ندید
دور خود یار، به جز حیدر کرار ندید
روی غمهاش به جز فاطمه مرهم نگذاشت
سنگ دشمن به لبش خورد، ولی کم نگذاشت
 
 
آمده تا که بتی قبله ی مردم نشود
کعبه از لات و هبل، غرق تألم نشود
کعبه خود سنگ نشانیست که ره گم نشود
به خداوند، به قرآن و به جان ثقلین
قبله ی اصلی عشاق جهان است حسین
 
 
زینت دوش نبی کیست، أباعبدالله
دین ناب نبوی چیست، أباعبدالله
غیر حق فانی و باقیست، أباعبدالله
این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست
این چه شمعی است که جانها همه پروانه ی اوست
 محمد جواد خراشادی زاده
محمد جواد خراشادی زادهبعثت حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و اله و سلم)
کوه غرق بود در سکوتی محض
دل شب در حرا دعا میخواند
آسمان غرق سجده بود آن شب
داشت سجاده، ربنا میخواند
 
از دعایش نسیم می‌بارید
چشم هایش همیشه باران داشت
علت آفرینش افلاک
در وجودش هزار قرآن داشت
 
 
با خودش غرق در خدایش بود
او که لبریز عشق ذات خداست
ناگهان یک غریبه را حس کرد
-او که در غار یکه و تنهاست-
 
ناگهان کوه ها به خود پیچید
ناگهان غار از نفس افتاد
آن غریبه برای عرض ادب
دست بر سینه زد سپس افتاد
 
ای محمد بخوان به نام خدا
آن خدایی که صاحب عرش است
آمده جبرئیل مهمانی
او که بالش برای تو فرش است
 
جبرئیل آمده است مهمانی
آیه آورده است از ملکوت
آیه آورده است اما باز
شده از بندگی تو مبهوت
 
 
چشم وا کن ببین به لطف خدا
تو به شایستگی قبول شدی
تو که یک عمر بندگی کردی
با عنایات حق رسول شدی
 
از مسیری که پیش رو داری
نهراس و همیشه محکم باش
سلسله کوه انبیا را تو
نقش امضا و مهر خاتم باش
 
نهراس از صدای بتکده ها
تو که بالاسرت خدا داری
چه غم از طعنه ابوسفیان
لشکری مثل مرتضی داری
 
تا ابد آفریده است خدا
هاله ای از بهشت دور و برت
یک طرف مرتضی و از یک سو
همسرت مثل کوه پشت سرت
 
آه برخیز وقت آن شده است
عالم جهل را سر به راه کنی
هر زمان خسته ای فقط کافیست
به جمال علی نگاه کنی
 
آیه آمد بخوان به نام خدا
شب دلتنگی ات سرآمده است
جبرئیل آمده است با قرآن
نوبت مدح حیدر آمده است
 
 
چشم شیطان دوباره کور شده
گوش هرچه حسود کر شده است
و محمد اگر که شمس خداست
او برای نبی قمر شده است
 
در دل کوه یکه و تنهاست
و علی بود آنکه محرم شد
نوبت سوره نبأ شده است
قالب و وزن شعر درهم شد
 
هرکسی پای عشق تو جان داد
به عقیق یمن بدل شده است
نوبت مدح مرتضی آمد
شعر چارپاره هم غزل شده است
 
دل به تو داده ام خدا را شکر
پات افتاده ام خدا را شکر
تا ابد پای عشق پاک شما
محکم استاده ام خدا را شکر
تا تو ساقی کوثری من هم
مست از این باده ام خدا را شکر
اگر عشق تو آخرش دار است
من هم آماده ام خدا را شکر
تو امیری و این وسط من هم
نوکری ساده ام خدا را شکر
 
با نفس های تو خراب شدم
غوره بودم ولی شراب شدم
 
عشق تو در بهشت شرط وصول
حب تو معنی تمام اصول
حضرت عشق حضرت حیدر
تویی هم کفو و هم تراز بتول
ای به روز حساب راه نجات
ای به آیات وحی شان نزول
به جماعت بگو که جز تو کسی
نیست در حد جانشین رسول
پای ایوان طلات جبرائیل
ایستاده برای اذن دخول
 
مثل من او سلام میخواهد
از تو حسن ختام میخواهد
محمود ژولیده
محمود ژولیدهبعثت حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و اله و سلم)
این محفل ختم رُسل، یا بزم شکر داور است
این حلقه ی ذکر علی، یا بعثت پیغمبر است
مبعث شب وصف علی، نه جای ذکر دیگر است
هرگز نپنداری جدا، جانِ نبی از حیدر است
اینگونه از شبهای سال، این لیلة المحیا سر است
 
عید رسول الله شد، افضل ز اعیاد خدا
ختم رسل شد مصطفی، بهر ولای مرتضا
 
دانی چرا مبعوث شد بهر رسالت مصطفا
تا که خدا فرمان دهد او را پیِ امرِ ولا
تنها نه در خمّ غدیر، از قبل فرمودش خدا:
حیدر ولی اللهی اَش، باشد همه اسرارِ ما
دین آسمانی بی ستون باشد به یمنِ مرتضا
 
هر جا که احمد پر کشد، آنجا نظر گاه علیست
مافوقِ طاقِ عرشِ حق، خطّ گذرگاه علیست
 
اصلاً برای مصطفی، سرمایه ی پیغمبری
در عرش و فرش و برّ و بحر، یکجاست صوت حیدری
معراج نه، غارِ حرا نه، نزد قرب داوری
صوتِ علی زد حرف اول را، نه صوت دیگری
یعنی علی غیر از خدا، بر هر که دارد سروری
 
صوتِ علی، آهنگ زیبای دلِ پیغمبر است
با این صدا او آشنا، از ابتدا تا آخر است
 
بعثت حقیقت دارد اما، این حقیقت با علیست
قرآن شریعت دارد اما، این شریعت با علیست
احمد طریقت دارد اما، این طریقت با علیست
دینش هدایت دارد اما، این هدایت با علیست
عترت ولایت دارد اما، این ولایت با علیست
 
دانی که سرّ مصطفی در چیست ، هم وِردِ لبش
یک روح در دو کالبد، این است اصلِ مطلبش
 
این عید را ذکر علی، بالاتر از هر مطلبی است
ما مدحِ مولا را اگر داریم بر لب، از نبی است
هر کس که با این ره مخالف باشد از ما اجنبی است
ذکر علی، ذکر جوانمردان به هر روز و شبی است
این ذکر ، زینت بخشِ مَه رویان به هر لعلِ لبی است
 
ذکرِ سماوات و زمین، حیدر امیر المومنین
بعثت همین است و همین، حیدر امیر المومنین
 
احمد به جرم عشقِ او، در جنگ ابرویش شکست
زهرا برای یاری اش، در کوچه بازویش شکست
اصلا حسن، با ذکر نام او، گُلِ رویش شکست
آری حسینش در تهِ گودال، ابرویش شکست
با سنگ کوفی حرمتِ زینب، ز هر سویش شکست
 
ذاتِ پیامِ جاودانِ بعثتِ احمد، علیست
قرآن بخوان، جانِ کلامِ خالقِ سرمد، علیست
بردیا محمدی
بردیا محمدیبعثت حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و اله و سلم)
مدح حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و اله و سلم)
گیسوی تو برای پریشان شدن بس است
چشم ات برای سر به بیابان شدن بس است
دلدار اگر تویی به خدا که برای ما
بیدل‌ترین قبیله ی دوران شدن بس است
هر روز پای "یار" قَبا چاک می زنیم
کِی گفته ایم پاره گریبان شدن بس است
از خیل معجزات تو،یک مهربانی ات
کُفّار را برای مسلمان شدن بس است
قدری ز دستپُخت خدیجه به ما بده
نانش برای بوذر و سلمان شدن بس است
مبعوث می شوی که بگویی به ابتران
دختر برای کوثرِ قرآن شدن بس است
تدریس نکته های ولایت شناسی ات
ما را برای طفل دبستان شدن بس است
 
تو آمدی نشان بدهی راه و چاه چیست
آئینه دار پرتو خورشید و ماه کیست
 
قرآن بخوان که سینه به سینه صدا شویم
از گورهای جهل ابوجهل،پا شویم
قرآن بخوان که با نفحات بهشتی ات
قدری عوض شویم،کمی با خدا شویم
این دست ها به شوق قنوتت بلند شد
تا تکّه ای ز پازِل این "ربّنا" شویم
بالی برای پر زدن ما درست کن
تا جبرئیل های مقیم حرا شویم
همراه چار قبله ی توحید آمدی 
تا بندگان کعبه ی آل عبا شویم
بر روی شانه ات بنشینیم لحظه ای
لبخند شاد کودکی کوچه‌‌ها شویم
پُشت در حریم تو از اولیا پُر است
ای کاش بین آن همه ما نیز جا شویم
فردای حَشر منصبمان پادشاهی است
امروز اگر قرار بر این شد گدا شویم
فانوسِ راه را به یدالله داده ای
می خواستی که با علی ات آشنا شویم
یک هشتم عدس به علی عشق داشتن...
گفتی که کافی است ز آتش رها شویم
 
ما را علی علیِ تو اینجا کشانده است
پائین پای غار حرایت نشانده است
 
بال ملک کجا و بلندای بام تو
از کهکشان بُرون زده حدِّ مقام تو
ای کعبه ی نگاه تو صدها بِلال ساز
"قبله"، نماز خوانده به بیتُ الحرام تو
ذکر مدام اهل وِلا یا محمد است
جان تمام شیعه به قربان نام تو
اما تو آمدی که بگویی علی که بود
این داستان نهفته شده در قیام تو
"هرکس علی شناخت،خدا را شناخته"
این بود جانِ مطلب و اصلِ پیام تو
معراج هم اگر بروی..،دردِدل کنی
جز مرتضی کسی نشود هم کلام تو
"یا اهل بیت پاکِ خداوند لایزال"
هر ثانیه شنیده شد این اَلسَّلام تو
یک نیمه ی تو "فاطمه" شد،آن یکی "علی"
حالا بگو که سجده کنم بر کدام تو!؟
طبق حدیث قدسی لولاک..،گفته اند:
زهراست مقتدای "علی" و امام "تو"
 
از نور این دو ،پرتوِ قرآن  درست شد
با "مرتضی" و "فاطمه" ایمان درست شد
 
سرمایه ی محبت زهراست دینمان
یعنی که فاطمه است دلیل یقینمان
او بانی تفاخُر حق بر ملائکه است:
"او فاطمه است،بنده ی خلوت گُزینمان"
در حشر او سواره و باقی پیاده اند
آن بی مثال‌بانوی بالا نشینمان
در دست فاطمه است کلید دَر جَنان
از باغ های اوست بهشتِ بَرینمان
حوریّه ای که با دمِ اُمّید بخش خویش
هجده نفس رسیده به داد زمینمان
آن مادری که صبح قیامت یکی یکی
با مِهر مادرانه کُنَد دست چینمان
 
باید کسی شبیه علی همسرش شود
آئینه دار جلوه ی پیغمبرش شود
 
امّا پس از تو حرمت حیدر شکسته شد
آیه به آیه سوره ی کوثر شکسته شد
دیگر کسی به عترتتان اعتنا نکرد
این نخل ریشه دار تناور شکسته شد
در کوچه راه فاطمه ات سَد شد ای پدر
در کوچه گوشواره ی دختر شکسته شد
سیلی چنان به صورت زهرای تو گرفت
آورده‌اند گونه ی مادر شکسته شد
آتش به جان لانه ی آل نبی زدند
بال و پر کبودِ کبوتر شکسته شد
او را چنان زدند که "مسمار" سرخ شد
او را چنان زدند که "در" سرشکسته شد
 
ما در عزای دختر تو گریه می کنیم
عُمری برای دختر تو گریه می کنیم
غلامرضا سازگار
غلامرضا سازگاربعثت حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و اله و سلم)
امشب دلم از عالم اسرار خبر یافت
شد بی خبر از خویش و ز دلدار خبر یافت
 
از گمشدۀ خویش دگر بار خبر یافت
در دشت کویر از گُل بی خار خبر یافت
 
وز مهر فروزان به شب تار خبر یافت
در غار حرا پر زد و از یار خبر یافت
 
صحرای کویر آمده گلزار نبوّت
امشب شده ام غرق در انوار نبوّت
 
تنزیل ملایک به زمین باد مبارک
تهلیل به جبریل امین باد مبارک
 
تسبیح خداوند مبین باد مبارک
رحمت زیسار و ز یمین باد مبارک
 
بر اهل یقین نور یقین باد مبارک
بر ختم رسل رایت دین باد مبارک
 
بت ها همه اقرار به توحید نمودند
یکباره لب خویش به تکبیر گشودند
 
ای شهر خدا این همه تمجید مبارک
ای ظلمت شب پرتو خورشید مبارک
 
ای مکّه به خاکت گل امّید مبارک
ای کودک در گور نهان عید مبارک
 
ای غار حرا جلوۀ توحید مبارک
انوار خدا در تو درخشید مبارک
 
ای دّر یتیم از صدفت جلوه گری کن
بیرون شو و ابناء بشر را پدری کن
 
این نغمۀ وحی است به پا خیز محمّد (صلی الله علیه و آله)
تا چند بود تیغ ستم تیز محمّد (صلی الله علیه و آله)
 
از خون شده جام همه لبریز محمّد (صلی الله علیه و آله)
برخیز و برافروز و برانگیز محمّد (صلی الله علیه و آله)
 
بت های حرم را تو فرو ریز محمّد (صلی الله علیه و آله)
تو با حق و حق با تو بود نیز محمّد (صلی الله علیه و آله)
 
از جانب ما منجی ابناء بشر باش
بارید اگر سنگ تو با خنده سپر باش
 
تو با سخن زندۀ خود مصحف نوری
تو صبح امید همه را شمس ظهوری
 
تو رهبر جنّ و ملک و آدم و حوری
تو در دل تاریکی غم برق سروری
 
تو منجی هر دخترک زنده به گوری
تو ریشه کن ظلم و فساد و زر و زوری
 
فریاد برآور که بشیریّ و نذیری
تا حشر رسولی و سراجّی و منیری
 
پیغامبران دست به دامان تو بودند
در بین کتب پیرو قرآن تو بودند
 
گمگشتۀ صحرا و بیابان تو بودند
گلهای خدا بوی گلستان تو بودند
 
پیش از تو همه در خط فرمان تو بودند
آری همه شاگرد دبستان تو بودند
 
پیش از گِل آدم گُل این باغ تو بودی
تعلیم ده بلبل این باغ تو بودی
 
تا چند خرد بسته به زنجیر جهالت
تا چند بشر دستخوش کفر و ضلالت
 
تا کی گذرد عمر خلایق به بطالت
تا چند زند پست ترین، لاف جلالت
 
تا چند شود طعمۀ بیداد، عدالت
ای بر سرت از جانب حق تاج رسالت
 
شب رو به زوال است و سحر منتظر تو است
از غار برون آ که بشر منتظر تو است
 
ای مکتب توحیدِ تو تا حشر سر افراز
ای روح خرد بر سر کوی تو به پرواز
 
ای کرده خدا حکم نبوّت به تو ابراز
دین و سخن و حکم و کتابت همه اعجاز
 
آیین تو در کلّ ملل هست بشر ساز
اسلام تو با آیه اقراء شده آغاز
 
جز تو نتواند نتواند نتواند
از جهل بشر را برهاند برهاند
 
ای ختم رسل باز نگر امّت خود را
پا مال قلم ها بنگر حرمت خود را
 
دادند زکف امّت تو وحدت خود را
مظلوم تر از پیش ببین عترت خود را
 
نادیده گرفتند بسی عزّت خود را
کردند فراموش همه قدرت خود را
 
شیطان ز کمین گاه بر آورده سر امروز
بسته است به نابودی قرآن کمر امروز
 
برخیز و دعا کن که شب هجر سر آید
شاید سحری گردد و صبحی دگر آید
 
برخیز و دعا کن که بشیری ز درآید
از یوسف گمگشتۀ قرآن خبر آید
 
از دیدۀ شیعه همه خون جگر آید
کز قلب شب آن مهر فروزنده در آید
 
دین، علم، نبوّت، سه گرامی اثر تو است
این هر سه، کمالش به ظهور پسر تواست
 
مهدی است که تکمیل کند مکتب دین را
مهدی است که بخشد به بشر نور یقین را
 
مهدی است که آرد به جهان فتح مبین را
مهدی است که پر می کند از عدل زمین را
 
مهدی است که پیروز کند اهل یقین را
مهدی است که کوبد سر شیطان لعین را
 
از بعثت پیغمبر، تا نهضت مهدی
بوده همه جا صحبت، از دولت مهدی
 
شیعه است که در موج بلا زندۀ مهدی است
شیعه است که پوینده و پایندۀ مهدی است
 
شیعه است که پیدا به لبش خندۀ مهدی است
شیعه است که فریاد خروشندۀ مهدی است
 
شیعه است که جان بر کف و رزمندۀ مهدی است
شیعه گلی از گلشن فرخندۀ مهدی است
 
«میثم» که بود منتظر روز ظهورش
باشد که شود قسمت او فیض حضورش
رضا یعقوبیان
رضا یعقوبیانبعثت حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و اله و سلم)
عاشقان شادی نمایید 
مبعث پیغمبراست
 
آخرین نور رسالت
دردوعالم رهبراست
 
یا حبیبی یا محمد***
یارسول الله مدد
 
جبرئیل ازسوی سرمد
برزمین شدجلوه گر
 
شده این غارحراچون
وادی طور دگر
 
یا حبیبی یا محمد***
یا رسول الله مدد 
 
پیک حق ازسوی خالق
آمده روی زمین
 
یا محمدتابه محشر
تویی ختم المرسلین
 
یا حبیبی یا محمد***
یارسول الله مدد
 
گویدآن پیک الهی
توحبیب داوری
 
آخرین نورالهی
آخرین پیغمبری
 
یا حبیبی یا محمد***
یا رسول الله مدد
 
یا محمد قم فانذر
بهرابلاغ پیام
 
بایدازبهرهدایت
توبورزی اهتمام
 
یا حبیبی یا محمد***
یا رسول الله مدد
 
ازکرامات خدایی
تورسول خاتمی
 
ازکنون تاروزمحشر
رهنمای عالمی
 
یا حبیبی یا محمد***
یا رسول الله مدد
 
گشته ام مولای عالم
شامل احسان تو
 
امشب ای ختم رسالت
گشته ام مهمان تو
 
یا حبیبی یا محمد***
یا رسول الله مدد
 
تورسول کبریایی
برتوام مولاپناه
 
برمن ای شمس هدایت
ازکرم بنما نگاه
 
یا حبیبی یا محمد***
یا رسول الله مدد
 
شکرلله من زطفلی
بردرت هستم گدا
 
امشب ازلطف وکرامت
حاجتم بنما روا
 
یا حبیبی یا محمد***
یا رسول الله مدد
 
یا محمدعیدمبعث
کرده ام من برتورو
 
برمن مسکین وتنها
داده عشقت آبرو
 
یا حبیبی یا محمد***
یا رسول الله مدد
 
یک نشانه ازبهشت است   
گنبدخضرای تو
 
دستگیر شیعیانند
حیدر و زهرای تو
 
یا حبیبی یا محمد***
یا رسول الله مدد
غلامرضا سازگار
غلامرضا سازگاربعثت حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و اله و سلم)
در روی تو میبینم مهر رخ سرمد را***
در وصف تو میخوانم ما کان محمد را
 
ای عرش زمین بوست ای چرخ زمین گیرت
ای دست قضا دائم در پنجه تقدیرت
 
هم پای رسل بسته در حلقه زنجیرت
هم قلب ملک روشن در مکتب تنویرت
 
پاکان دو عالم پاک از ایه تطهیرت
حُسن ازلی پیدا بر خلق ز تصویرت
 
در روی تو میبینم مهر رخ سرمد را***
در وصف تو میخوانم ماکان محمد را
 
خورشید اگر وام از رخسار تو نستاند
تا حشر ز بی نوری بر کام افق ماند
 
جبرئیل امین خود را محتاج تو میداند
بر خیل ملک دائم اوصاف تو را خواند
 
حق عالم خلقت را برگرد تو گرداند
حیدر در مدح از لب بر پای تو افشاند
 
با آن که بود مولا مخلوق دو عالم را
فرمود که من عبدم پیغمبر اکرم را
 
در روی تو میبینم مهر رخ سرمد را***
در وصف تو میخوانم ما کان محمد را
 
بر خیل رسل بودی ز آغاز پیمبر تو
قرآن و نبوت را اول تو و آخر تو
 
مینای ولایت را ساقی تو ساغر تو
قانون نبوت را قاضی تو و داور تو
 
خوبان دو عالم را مولا تو و سرور تو
ما ذره ناچیز و خورشید منور تو
 
در روی تو میبینم مهر رخ سرمد را***
در وصف تو میخوانم ما کان محمد را
علی اکبر لطیفیان
علی اکبر لطیفیانبعثت حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و اله و سلم)
امشب از لطف خداعید رسالت آمده 
بهر یاری بشر روح عدالت آمده
 
لطف حق شامل شده 
پیک حق نازل شده
 
یا محمد یا نبی***            
 
پیک حق گوید محمد تو دگر پیغمبری 
آخرین نور الهی، بر بشر روشنگری
 
از همه عالم سری
کن بشر را رهبری
 
یا محمد یا نبی*** 
 
ای که هستی یا محمد رحمه للعالمین 
ختم مرسل گشته ای از سوی خلاق مبین
 
پیک حق داده پیام 
یا نبی بنما قیام
 
یا محمد یا نبی*** 
 
قامت ظلم و تباهی خم شده شادی کنید
مبعث پیغمبر اکرم شده شادی کنید
 
پیک حق داده نوید 
سر زده صبح سفید
 
یا محمد یا نبی*** 
 
ما همه ذره تو خورشیدی رسول الله مدد 
بردل مانور بخشیدی رسول الله مدد
 
ای که ذره پروری 
خوب و بد را می خری
 
یا محمد یا نبی*** 
 
شکر لله در شب مبعث شدم مهمان تو
در کنار سفره تو ریزه خوار خوان تو
 
آمدم بر تو پناه  
سایلت راکن نگاه
 
یا محمد یا نبی*** 
 
من چوظلمت هستم وشمع شب افروزم تویی 
روشنی قلب زار هر شب و روزم تویی
 
ای که هستی تو مجیر
از کرم دستم بگیر
 
یا محمد یا نبی*** 
 
من زطفلی سائل کوی تو هستم یا نبی
از ازل از لطف حق دل بر تو بستم یا نبی
 
ای دعای مستجاب
ده به من مولاجواب
 
یا محمد یا نبی*** 
مرضیه عاطفی
مرضیه عاطفیبعثت حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و اله و سلم)
فارغ از هر گونه اما و اگر آورده ای
برکتِ اسلام را سمتِ بشر آورده ای
 
صبحِ بعثت فتح کردی قلهٔ توحید را
از خدایِ «لاشریکَ لَه» خبر آورده ای
 
گنجِ عالم را به تو دادند با پیغمبری
در دلِ غار حرا یک کوهِ زر آورده ای
 
نورِ «إقرأ بسم ِ ربکْ» باغ را آباد کرد
نوبرانه بر درختِ دین ثمر آورده ای
 
وحی نازل شد! رسالت های تو جریان گرفت
موجِ دریا را به خاکِ شعله ور آورده ای
 
جبرئیل از لطفِ دستت باز هم شد نونَوار
چون برایش با محبت بال و پر آورده ای
 
می‌شود با دستهایِ تو بساطِ کفر جمع
از برایِ مشرکان بارِ سفر آورده ای 
 
می‌خورَد امشب تبر بر قامتِ لات و هُبل
خیرِ مطلق را برای اهلِ «شر» آورده ای 
 
با شجاعت جاهلیت را سپردی دستِ گور
دختران را سمتِ آغوش پدر آورده ای
 
شرط بعثت بود تبلیغِ ولایت در غدیر
اینچنین نام علی را بیشتر آورده ای
 
بر درِ خیبر هراس افتاد چونکه با خودت
حیدرِ کرار را نه! شیرِ نر آورده ای
 
بی‌ در و پیکر شد آری قلعه با دستِ علی
در میانِ معرکه شور و شرر آورده ای
 
در غدیرخم علی را جانشینَت کردی و
یک أمیرالمؤمنینِ معتبر آورده ای!