ز انواری که تابان است امشب

ز انواری که تابان است امشب 
حرا آیینه بندان است امشب
 
حرا آن غار متروک زمان ها
تجلی گاه قرآن است امشب
 
 
حرا آن غار دور افتاده از شهر
ز شوکت قبله جان است امشب
 
حرا هر قلبه سنگش نقش قبریست
که همچون اشک لرزان است امشب
 
حرا سر برده در دامن نداند
که خورشیدش به دامان است امشب
 
ز خورشیدی که او دارد به دامان
جهانی نور باران است امشب
 
ز اعجازی که او دارد پیاپی
حرا مبهوت و حیران است امشب
 
 
شروع عصر ناب حق پرستی
طلوع ماه ایمان است امشب
 
حرا آن معبد مأنوس احمد
ز نور وحی رخشان است امشب
 
حرا طور تجلی هست و او را
امین وحی مهمان است امشب
 
به مأموریتی جبریل تا أرض
روان از سوی یزدان است امشب
 
 
به کف لوحی ز اسرار الهی
به لب آیات رحمان است امشب
 
که این آیات بر خوان یا محمد
بِاِسم ربک الأعلی محمد
23
0
موضوعبعثت حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و اله و سلم)
گریز
شاعرسید رضا موید خراسانی
قالبترکیب بند
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت