محسن حنیفی

آن مادری که زخم‌هایت را زیارت کرد

بازگشت
آن مادری که زخم‌هایت را زیارت کرد
ای نام شیرین، مثل کوثر خوش‌گوارت کرد
 
تسنیم را فرمود، اشک چشم تو باشد
نیل و فرات و دجله را خدمتگزارت کرد
 
فرموده جان عالمی بر تو «بنفسی انت»
پس واجب عینی‌ست، جان باید نثارت کرد
 
قطعاً تو را خیل ملائک بدرقه کردند
وقتی سکینه سوی میدان رهسپارت کرد
 
«یا نَفس مِن بَعد الحسین هُونی» ات قطعاً
در نزد زهرا رو سپید و رستگارت کرد
 
دست تو سقاخانه‌ی لب‌های اصغر بود
دست بریده بین صحرا شرمسارت کرد
 
پایت از این درگه بریده می‌شود؟ هرگز!
پای بریده شک ندارم پایدارت کرد
 
آه از عمودی که تنت را بر زمین انداخت
آه از کسی که بر سر نیزه سوارت کرد
 
جان‌ها فدای مادرت که چون تو ماهی را
نذر قدوم حضرت پروردگارت کرد
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت