محمد جواد پرچمی

گرد علی ضریح تو هم در طواف شد

بازگشت
گرد علی ضریح تو هم در طواف شد
راه میان خانه و مسجد مطاف شد
 
دست چهل نفر هم در جنگ با علی
دست تو با تمامی شهر در مصاف شد
 
تنها امید دست خدا بود دست تو
دستت شکست و دست علی در کلاف شد
 
از ذوالفقار و نام علی کینه داشتند
یکجا حساب کینه شهر با تو صاف شد
 
دستت محال بود علی را رها کند
هر چه که شد با غلاف شد
 
تو دست خیر داری از خیر دست تو
از مالیات قنفذ ملعون معاف شد
 
دستی که بوسه‌گاه نبی بود گوئیا
در بازویش دچار کمی انحراف شد
 
مویی که استخوان تو برداشت پشت در
خوردی زمین به کوچه و دیگر شکاف شد
 
خانه به خانه در زدی و گفتی از غدیر
اما جواب تو سخنان گزاف شد
 
بعد از تو ای ستاره‌ی خوشبختی علی
در کنج خانه کار علی اعتکاف شد
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید