جواد هاشمی (تربت)

گذشت نُه بهار تو در لاله‌زار من

بازگشت

گذشت نُه بهار تو در لاله‌زار من
من بلبل تو بودم و تو گل‌عذار من

ای با تو رشک هشت بهشت، آشیانه‌ام!
بنگر به چار لاله‌ی دلْ داغ‌دار من

چشمان خویش بستی و مژگان گره زدی
هم باز کن گره ز مژه، هم ز کار من

شمشیر در غلافِ صبوری گذاشتم
تیغ خطابه‌ی تو شده ذوالفقار من

ای ماه من! چه شد که نچیدی ستاره‌ای
از آسمان دیده‌ی اختر نثار من؟!

دریای بی‌کناره‌ی غم، سینه‌ی من است
ای ساحل علی! تو بمان در کنار من

امّید ماندن تو به دل پرورانده‌ام
«ای وای بر من و دل امّیدوار من!»

اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت