میثم مومنی نژاد

نوشته ام با خون جگر حدیث دل بر دیوار و در

بازگشت

روحی لروحک الفدا
نفسی لنفسک الوقا
اباالحسن یا اباالحسن
نوشته ام با خون جگر
حدیث دل بر دیوار و در
ای ساحل بحر غم علی
در خیر و شر با توام علی
توکعبه من محرمم علی
ابالحسن یا ابالحسن
روحی لروحک....
شکسته روح ستبر تو
دست تو را بسته صبر تو
مظلوم من ای امام من
دیدی به کوچه قیام من
شکسته شد احترام من
ابالحسن یا.......
روحی.......
از آتش و کوچه ها بپرس
از آنکه میزد مرا بپرس
گناه دخت نبی چه بود
چرا شده روی او کبود
حق ذوی القربی این نبود
ابالحسن ......
روحی......

اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید