علیرضا لک

همه حیثیت عالم و آدم با توست

بازگشت
همه حیثیت عالم و آدم با توست
در فرات نفسم گام بزن دم با توست
 
من از این جزر و مد سینه زنانت خواندم
ماه من شورش شبهای محرم با توست
 
دشمن از ترس نگاهت مژه بر هم نزند
غضب آلوده ای و خشم خدا هم با توست
 
با حضورت حرم آل علی آرام است
تا زمانی که در این معرکه پرچم با توست
 
علقمه زیر شتاب نفست میسوزد
وعده ای داده ای و چشمه زمزم با توست
 
خرد شد ریخت به پایت همه هست حسین
قد بر افراشتن این کمر خم با توست
 
هیچکس مثل تو از وعده ی خود آب نشد
مشک شد پاره و تنها غم عالم با توست
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید