رحمان نوازنی

هر چند بر وفای دل فضه شک نداشت

بازگشت
هر چند بر وفای دل فضه شک نداشت
بانوی خانه بود و نیاز کمک نداشت
 
نان پخته بود تا که نگویند فاطمه
دستش برای مردم دنیا نمک نداشت
 
پیش تنور صورت او سرخ تر که شد
دیگر کسی به داغ گل سرخ شک نداشت
 
خم شد که نان را بزند بر دل تنور
بغضش شکست ؛ صورت گلها که چک نداشت
 
دستش به گریه رفت که نان را درآورد
کاش استخوان بازوی خانم ترک نداشت
 
نانی برای سائل فردای خویش پخت
با اینکه گندمی به حساب فدک نداشت
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت