نه فلک را ز ازل کوکب رخشنده منم

نه فلک را ز ازل کوکب رخشنده منم 
خلق را بنده خدا و به خدا بنده منم 
 
باعث خلعت افلاکم و جنات نعیم 
آنکه باشد ز طفیلش دو جهان زنده منم 
 
حجت خالق یکتا به همه مخلوقم 
گمرهان را ره تحقیق نماینده من
 
نیست پوشیده ز من سر الهی ز ازل 
محرم راز ز بگذشته و آینده منم 
 
هشت جنت کف خاکی بود از درگه من 
روشنی بخش به هفت اختر تابنده منم 
 
لولو بحر پیمبر در دریای علی 
صدف فاطمه را گوهر ارزنده منم
 
مهد جنبانی من کرده به طفلی جبرئیل 
عرش حق را ز ازل زیب فزاینده منم 
 
چه شد امروز که از جور شما در لب آب 
آنکه آتش به دلش تشنگی افکنده منم
 
این سر این تیغ جفا این تن و این سم ستور 
آنکه یکباره دل از جان و جهان کنده منم 
 
خسرو دینم و آه افسر و عرش اورنگم 
با چنین افسر و اورنگ برازنده منم 
 
جودی از یاد لبش گشت همی زنده و گفت 
آنکه شد از دم عیسی دم او زنده منم
18
0
موضوعمدح امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریزعاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرعبدالجواد جودی خراسانی
قالبغزل
سبک پیشنهادیمدح و مرثیه
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت