قاسم نعمتی

قیمت نداشتیم ولی پربها شدیم

بازگشت
قیمت نداشتیم ولی پربها شدیم
اسم حسین آمد و از خاک پا شدیم
 
تنگی جای ما خودش اصلاً سعادت است
وقتی که زیر خیمۀ لطف تو جا شدیم
 
ولله بر بزرگی دنیا نمی‌دهیم
این فیض را که پشت در تو گدا شدیم
 
از کیمیای فرش حرم خیر دیده‌ایم
سنگ آمدیم و موقع رفتن طلا شدیم
 
داروی ما همین دودمه دادن است و بس
هر وقت درد بود، در اینجا دوا شدیم
 
فامیل ما حسین، کس و کار ما حسین
غیر از شما ز عالم و آدم جدا شدیم
 
چه زن چه مرد، ما همه مدیون زینبیم
زینب نگاه کرد که ما باحیا شدیم
 
فرموده‌اند آب و گل ما ز کربلاست
بیخود نبود دربه در کربلا شدیم
 
از روضه بود راهی مسجد شدیم ما
گفتیم یاحسین و سپس با خدا شدیم
 
هرجا که حرف خواهر ارباب ما شده
گریان زخم و سیلی و این حرف‌ها شدیم
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت