اسماعیل تقوایی

غریبونه، خونه دیگه شده غمخونه

بازگشت
غریبونه، خونه دیگه شده غمخونه
میون بچه های زهرا، علی غمینه و حیرونه
 
میده غسلش، زهرا شو، با همراهی اسما
آروم آروم، میریزه، اشکش رو جسم زهرا
 
یتیمانش، کنار مرتضی گریونن
به یاد مادر مظلومه،با هم سرود غم میخونن
 
غریبونه، خونه دیگه شده غمخونه
میون بچه های زهرا، علی غمینه و حیرونه
 
روی دوشش، میبره، تابوت زهرا حیدر
شده آتیش بر جونش،هجران وسوگ کوثر
 
به دنبالش، تموم بچه های زهرا(س)
میان غریب وزار وتنها،کمک باشن برای بابا
 
غریبونه، خونه دیگه شده غمخونه
میون بچه های زهرا، علی غمینه و حیرونه
 
توی قبرش، میذاره، جسم پاک زهرا رو
دفن جونش، آورده، برلب جون مولارو
 
زیر مهتاب، بساط اشک وآهه برپا
علی باحسرت وبا ناله، می ریزه خاکو روی زهرا
 
غریبونه، خونه دیگه شده غمخونه
میون بچه های زهرا، علی غمینه و حیرونه
 
امان از فردا واز، روزای بی زهرایی
یتیمای فاطمه، بی مادری، تنهایی
 
شده تاریک، بدون چلچراغ این خونه
حال علی وبچه هاشو، فقط خدای او میدونه
 
غریبونه، خونه دیگه شده غمخونه
میون بچه های زهرا، علی غمینه و حیرونه
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت