- صفحه اصلی
- عاشقان را غم سر نیست که سر ناچیزست

عاشقان را غم سر نیست که سر ناچیزست
لینک
https://ayohalmazloom.com/p-380716
عاشقان را غم سر نیست که سر ناچیزست
داغ این رنگ به سیمای جگر ناچیزست
تیر این راه بر آیینه نشستن دارد
سینه تا هست و دلی هست سپر ناچیزست
ذرّه را جذبهی خورشید قمر خواهد کرد
در بقا, نیستی ذره مگر ناچیزست؟
کوه باشى و بلرزی به همات میریزند
دل به دریا بزنی موج خطر ناچیزست
سر خورشید به نیزهست بزرگ است خبر
راه بستند ولی پیش خبر ناچیزست
بادیه بادیه آواره شدن چیزی نیست
تا برادر همه جا هست, سفر ناچیزست
راوی قصّهی دردست سخن کوتاه است
بار این داغ گران, کفّه اگر ناچیزست
او چه کردهست که از سنگ عرق میریزد
پیش اکسیر دمش قیمت زر ناچیزست
رد شدن از دل این شام بسی طولانیست
گرچه با بودن خورشید و قمر ناچیزست
16
0
موضوعوفات حضرت ام کلثوم (سلام الله علیها)
گریزورود كاروان اسرا به شام و مجلس یزید امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرمجید لشگری
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت