محمود اسدی

ظلم و کینه به حق فاطمه ام بی حد شد

بازگشت
ظلم و کینه به حق فاطمه ام بی حد شد
راه او در وسط کوچه ی تنگی سد شد
 
 
پیش چشمان حسن دست عدو بالا رفت
صورت کعبه ی حیدر،حجرالاسود شد
 
ضربه ی سیلی آن دست به گوشم آمد
همسرم خورد به دیوار،برایم بد شد
 
نه فقط بین گذر،بلکه به خانه دیدم
لگد خصم به پهلوی گلم ممتد شد
 
 
زیر در ماندن یارم چقدر طول کشید
در روی فاطمه و دشمن از آن در،رد شد
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت