شبیه نور؛ بی پایان خصالِ حضرتِ باقر(علیه السلام)
قلم شرمنده شد از وصف حالِ حضرتِ باقر(علیه السلام)
چه خورشیدانه روشن کرد تکلیف خلایق را
احادیث گوهربار و زلالِ حضرتِ باقر(علیه السلام)
تمام تار و پودم می شود ایمان! اگر باشد؛
به دور گردنم یک لحظه شالِ حضرتِ باقر(علیه السلام)
ولی الله الاعظم کیست؟ میگویم: علیٌ(علیه السلام)حق
که جز این نیست در محشر، سؤالِ حضرتِ باقر(علیه السلام)
شنیدم مادرش بنتُ الحسن(علیه السلام) بود و از آن اول
کرَم شد راه و رسم و شد روالِ حضرتِ باقر(علیه السلام)
شکافنده ست! یعنی روبرویش علم زانو زد
اصول و فقه و عرفان شد حلالِ حضرتِ باقر(علیه السلام)
نگاهم، نیّتم، جانم فدایش که برای من؛
فدا شد ماه و سال و جان و مالِ حضرتِ باقر(علیه السلام)
مبادا جایِ شاگردی که عالِم باشد و عامل…
شوم با کوهی از عصیان وبالِ حضرتِ باقر(علیه السلام)!











