محمد بیابانی

دوباره بزم عزا باز مرثیه خوانی

بازگشت
دوباره بزم عزا باز مرثیه خوانی
دوباره سفره ی روضه دوباره مهمانی
 
سلام حضرت صاحب عزا که از چشمت 
جدا نخواهد شد ابرهای بارانی
 
در این مقام، که تنها برای محرم هاست
سپاس از اینکه مرا اهل خویش می دانی
 
تو ارث برده ای از مادرت که روز و شبت
چنین عجین شده با گریه های طولانی
 
دوباره روضه بخوان تا که بشکند قلبم
دوباره آه بکش تا مرا بسوزانی
 
بگو به مردم نامرد شهر پیغمبر
کجاست غیرتتان پس چه شد مسلمانی
 
بهشت، سوخته ی آتش جهنم؛ آه
فرشته ای وسط شعله های شیطانی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید