در هیئت تو ، به اوج افلاک روم
با ذکر حسین و دلِ صد چاک روم
چون انس قدیمی به تَباکی دارم
با نام حسین، دوباره در خاک روم
تا به کی پیروی از نفس خرابم ببرم
منتظر بر سر ره، دیده پُر آبم ببرم
صبح آدینه که آمد به دلم وعده دهم
جسرت جمعه با تو را به خوابم ببرم
از حرم تا قتله گه، ذکر لب زینب ،حسین
آیه آیه پیکرت، جانت رسد بر لب، حسین
من نگویم لحظه آخر، چه دیده زینبت
کلّ هستی شد ز داغت تا ابد در تب ،حسین




