سید رضا موید خراسانی

خوشا جانی که جانانش حسین است

بازگشت
خوشا جانی که جانانش حسین است
خوشا دردی که درمانش حسین است
 
بود فرمانروای کشور دل
خوشا ملکی که سلطانش حسین است
 
به چرخ دین نجوم بی شماریست
ولی ماه درخشانش حسین است
 
نگردد محفل اسلام تاریک
بلی شمع شبستانش حسین است
 
به نامش دفتر توحید مفتوح
خوش آن دفتر که عنوانش حسین است
 
حسن جان عزیز مصطفی بود
ولی آرامش جانش حسین است
 
براه عشق پایان نیست لیکن
یقین دارم که پایانش حسین است
 
علی را بر خلیل الله فخریست
بلی چون ذبح عطشانش حسین است
 
چه صحرائی است یا رب وادی عشق
که تنها مرد میدانش حسین است
 
زمین نینوا هر دم بهاراست
چمن پیرای بستانش حسین است
 
بگو اهریمنان کرببلا را
چمن پیرای بستانش حسین است
 
موید را چه غم باشد زمحشر
که پوزش خواه عصیانش حسین است
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید