خانه نشین روزم و خانه به دوش شب
گر چه علی با رفتنت خانه خراب شد
پروانه وار دور تو گشتم ولی دریغ
پروانه ماند و در بر او شمع آب شد
گلچین به طعنه گفت که دیدی به دست من
شد غنچه ی تو پرپر و گل هم گلاب شد
با بودنت سلام علی یک جواب داشت
آن یک سلام هم پس از این بی جواب شد
با من حساب داشت عدو از غدیر خم
از من تو را گرفت و دگر بی حساب شد



