رضا یعقوبیان

جان دادی ومن، غرق غم وغربت وآهم

بازگشت
جان دادی ومن، غرق غم وغربت وآهم
چشمت بگشا، بار دگر کن تو نگاهم 
 
حیدر غریب است، حیدر غریب است، حیدر غریب است
زهرای عزیزم، زهرای عزیزم، زهرای عزیزم
 
تنها شده ام، ای همه‌ی پشت وپناهم
با رفتن تو لشگر غم گشته سپاهم
 
من بی تو چسازم، من بی تو چسازم، من بی تو چسازم
زهرای عزیزم، زهرای عزیزم، زهرای عزیزم
 
من مانده ام و یاد تو و چار یتیمت
آید به مشام همه در خانه شمیمت
 
انسیه ی حورا، انسیه ی حورا، انسیه ی حورا
زهرای عزیزم، زهرای عزیزم، زهرای عزیزم
 
شد قسمت تو فاطمه تشییع شبانه
هستم بسر خاک تو مظلوم زمانه
 
مخفیست مزارت، مخفیست مزارت، مخفیست مزارت
زهرای عزیزم، زهرای عزیزم، زهرای عزیزم
 
گویم چه در پاسخ پیغمبرم ای جان
بودی تو امانت زپدر در برم ای جان
 
ای ام ابیها، ای ام ابیها، ای ام ابیها
زهرای عزیزم، زهرای عزیزم، زهرای عزیزم
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت