جواد کریم زاده

بالانشین نیزه ها چله دگر سرآمده

بازگشت
بالانشین نیزه ها چله دگر سرآمده
چله نشین ماتمت جانب پیکر آمده
 
خیز ز جا برادرم سید و میر و سرورم
جلوه نما تو در برم خواهر مضطر آمده
 
گر چه خمیده قامتم، همچو علیست صولتم
فاتح کوفه و دمشق دختر حیدر آمده
 
طائر پر شکسته ام اسیر دست بسته ام
ببین چقدر خسته ام که طاقتم سرآمده
 
رنج بسی کشیده ام زخم زبان شنیده ام
ز داغ ها که دیده ام آه جگر بر آمده
 
سرم به چوب محمل وراس تو روی نیزه ها
اشارتی ز دل بُوَد که سوی دلبر آمده
 
ترا به جان مادرت مپرس حال دخترت
کزین عزا به قلب من داغ مکرر آمده
 
شد اربعین ماتمت در این عزای اعظمت
به پای روضه ی غمت دوباره مادر آمده
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت