اگر‌ که از جلواتش نقاب بر می داشت

اگر‌ که از جلواتش نقاب بر می داشت
از آن حقیقت نوری حجاب بر می داشت
 
بدون شک همگان را پیمبری می‌کرد
اگر‌ زمان هبوطش کتاب بر می داشت
 
غبار از سر سجاده اش که بر میخواست
ستاره از قدمش آفتاب بر می داشت
 
حسین بود سراپا، حسن ز پا تا سر
حسینی و حسنی بین قاب بر می داشت
 
بنا به حلم خدایی بنای گریه نداشت
که کوفه را ز‌همان‌ گریه آب بر می داشت
 
نخست زینب و بعدا حسین مکتوم است
شرافت علویه است ام کلثوم است
10
0
موضوعوفات حضرت ام کلثوم (سلام الله علیها)
گریز
شاعرمحمد جواد پرچمی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت