یک شعله داغت از پر جبریل پا گرفت

یک شعله داغت از پر جبریل پا گرفت
آدم به ناله آمد و عالم عزا گرفت
 
الله روضه خواند وَ فَدَیناه جلوه کرد
این لقمه را خلیل ز دست شما گرفت
 
موسی هم از دیار تو یک روز می گذشت
دستی به سر نهاد و به دستی عصا گرفت
 
عیسی شبی به مجلس تو رفت و دم گرفت
می گفت روح تازه ای از این عزا گرفت
 
جسم تو بی کفن چو سلیمان به دشت دید
قالیچه وا نَهاد و سر بوریا گرفت
 
حتی پیامبر به پیامت امید داشت
آن روز که تو را به سرِ شانه ها گرفت
27
0
موضوعمدح امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریزمصائب امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان | ورود و استقبال از محرم امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرجواد محمد زمانی
قالبغزل
سبک پیشنهادیشعر خوانی
زبانفارسی

مرحوم استاد محمدعلی کریم خانی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت