چنان شکسته پرم که ، پریدنم هرگز

چنان شکسته پرم که ، پریدنم هرگز
منی که در همه حالی بریدنم ، هرگز
 
نسیم باغ پر از یاس مصطفی بودم
سه ماه میشود ...اما ، وزیدنم هرگز
 
ستون عرش الهی ام و ترک خوردم
قسم به غیرت حیدر خمیدنم ، هرگز
 
غلاف تیغ نشست و شکست بازویم
وگرنه دست زمولا کشیدنم ، هرگز
 
چنان به گوشه چشمم نشسته رنگ غروب
دوباره چهره خورشید(ع) دیدنم ، هرگز
 
زبان زلف پریشان دخترم ، گویاست
نمانده قدرت شانه کشیدنم ، هرگز
 
گمان کنم که شکسته است چند دندانم
که نیست قدرت « یک نان جویدنم » هرگز
 
زسینه ،گر نفسم شوق پر زدن دارد
چنان شکسته پرم که پریدنم هرگز
13
0
موضوعهجوم به خانه ، شهادت و حضرت محسن حضرت زهرا (سلام الله علیها)
گریز
شاعریاسر حوتی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت