نشسته بر لب خورشید از غم آه
به گریه نوحه سرا گردیده ماه
بابی انت و امی ثارالله
به درگه تو من آوردم پناه
ردم مکن منم و بار گناه
بابی انت و امی ثارالله
دل خالی ز غیر است
مجذوب چون زهیر است
هر کسی عاشقت شد او عاقبت به خیر است
سیدی حسین جان
درس وفا شده به هر دل آگاه
رخ تو و روی غلام سیاه
بابی انت و امی ثارالله
ز تیغ و خنجر و ز تیر جانکاه
چه بر سرت رسیده در قتلگاه
به ابی انت و امی ثارالله
هر روز ما محرم
مصیبت تو اعظم
اشک عزای تو شد برات از جهنم
سیدی حسین جان

نشسته بر لب خورشید از غم آه
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت



