میثم مومنی نژاد

نشسته بر لب خورشید از غم آه

بازگشت

نشسته بر لب خورشید از غم آه
به گریه نوحه سرا گردیده ماه
بابی انت و امی ثارالله
به درگه تو من آوردم پناه
ردم مکن منم و بار گناه
بابی انت و امی ثارالله
دل خالی ز غیر است
مجذوب چون زهیر است
هر کسی عاشقت شد او عاقبت به خیر است
سیدی حسین جان
درس وفا شده به هر دل آگاه
رخ تو و روی غلام سیاه
بابی انت و امی ثارالله
ز تیغ و خنجر و ز تیر جانکاه
چه بر سرت رسیده در قتلگاه
به ابی انت و امی ثارالله
هر روز ما محرم
مصیبت تو اعظم
اشک عزای تو شد برات از جهنم
سیدی حسین جان

اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید