وحید قاسمی

محل دهید جماعت،غریبه ام اینجا

بازگشت
محل دهید جماعت،غریبه ام اینجا
غبار پرده ی دل را کمی تکان بدهید
چرا جواب سلامم، نگاه سرد شماست؟
کجاست خانه ی زهرا؟ به من نشان بدهید
 
شنیده ام که سه ماهی عجیب بیمار است
گمان کنم که ز حالش کمی خبر دارید!؟
نرفته اید چرا پس عیادتش مردم !!!
از این لجاجت دیرینه دست بردارید
 
کجاست حجره ی یک گل فروش با انصاف؟
که چند شاخه ی یاس سپید از او گیرم
کجاست مسجد افلاکی پیمبرعشق؟
که من ز قبل عیادت در آن وضو گیرم
 
عبور می کنم از کوچه های تنگ شما
شبیه پیر عصادار،کُند و آهسته
خدا به داد زمین خورده هایتان برسد!
هراس دارم ازاین سنگ های برجسته
 
سلام حضرت مولا،چه آمده به سرت؟
بگو به جان حسینت سراب می بینم
دلم شکست چرا گریه کرده ای آقا؟
به روی دست تو جای طناب می بینم
 
چقدر دوده نشسته به روی این دیوار!
چرا شکسته در خانه ات؟ بگو چه شده؟
سکوت تان جگرم را به درد آورده
چرا خمیده شده شانه ات؟بگو چه شده؟
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت