لالهها پژمرد بلبل را دگر آوا نبود
هیچ کس در باغ، مثل باغبان تنها نبود
یک مدینه دشمن و یک خانه بیفاطمه
بانوی آن خانه کس بهجز زینب کبری نبود
روی سیلیخوردهی زهرا شهادت میدهد
از علی مظلومتر مردی در این دنیا نبود
نیست جایز خانهی کفار را آتشزدن
ای مسلمانان مسلمان بود زهرا، یا نبود؟
ای جنایتکار! ای بیدادگر! رویت سیاه
اجر و پاداش رسالت کشتن زهرا نبود
مصطفی از تو مودت خواست تو سیلی زدی
بیحیا! سیلیزدن اجر ذویالقربی نبود
ریخت دشمن بر سر زهرا، ولایت را ببین
بارها از پا فتاد و غافل از مولا نبود
من نمیگویم چه شد گویند در چشم علی
سیل دشمن بود پیدا فاطمه پیدا نبود
ای مدینه آتش غیرت چرا آبت نکرد
جای ناموس خدا در دامن صحرا نبود
آنچه بر آل علی در کربلا یکسر گذشت
در سقیفه اتفاق افتاد، عاشورا نبود



