قبل از آنی که شرر بر جگر من باشی

قبل از آنی که شرر بر جگر من باشی
تو بنا بود بمانی سپر من باشی
 
از من غم زده بعد از پدرت رکنی رفت
تو بنا بود که رکن دگر من باشی
 
حرف از رفتن خود می زنی و می میرم
تو چرا زخم دل شعله ور من باشی
 
آه ... خوش بود دلم فارغ از این شهر غریب
فاطمه! تا به ابد دور و بر من باشی
 
حال همراه شدی دست به دست اجلت
کاش می شد که فقط همسفر من باشی
 
تو دعای سفرت خواندی و من در عوضش
از خدا خواستم ای محتضر من – باشی
 
پر و بال تو شکستست ولی ممنونم
با همین حال اگر بال و پر من باشی
 
همه دیدند تو با سینۀ زخمت ماندی
تا در آن موج بلا پشت سر من باشی
 
کاش می شد که بمانی به برم تا این که
رد جا ماندۀ دیوار و در من باشی
14
0
موضوعهجوم به خانه ، شهادت و حضرت محسن حضرت زهرا (سلام الله علیها)
گریز
شاعرمحمد بیابانی
قالبغزل
سبک پیشنهادیواحد
زبانفارسی

حاج محمدرضا طاهری
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت