شهریار سنجری

سابق از این مگر چه کسی دیده در جهان

بازگشت
سابق از این مگر چه کسی دیده در جهان
تابیدن و ظهور دو خورشید، هم‌زمان
 
وقت نظر به صورت چون قرصِ ماهشان
در پشت ابرِ شرم شود مخفی آسمان
 
عون و محمد از همه فرماندهان سرند
کِی داشت احتیاجِ بیان آنچه شد عیان؟
 
وقت هنرنماییِ زینب‌سرشت‌ها
افتاد باز نام علی بر سر زبان
 
وقتی‌که روی خاک بدن‌هایشان فتاد
شد خیمه‌گاهْ سینه‌زن و شد دشت روضه‌خوان
 
ازبس‌که نیزه بر تنشان بی‌امان زدند
چون نیزهَزار شد بدن هر دو نوجوان
 
تا که برادرش نشود شرمسار او
زینب به خویش گفت که در خیمه‌ات بمان 
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت