یاسر حوتی

زلال آینه ها را به گریه آوردی

بازگشت
زلال آینه ها را به گریه آوردی
شکوه عرش اعلارا به گریه آوردی
 
من الهزیز جهنم الی حظیظ بهشت
تو از کجا به کجارا به گریه آوردی
 
الاالـهـه خورشیدپشت ابرکبود
تمام اهل ســما را به گریه آوردی
 
چراقنوت شکسته گرفته ای ، بانـو!
چه کرده ای که دعا را به گریه آوردی؟
 
کنار بستر تو هیبت علی بشکست
تو مرد هردو سرا را به گریه آوردی
 
رواست اینکه پیمبر به مرتضی گوید :
...به خنده برده ای یـارا به گریه آوردی ؟
 
ندا رسید حسن را ... ، حسین را بردار
خداگواست خدا را به گریه آوردی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید