خوشا جانی که جانانش حسین است

خوشا جانی که جانانش حسین است
خوشا دردی که درمانش حسین است
 
بود فرمانروای کشور دل
خوشا ملکی که سلطانش حسین است
 
به چرخ دین نجوم بی شماریست
ولی ماه درخشانش حسین است
 
نگردد محفل اسلام تاریک
بلی شمع شبستانش حسین است
 
به نامش دفتر توحید مفتوح
خوش آن دفتر که عنوانش حسین است
 
حسن جان عزیز مصطفی بود
ولی آرامش جانش حسین است
 
براه عشق پایان نیست لیکن
یقین دارم که پایانش حسین است
 
علی را بر خلیل الله فخریست
بلی چون ذبح عطشانش حسین است
 
چه صحرائی است یا رب وادی عشق
که تنها مرد میدانش حسین است
 
زمین نینوا هر دم بهاراست
چمن پیرای بستانش حسین است
 
بگو اهریمنان کرببلا را
چمن پیرای بستانش حسین است
 
موید را چه غم باشد زمحشر
که پوزش خواه عصیانش حسین است
11
0
موضوعمدح امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریزشهر کربلا ، بین الحرمین و... امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرسید رضا موید خراسانی
قالبغزل
سبک پیشنهادیشور,نوحه سنتی
زبانفارسی

حاج جواد مقدم
حاج رضا قنبری
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت