پوریا باقری

خودت بگو دل بیچاره ام ، چه کار کند

بازگشت
خودت بگو دل بیچاره ام ، چه کار کند
به جز خودت ، به کدامین طرف فرار کند
 
اگه بنا به رهاییِ صید بود ، اصلا…
روا نبود نگاهت ، مرا شکار کند
 
به غیر ، فاش کنم ، سرّ سینه را؟ هیهات…
بمیرد این دل اگر ، غصه آشکار کند
 
نفس به سینه فرو برده ام ، ز رنج فراق
دهانِ بسته ، گلایه ز فقدِ یار کند
 
مخواه دل به کسی ، غیرِ تو دهم جانا
روا مدار دلم ، جز تو اختیار کند
 
دل سیاه مرا ، از وطن مکن تبعید
مخواه چاکرت ، عادت به این دیار کند
 
تو را قسم به دو دستِ عزیزِ اُمّ بنین
بگو دوباره وصالت ، مرا دچار کند
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت