بنویسید که عشق است به هرجا ببرند
عاشقان را سر شب تا دل صحرا ببرند
من دو تا آه کشیدم…جگرم سوخته بود
تهمت عشق زدند آبرویم را ببرند
قنبر و فضه و اینها بخدا چیزی نیست
با نگاهی همه را عالم بالا ببرند
حسرت یک دو سه خط روضه به دلهامان ماند
حسرت این که مرا خانه ی زهرا ببرند
یک دل سیر فقط گریه دلم میخواهد
قبل از آنی که مرا محضر مولا ببرند




