باور نمی کنم که رسیدم کنار تو

باور نمی کنم که رسیدم کنار تو
باور نمی کنم من و خاک و دیار تو؟
 
یک اربعین گذشته و من پیرتر شدم
یک اربعین گذشت و شدم همجوار تو
 
یک اربعین اسیر بلایم ، بلای عشق
یک اربعین دچار فراقم ، دچار تو
 
یک اربعین دویده ام و زخم دیده ام
دنبال ناله های یتیمان زار تو
 
یک اربعین به گریه ی من خنده کرده اند
لبهای قاتلان تو و نیزه دار تو
 
یک اربعین به روی سرم شعله ریختند
با چادری که سوخت رسیدم کنار تو
 
مثل رباب مثل همه تار گشته اند
چشمان خسته ی من ، چشم انتظار تو
 
روز تولدم که زدم خنده در برت
باور نداشتم که شوم سوگوار تو
 
با تیغ و تیر و دشنه تو را بوریا کنند
با سنگ و تازیانه مرا داغدار تو
 
یادم نمی رود به لبت ، آب آب بود
یادم نمی رود بدن نیزه زار تو
 
حالا سرت کجاست که بالای سر روم
گریم برای زخم تن بی شمار تو
 
یک مشت خاک روی تو و من دعا کنان
شاید شوم نشان تو – سنگ مزار تو -
20
0
موضوعاربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر | مناجات ها و مصیبتهای حضرت زینب بعد از عاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان | حضرت زینب (سلام الله علیها)
گریزقتلگاه امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان | شام غریبان و اسارت کاروان امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرحسن لطفی
قالبغزل
سبک پیشنهادیواحد
زبانفارسی

حاج مجید بنی فاطمه
نا مشخص
حاج مجید بنی فاطمه
حاج عبدالرضا هلالی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت