ای تیر غمت را دل حیدر نشانه
اطفال تو در هجر تو گیرند بهانه
ای فاطمه جان،فاطمه جان،فاطمه جانم
ای یار علی بی تو شدم یکه وتنها
این خانه شده بی تو مرا خانه ی غمها
ای فاطمه جان،فاطمه جان،فاطمه جانم
رفتی وعلی بی تو دگر یار ندارد
درخانه ی من طفل تو غمخوار ندارد
زینب شده بهر پدرش بانوی خانه
او طاقت این زحمت بسیار ندارد
ای فاطمه جان،فاطمه جان،فاطمه جانم
بر روی مزارت بروم اشک فشانم
در ماتم تو ناله کنم یار جوانم
شرمنده تو هست علی تا به قیامت
این شرم بود تا به ابد بار گرانم
ای فاطمه جان،فاطمه جان،فاطمه جانم



