امشب از آسمان مه انور رسیده است
آئینهای ز نور پیمبر رسیده است
این جلوه و جلال کدامین ستاره است
کز آسمان به جلوهی دیگر رسیده است؟!
کم کم طلوع صبح وفا دیدنی شود
گوئی شب فراق به آخر رسیده است
یک گل به نام حضرت معصومه از خدا
امشب به دست موسِیِ جعفر رسیده است
هفت آسمان نظارهگرِ او بُوَد که او
با شوکت و جلالت و با فر رسیده است
آئینهدار زُهرهی زهرا رسید و باز
گفتند نور زُهرهی ازهر رسیده است
این است گوهری که ز دریای علم و دین
بر ساحل حقیقتِ باور رسیده است
این است آن کریمه که از جود و مکرمت
فیضش به ناتوان و توانگر رسیده است
این است آن شفیعه که از قدر و منزلت
آوازهاش به عرصهی محشر رسیده است
کم گفتهام اگر که بگویم برای او
همچون مقام ساره و هاجر رسیده است
از داستان غُربت درد آشنای او
موجی ز درد بر مژهی تر رسیده است
کی نا امید میرود ازدرگهش برون
هرکس که با امید به این در رسیده است
بر زائر بهشتی کویش ندا دهند
لب تشنهای به چشمهی کوثر رسیده است
با التفات اوست «وفایی» اگر تو را
از کردگار رزق مقدّر رسیده است








