امسال هم جاماندهام، افسوس قسمت نیست
تا اربعین چیزى نمانده، آه! فرصت نیست
جاماندهام، جاماندم از اصل خودم، باشد
جاماندهام از کاروان، شاید سعادت نیست!
از کودکى عشق تو را آموختم امّا
عاشق گناهش چیست آقا جان که دعوت نیست؟!
حسرت به دل ماندم ضریحت را بغل گیرم
آقا مگر شوق زیارت، شکر نعمت نیست؟!
با یک بغل اندوه مىگیرم در آغوشم
دلتنگیام را، باز هم وقت شکایت نیست!
با پاى دل مىآیم اما اشک مىریزم
آوارهى این جادهها را عرض حاجت نیست
عاشق به یاد کربلایت از نفس افتاد
عاشق زیارت آمده، عین روایت نیست؟!
آقا نگاهت را نگیر از من که محتاجم
در راه وصلت لذتى مثل شهادت نیست






