السلام ای ثمر عمر پیمبر زهرا

السلام ای ثمر عمر پیمبر زهرا
داده طاها لقبت حضرت مادر زهرا
کفو و همتای علی فاتح خیبر زهرا
به ائمه شده ای حجت اکبر زهرا
 
التماسیم و به الطاف شما محتاجیم
با همان دست ، دعا کن به خدا محتاجیم
 
وقت آن است که از خاک تو زر جمع کنیم
چادرت را بتکانی و قمر جمع کنیم
باید از بین کلام تو نظر جمع کنیم
باز هم خطبه بخوانی و گهر جمع کنیم
 
آن کسانی که به آئین خدا محتاجند
به بیانات تو در دین خدا محتاجند
 
بگو از راه خدایی که فراموش شده
بگو از راهنمایی که فراموش شده
از رسول دوسرایی که فراموش شده
بگو از حق ولایی که فراموش شده
 
پهلویت گر چه شکسته است ولی حرف بزن
باز هم فاطمه ! از حق علی حرف بزن
 
تو همان جمع فضائل، تو همان جمع صفات
تو همان جلوه ی توحید و همان جلو ی ذات
احتجاجات تو لبریز دلیل و آیات
راه بیراهه شود ! دم نزنی تو...! هیهات
 
بگو این فتنه ی با رایت اسلام از چیست ؟
بی تفاوت شدن امت اسلام از چیست ؟
 
با ولای تو نوشتند نجات ما را
با تو امروز نداریم غم فردا را
پس مگیر از لب ما خواهش "یا زهرا" را
انقلاب تو گرفته است همه دنیا را
 
امت واحده محتاج تو یاری توست
شور بیداری اسلام ز بیداری توست
 
از تو ما یاد گرفتیم که رحمت باشیم
اهل بنده شدن و اهل عبادت باشیم
در خوشی های زمان یاد قیامت باشیم
همه جا گوش به فرمان ولایت باشیم
 
چیست فرمان ولایت ؟ همه باهم بودن
همه در دایره ی فاطمه با هم بودن
 
ای به زخم رخ و پهلوی تو اکرام و سلام
ای که خون پسرت گشته قوام اسلام
فرصت گفتن از تو شده در این ایام
کربلا شرح غم توست به معنای تمام
 
از علی و غم او تو سخن آغاز نما
سفره ی درد غریبانه خود باز نما :
 
غم علی ، غصه علی ، ناله علی ، آه علی
نور الله علی ، شمس علی ، ماه علی
اول و آخر معراج علی ، راه علی
پهلویم داد شهادت : ولی الله علی
 
خوش ترین درد علی ، خسته ترین مرد علی
به زمین خوردن من نیز صدا کرد علی
 
چند وقتیست سرم روی تنم می افتد
دست من نیست که گاهی بدنم می افتد
نقش لاله به روی پیرهنم می افتد
دست من کار کند ، مطئنم می افتد
 
من چگونه بپرم بال و پرم سوخته است
به خدا بیشتر از تو جگرم سوخته است
 
من ز تب کردن و بیمار شدن خسته شدم
بر سر خادمه سربار شدن خسته شدم
با تن سوخته تب دار شدن خسته شدم
من از این دست به دیوار شدن خسته شدم
 
شانه از دست من افتاد ، دل زینب سوخت
چشم من بر حسن افتاد ، دل زینب سوخت
 
آنقدر آب شدم من که تنی نیست که نیست
مثل تصویر شدم من، بدنی نیست که نیست
جز "حلالم کن علی جان " سخنی نیست که نیست
هر چه گشتم به خدا یک کفنی نیست که نیست
 
کاشکی زوتر این پیرهن آماده شود
بهر فردای حسینم کفن آماده شود
12
0
موضوعهجوم به خانه ، شهادت و حضرت محسن حضرت زهرا (سلام الله علیها)
گریزمدح حضرت زهرا (سلام الله علیها) | مدح امیرالمومنین علی (علیه السلام) | عاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان | مقاومت انقلاب اسلامی | ایام بستری در خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)
شاعرعلی اکبر لطیفیان
قالبمربع ترکیب
سبک پیشنهادیروضه,واحد
زبانفارسی

حاج میثم مطیعی
حاج محمود کریمی
حاج محمود کریمی
حاج مجید بنی فاطمه
حاج حسین طاهری
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت