ایها المظلوم-ayohalmazloom
شعر و اشعار ولادت حضرت علی اکبر (علیه السلام) و صوت سبک و گریز اشعار
لطفاً برای جستجوی گریز های متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز در سمت راست صفحه مراجعه فرمایید
نمایش هر صفحهمورد
هاتفی با دو صد شتاب آمد
با خمُی از گُلِ گُلاب آمد
غرقِ لبخند عاشقانه سرود
که نِگینی زِ گنج ناب آمد
نه فقط گنج بلکه بالاتر
لطفِ حق را کلیدِ باب آمد
عاشقان را چنین بگو امشب
بابِ حاجاتِ مُستَجاب آمد
بار دیگر ستاره ای زیبا
زِ تبارِ ابوتراب آمد
 
ماهِ اربابمان عیان گردید
روزِ فرخنده ی جوان گردید
 
تا قدم زد دلم کبوتر شد
از شعف غرقِ شور دیگر شد
ز شکوه و صفای میلادش
تک تک غصه های من سر شد
شده اربابمان پدر امشب
شادِمان هر محب حیدر شد
چه بگویم از آن که در خِلقت
خَلقُ و(خلُقَن)چنان پیمبر شد
چه مقامی!!خدا به او بخشید
نام او شد علی و اکبر شد
 
مصطفی را به چهره حک دارد
چقِدَر این پسر نمک دارد
 
صاحبِ تاجِ عالمین است او
جان جانها و نورعین است او
زینتِ لوحِ افتخارات
خانِدان یلِ حُنین است او
میدرخشد میان ارض و سماء
بی مَثَل نور نیرین است او
دلنشین میشود زمانی که
بین آغوش زینبین است او
گونه هایش زبوسه گل دارد
بس که زیر لب حسین است او
 
غنچه ای او ز گلشن یاس است
ماه تابنده همچو عباس است
 
اکرم است و بسی سخا دارد
عالمی رأفت و صفا دارد
بیشمار از تمام مخلوقات
هر کجا رفته ام گدا دارد
خاک پایش هرآنکه شد از عشق
چون طلا میشود بها دارد
ای به قربان لطف حیدری اش
که بر عشاقِ خود عطا دارد
دردمندی بر او توسل کن
که نگاهش دو صد دوا دارد
 
آریا خواهش منم این است
کربلایم برد چه! شیرین است
 
همچنان لؤلؤئی درخشان است
زاده ای از تبار جانان است
با اُبُهَّت چنان ابوفاضل
شیر مردی میان میدان است
صد چو یوسف ز روی دلجویش
منقلب گشته دیده حیران است
برکات خدا در این اَیّام
محضِ این گل پسر فراوان است
خوش بحال کسی که مستانه
مورِ دربارِ این سلیمان است
 
تا ابد دم زنم که دلبری یم
فخرم این است علی اکبری یم
قدری مِیِ طهور ز ته مانده سبو
بر لب زدم به نیت تر کردن گلو
تا آتش و شراره آن بر دلم نشست
بابى ز عشق وا شد از این دل به سوى او
دیدم صداى هاتفى از غیب مى رسد
أُدخل الی الحرم که شده وقت گفتگو
بالا بزن به عزم تقرب تو آستین
با اشک دیده وقت سحر ساز یک وضو
صورت بمال بر حرم و خاکِ پاى یار
تا از غبار مقدم او یابى آبرو
بر مِنبرى ز تور نشین ، وصفِ عشق کن
بی خود ز خویش گشته فقط از على بگو
 
امشب فقط به سوى حرم سجده جایز است
مستانه رو به روى حرم سجده جایز است
 
با یک سلامْ دل به هوایت روانه شد
تسبیح اشک پاره شد و دانه دانه شد
بر روى آب عکسِ ضریحى کشیده ام
دریاى گریه هام عجب بى کرانه شد
گشتم دخیل گوشه اى از کَشتى نجات
دیدم که صاحبش پسرى ناز دانه شد
از جانب بهشت نسیمى وزید و بعد
با عطر سیب موى کمندِ تو شانه شد
بر بوسه هاى ممتد مولا ز صورتت
این روزها نبودنِ زهرا بهانه شد
آهسته گفت گریه کنان اَیْنَ فاطمه؟
دردِ نبودنت به دلم جاودانه شد
تو آمدى و دوباره پیمبر ظهور کرد
قنداقه تو کعبه سیّارِ خانه شد
 
نازم به این جمال و کمال و خصالِ تو
عاشق کُشَ است یک سحرى شرح حالِ تو
 
مرآتِ کبریاست جمالِ خدائى ات
بَدرُ المُنیرِ عشقْ رُخِ مصطفائى ات
چشم تمام اهل حرم خیره مى شود
بر شکل راه رفتنِ خیر النسائى ات
کردى حقوق حضرت استاد را ادا
نازم به بخشش و کرمِ مجتبائى ات
گم کرده راه بودم و تا خانه کریم
من را کشانده جلوه نارُ القرائى ات
صاحب دعا حسین ، مُریدانه تا سحر
دل داده پاى زمزمه ربنائى ات
الگوى هر چه عابد لله مى شود
با این وجود غرق به نور و خدائى ات
 
بِیْنِ خطوط روی جبینت پُر از خداست
اِبْنُ الحسینْ لیلى لیلاى کربلاست
 
گیسو به باد مى دهى و دلبرى على
پا در رکاب مى کنى و حیدرى على
ابرو نهان کن از نظر خیره حسود
آئینه دارِ صورت پیغمبرى على
قامت نگو قیامت زهراست قامتت
از بس که قد کشیده اى و محشرى على
گرم طوافِ روى تو آلِ بوتراب
غرق عبادتى و خدا منظرى على
وصف تو این بس است که وقت تجلى ات
شه زاده حرم على اکبرى على
در کربلا تجلّى فتاح خیبرى
همنام شهریارِ عرب حیدرى على
 
برقِ عرق به روى تو الماسْ اکبرا
ای هم نشین حضرتِ عباسْ اکبرا
 
از باده تو مستى دلها فراهم است
کارِ دلم چو زلفِ تو پیچیده دَرهَم است
لشگر کشیده ام به هوا خواهى ات على
این قطره اشکها چو سپاهی منظم است
تو وارث تمام اولوالعزم ها شدى
وصف تو امتداد رسولِ معظم است
ترکیبى از حسن و حسین است رُوى تو
ریحانه بهشت بگویم به تو کم است
من نذر کرده ام که بمیرم براى تو
خونین شدن به پاى تو سِرِّ مُحرّم است
هر جا که حرفِ پیرِ جوان مُرده مى شود
تصویر دست و پا زدنِ تو مجسم است
بالای نعشِ تو پدرت پیر شد على
دنبال تکه هاى تنت با قدى خم است
دیدند همچنان بدن پاره پاره ات
فریادهاى یا ولدی ، نا منظم است
 
امروز قدرتى به صدا جمع مى کند
فردا تو را میانِ عبا جمع مى کند
با سلامی به شبه پیغمبر
بنویسیم از علی اکبر
 
گرچه ارباب برتر از توصیف
نوکر اما اَدا کند تکلیف
 
نه قلم میتواندَش وصفی
نه زبان میتواندَش مدحی
 
نه بیان میتوان کراماتش
نه نشان دادنی است آیاتش
 
آنکه آورد خَلقِ او به وجود
بر صفات حمیده اش افزود
 
آنکه ممسوسِ ذاتِ حق آمد
خِلقتش قبل ِ ما خلَق آمد
 
ظاهر و باطنش همه سرمد
صورت و سیرتش همه احمد
 
بی نظیر است خِلقتش، اما
خود نظیری به حضرتِ طاها
 
روح و روحیه ی علی اکبر
حاکی از روحیات پیغمبر
 
گفت در وصف او حسینِ نبی
خَلقاً و خُلقاً است عین نبی
 
و بجان خودش قسم، وَالله
منطقاً نیز چون رسول الله
 
مصطفایی نواده ی حیدر
مرتضایی سلاله ی کوثر
 
عالِمِ عاملِ اُولوالباب
حضرت شیرزاده ی ارباب
 
دُرِّ دریای حلم و علم و عمل
صدفِ بحرِ بیکران به مثَل
 
علم او در طرازِ علم لَدُن
صاحب اقتدارِ کُن فَیَکُن
 
در امامت بُنِ سرائر اوست(١)
در اطاعت مدار دائر اوست
 
دارد اصلاً مقام عصمت را
قد و بالایی از امامت را
 
عبد صالح به بارگاهِ جلیل
بت شکن در مصاف، همچو خلیل
 
گوهرِ شاهوارِ رشته ی طور
تاجِ بیتُ السیادتِ وَالنّور
 
او که از باغ نور چیده شده
بهترین خَلق، آفریده شده
 
برترینها بپای او نرسند
انبیا بر ولای او نرسند
 
حقِ ارباب ما همین هم بود
پسری که نَه از نبی کم بود
 
چون خدا طالب پیمبر شد
ثبتِ او با سند برابر شد
 
اوست آئینه ی اباالقاسم
حجتِ عترتِ بنی هاشم
 
اوست مجموعه ی صفات رسول
قدمش میدهد خبر ز بتول
 
آن علیه السلام، نور دو عین
پای تا فرق مبتلای حسین
 
پایِ شش گوشه است ماوایش
جای او زیر پای بابایش
 
در حرم چون رسی بگو به حریم
السلام ای کریم اِبنِ کریم
 
جودِ خود را نکرده هرگز حبس
او مُسَمّاست بر کریمُ النَّفس
 
لطف خود از کسی نکرد اِعراض
بسکه فیضش رسید، شد فیاض
 
ریزد از دست او دوصد حاتم
سردرِ خانه اش زده پرچم
 
سرِ خوانش فقیرها مهمان
در پناهش اسیرها مهمان
 
چه بخوانیم پورِ لیلا را
چه بدانیم نجلِ مولا را
 
هر چه گوییم برتر از آنها
صاحبِ بس مراتبی والا
 
عابدین را برادرِ اَرشد
زاهدین را بحقِ حق اَزهَد
 
همه تحت لوای عباسند
عاشق و مبتلای عباسند
 
هست تحت لوای او عباس
عاشق و مبتلای او عباس
 
حیدرِ کربلا اگر سقاست
لیک پیغمبرش همین آقاست
 
بسکه محبوبِ زینب کبراست
هر طرف میرود حرم آنجاست
 
در فضایل صفاتِ او ازلی
در مناقب نمونه ای ز علی
 
در جلالت یگانه ی دوران
در اصالت خلاصه ی مردان
 
در وِجاهت، به چهره ی خورشید
روی او اعتبار می بخشید
 
در شجاعت مثالِ بابایش
در مَهابت نبود همتایش
 
رزمِ او بی امان و بی پروا
وسط معرکه کند ماوا
 
در دل کارزار چون طوفان
سرِ سجاده خاشع و گریان
 
تیغِ تیزش حریفِ صد لشگر
دستِ او در مُقاتله، بَرتر
 
ضرباتش به کفر، وحشتناک
صدماتش به خصم دِهشتناک
 
شیوه ی جنگی اش، علی گونه ست
خصمش از یک هجوم، وارونه ست
 
رجزش وصفِ نابی از مولا
نقشِ سربندِ اوست یازهرا
 
ذکر حیدر مدد به لبهایش
می شکافد صفوفِ اعدایش
 
تا نقاب از جمالِ خود برداشت
پرده از شور و حال خود برداشت
 
از دلِ کفر نعره ای برخاست
همه گفتند او رسول خداست
 
این حسین است سوی ما آید؟
یا به پیکار مجتبا آید؟
 
من چگویم جوانِ مولا را
چِشم کردند جانِ آقا را
 
تا صدا زد: اَنا علی، ناگاه
قلبِ لشگر شکست و وا شد راه
 
کوچه وا کرد دشمنِ نامرد
بی هوا لشگری هجوم آورد
 
ضربه ها بی امان به او میخورد
نیزه ی کوفیان به او میخورد
 
سرِ اِبنُ الحسین دعوا شد
اِرباً اِربای او همینجا شد
 
گفت بالینِ نعشِ او مولا
یاعلی بَعدَکَ العفا بابا
 
غم مخور، آب اگر شده نایاب
لحظه ای بعد میشوی سیراب
 
در جنانی تو با حبیبُ الله
القَریبُ اِلی رسول الله
 
***
 
١)بُنِ سَرائر امامت=راز پوشیده ی امامت
آورده کسی روزیِ سالانه‌ی ما را
کرده متبرک لبِ پیمانه‌ی ما را
تا اینکه نگیریم، شراب از کس و ناکس
برده‌ست به میخانه‌ی خود خانه‌ی ما را
دستی پَرِ پرواز، عطا کرده؛ که آن دست
هر روز، رسانده‌ست به ما دانه‌ی ما را
از گرد و غبارِ حرم آورده؛ که با آن …
آباد کند خانه‌ی ویرانه‌ی ما را
ما موی پریشان شده از بادِ بلاییم
دادند، به سرپنجه‌ی او شانه‌ی ما را
 
او کیست، به جز رونقِ کاشانه‌ی ارباب
پیغمبرِ حیدر شده‌ی خانه‌ی ارباب
 
یلدا شده تکثیر، در آیینه‌ی مویش
ماه آمده تعظیم کند محضر رویش
هوهوی بهشت است، نسیمی که وزیده
از های نفس‌های علی آمده بویش
قدقامت سرو آمده از شاخه‌ی طوبی
ارثیّه رسیده‌ست به او قدّ عمویش
گفتند، به ما موسم حج است بیایید
رفتیم به قربانش؛ با هروله سویش
رودی شده و ریخته در آیه‌ی دریا
هر قطره که نازل شده از آب وضویش
 
خورده گره اوقات عبادت به اذانش
خورشید، کند عرض ارادت به اذانش
 
از مأذنه‌ی میکده‌ها نور بریزید
در شعرِ اذان؛ اشهدی از شور بریزید
ما را سرِ راهِ قدمش کاش، نبینید
از خاکِ سلیمان به سر مور بریزید
اصلا نگذارید، که لب تر کند اکبر
در مسجدِشان باغی از انگور بریزید
ما ماهی اشکیم، به دریای غم او
ای کاش، که روی سرمان تور بریزید
عید آمده؛ پس خانه‌ی دل را بتکانید
غیر از علی‌اکبر همه را دور بریزید
 
مجنون شدنِ ما؛ همه زیر سر لیلاست
«دل» خانه‌ی موقوفه‌ی پیغمبر لیلاست
 
جبریل بیا ! آمده پیغمبرِ دیگر
نازل شده از سوی خدا کوثر دیگر
تصویر خودش قاب شده بین نگاهش
حیدر شده آیینه‌ی یک حیدر دیگر
سرچشمه‌ی چشمان نجیبش شده کوثر
زهرا متولد شده از منظر دیگر
گفتند، در اوصاف جمالش صد و ده جلد
در مدح کمالش صد و ده دفتر دیگر
تا صاحب یک گوشه‌ی شش‌گوشه عیان شد
وا شد به گدایانِ حرم یک در دیگر
 
خاکیم، در افلاکِ حریمِ سرِ ارباب
پایینِ قدم‌های علی‌اکبرِ ارباب
ما را نظر دوست خدا باورمان کرد
با یک صلوات از دگران برترمان کرد
ذکر صلواتی که خدا هدیه به ما داد
ذکریست که همسفرۀ پیغمبرمان کرد
هم سفرۀ پیغمبر اکرم شدن ما
فیضی ست که دور و بری حیدرمان کرد
با حب علی عاشق زهرا شده ایم و
این عشق غبار قدم مادرمان کرد
خاک قدم فاطمه بودیم که بی بی
با نام حسن عاشق عاشق ترمان کرد
با عشق حسن بوده گرفتار حسینیم
این کار حسین است اگر نوکرمان کرد
 
سلطان شده باشیم غلام درِ اوییم
در اوج، کف پای علی اکبر اوییم
 
میلاد گل سرسبد شاه جهان است
خاک قدمش تاج سر اهل جنان است
شیرینی نام علی اکبر لیلا
نقل دهن مجلس شیرین دهنان است
ای لیلی لیلای حرم، خوش قد و بالا
نام تو شروعی ست که آغاز اذان است
گفتیم که میلاد علی روز پدر بود
گفتند که میلاد تو هم روز جوان است
هم حیدر کراری و هم احمد مختار
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است
پس حق بده از چشم تو کفار بترسند
تا پلک تو تیر و خم ابروت کمان است
 
تو جمع همه پنج تن آل عبایی
تو علت زیبا شدن مأذنه هایی
 
در روز ازل عشق و صفا را به تو دادند
افسار همه ارض و سما را به تو دادند
عباس اگر که علی کرببلا شد
پیغمبری کرببلا را به تو دادند
با صوت اذان تو به داوود عیان شد
تا روز ابد اوج صدا را به تو دادند
از بسکه گره باز نمودی ز دل خلق
مانند حسن جود و سخا را به تو دادند
عیسای مسیح حرم آل محمد
بی واسطه معجون شفا را به تو دادند
 
در پیش تو خورشید چه افتاده می آید
پیراهن شه بر تن شهزاده می آید
 
ای روی تو چون روی پیمبر علی اکبر
هستی نوۀ ساقی کوثر علی اکبر
تو لایق شمشیر علی بودی و هستی
باید بزنی بر دل لشگر علی اکبر
با واسطه شاگرد یدالله زمینی
از برکت عباس دلاور علی اکبر
شاگرد ابالفضل شدن فیض کمی نیست
شد ضربۀ تو ضربۀ حیدر علی اکبر
تیغ کج تو نعرۀ یا فاطمه دارد
انداخته دور و بر تو سر علی اکبر
مشغول دعاگویی تو زینب کبراست
از جای بکن قلعۀ خیبر علی اکبر
 
هر کس که تو را دید به پای تو سر انداخت
با دیدن ابروی کج تو سپر انداخت
 
بی عشق تو هر قلب پریشان شده باشد
چون کاخ خرابیست که ویران شده باشد
اصلاً عجبی نیست که با نیمه نگاهت
یکباره گدا حضرت سلطان شده باشد
اصلاً عجبی نیست که دور و بری تو
با گوشۀ چشمان تو سلمان شده باشد
اصلاً عجبی نیست که هر بندۀ گمراه
با صوت اذان تو مسلمان شده باشد
اصلاً عجبی نیست که این شاعر گمنام
با لطف شما صاحب دیوان شده باشد
اصلاً عجبی نیست که مخروبۀ قلبم
با لطف خدایی تو ایوان شده باشد
 
ما هرچه که هستیم گرفتار تو هستیم
صد شکر که عمریست بدهکار تو هستیم
 
ای کاش به ما نیز صفاتی برسانی
از لعل خودت یک صلواتی برسانی
اندر خم یک کوچه نشستیم بیایی
تا اینکه به ما راه نجاتی برسانی
ما تشنۀ یک جرعه ز چشمان تو هستیم
تا اینکه خودت آب حیاتی برسانی
خالی شده این دست خودت پر بکن آقا
ای کاش به من نیز براتی برسانی
بالی بده تا کرببلایم برساند
ای کاش برات عتباتی برسانی
دلتنگ حریم پسر فاطمه هستم
ای کاش در این هفتۀ آتی برسانی
 
بوی تو می آید به نظر وقت اذان است
این عطر گمانم ز نسیم رمضان است
 
بگذار که امسال سحر یار تو باشم
مهمان سر سفرۀ افطار تو باشم
نگذار که یک عمر جدا از تو بمانم
نگذار که یک عمر فقط بار تو باشم
نگذار اسیر غم دنیا شده باشم
بگذار که یک عمر بدهکار تو باشم
داروی طبیبان به خدا نیست دوایم
داروی من این است که بیمار تو باشم
بگذار در آن ماه، شب لیلۀ قدری
یک ثانیه ای هم شده زوار تو باشم
آقا علی اکبر ارباب نظرکن
بگذار که من خادم در بار تو باشم
 
بگذار محرم برسد اذن بگیرم
بگذار شب هشتم امسال بمیرم
ما جوانیم و سر به راه حسین
جملگی لشکر و سپاه حسین
تا ابد شامل نگاه حسین
گرچه هستیم رو سیاه حسین
 
روز محشر که خلق بی تاب است
دلمان خوش به عشق ارباب است
 
ما پسرهای مادرش هستیم
سربداران خواهرش هستیم
عاشقان برادرش هستیم
عبد بابای اطهرش هستیم
 
چه مقامی خدا به ما داده
حُبّ او را به سینه جا داده
 
سینه ی عرش شعله ور شده است
جبرییل از خودش به در شده است
چهره ی ماه جلوه گر شده است
عشق ما صاحب پسر شده است
 
شبه پیغمبر خدا آمد
نوه ی شیر لافتی آمد
 
آمده یار و یاور زینب
علی اکبر ، دلاور زینب
نور چشم برادر زینب
زنده شد جد اطهر زینب
 
لعل لب های خویش باز کنید
قل هوالله در فراز کنید
 
قد و بالای حیدری دارد
راه و رفتار مادری دارد
معجزات پیمبری دارد
بر همه خلق سروری دارد
 
همه ی خلق در تمنایش
جان به قربان قد و بالایش
 
آمده کوه غیرت لیلا
میوه ی نور عصمت لیلا
علیِ با کرامت لیلا
پسر با ابهت لیلا
 
در مدینه چنان عمو جانش
میشود شهره ، لطف و احسانش
 
صد چو موسی بود گرفتارش
و هزاران مسیح بیمارش
سایه دارد همیشه دیوارش
سفره داری است دائما کارش
 
خانه اش همچو نور امید است
در سیاهی شب چو خورشید است
 
میشود چون عصای بابایش
میرود پا به پای بابایش
سوی کرب و بلای بابایش
تا بگردد فدای بابایش
 
این پسر ، زندگی ارباب است
همه ی دلخوشی ارباب است
 
کربلا ، میرود علی میدان
میکند با دمِ علی طوفان
لشکر کفر میشود ویران
پدری دست بر دعا ، گریان
 
کاش شمشیر سمت او نرود
نیزه و تیر سمت او نرود
وقت شروع مدح تو شاعر علیل شد
شرح غزل کشیده به بحر طویل شد
اعجاز کردی و قلم من عصا شده
این دفترم به اذن شما رود نیل شد
هر کس که از مقام شما مدح میکند
یعنی برای حضرتتان جبرییل شد
یک قطره از دهان تو افتاد در بهشت
این قطره چشمه ی عسل سلیبیل شد
سوگند میخورم نمک سفره ی تو را
هرکس که خورد ایل و تبارش اصیل شد
محتاج دست هر کس و ناکس نمیشود
دستی که صحن دست علی را دخیل شد
ما در پناه نام علی دور از آتشیم
این خانواده هر نفرش یک خلیل شد
 
از سفره ی شماست اگر نان به ما رسید
این نوکری ز حضرت سلمان به ما رسید
 
قصد خداست تا که سیادت کنی علی
تا بعد مجتبی تو کرامت کنی علی
اصلا تو آمدی که بشر را به لطف خود
تا کشتی نجات هدایت کنی علی
پروردگار را طلبیدیم و او تو را
یعنی به تو سپرده اجابت کنی علی
اصلا بعید نیست گل یاسمن دهد
روزی اگر به خار محبت کنی علی
قطعا پیمبران همه ایمان میاورند
روزی که ادعای نبوت کنی علی
کافر به شوق صوت شما شیعه می‌شود
بر ماذنه همین که تلاوت کنی علی
دست از تو بر ندارم ‌و باید از این به بعد
بر پارگی دامنت عادت کنی علی
تیغ و ترنج می طلبم تا قدم قدم
من را اسیر زخم و جراحت کنی علی
 
خلقا پیمبری ، به نظر والی ولی
ای مصطفای ریخته در غالب علی
 
ای از لبت عصاره‌ی شهد و شکر بلند
گردید ‌ه در پناه تو بخت قمر بلند
دیدند دشمنت به مدیح تو بین شهر
فریاد میزند به دم گوش کر بلند
هر روز نذر قامتت اسپند می‌کنند
شاید شود ز دور تو چشم و نظر بلند
خورشید آل فاطمه، خورشید می‌شود
از ازدحام زلف تو در هر سحر بلند
پایین پای از همه بالا نشسته تر
یک طایفه به یمن وجود تو سر بلند
دُل دُل سوار کرببلا لحظه نبرد
می‌کرد لشگری ز هراست سپر بلند
میرفتی ونگاه تو پشت سرت نبود
اهل حرم به گریه و آه از جگر بلند
افتاده بودی و همه دیدند که پدر
دیگر نکرد دست خودش از کمر بلند
تسبیح پاره پاره پس از جمع کردنت
می گشت از کنار تو چندین نفر بلند
خواهر رسید و کار حسین سخت تر شده
می‌شد صدای هلهله ها بیش‌تر بلند
 
با گریه قاتلین تورا لعن می کند
وقتی عبای خود به زمین پهن می کند
جهان‌دار و جهان‌بخش و جهان‌آرا علی اکبر
فلک دست و فلک جاه و فلک پیما علی اکبر
 
زبانها قاصرند از وصف تو آنجا که در مدحت
سروده شعر، علیِ عالیِ اعلا – علی اکبر
 
ندیده هیچ چشمی در تمام عالم امکان
عَدیلت را، شبیه ات را، نظیرت را علی اکبر
 
از آنجایی که از هر حیث هستی مثل پیغمبر
تویی شان نزول سوره ی طاها علی اکبر
 
به وقت گفتن تکبیره الاحرام با یادت
چه خوش الله اکبر می شود معنا علی اکبر
 
برای بُردن دل از حسین بن علی ، کافی ست
بگویی با تبسّم زیر لب “بابا” علی اکبر
 
اگر بگذاشت دست خویش را بر شانه ی جدّت
خُدای لامکان در لیله الاسرا علی اکبر
 
بنازم شانه های استوارت را که ده ها بار
بر آنها تکیه داده زینب کبری علی اکبر
 
تو از بس سفره داری کرده ای در شهر پیغمبر
شدم بعد از حسن با تو کرم معنا علی اکبر
 
تویی مصداق زیبای حدیث بضعهٌ مِنّی
شباهت داشتی از بس که با زهرا علی اکبر
 
مؤذّن زاده ها هنگام”اشهد”کرده اند اقرار
تویی سرکرده ی خیلِ مؤذّن‌ها علی اکبر
 
تو آن سروی که در هر پنج نوبت وقت “قَد قامت”
کند تعظیم پیش قامتت طوبی علی اکبر
 
نه دارد مادر موسی نه دارد مریم عذرا
مقامی را که دارد مادرت لیلا علی اکبر
 
منم پایین تر از پایین تر از پایین تر از پایین
تویی بالاتر از بالاتر از بالا علی اکبر
 
مرا در تن بود تا جان به هر سختی و هر آسان
بگویم یا علی اصغر بگویم یا علی اکبر
 
عقابت را چنان هِی میکنی در جنگ کز دشمن
به گوش آید فقط فریاد واویلا علی اکبر
 
چنان دست و سر از دشمن زدی در عرصه ی میدان
که تکبیر ملک شد “لافتی الّا علی” اکبر
 
عمو با دیدن رزم تو هِی می‌گفت ای والله
زدی بر قلب لشگر بسکه بی پروا علی اکبر
 
تو بردی ارث از ساقی کوثر که در عاشورا
دوجا ظاهر شدی در کسوت سقّا علی اکبر
 
حسین بن علی را سنگ و تیر و نیزه نه بلکه
غم پاشیدنت انداخته از پا علی اکبر
 
اگرچه سوی چشمش رفته بود از دست اما شاه
تو را بر خاک صحرا دید صدها جا علی اکبر
 
نمیگویم چگونه تا همین اندازه می‌گویم
به سمت خیمه ها برگشت بابا با علی اکبر
 
به دنبال صدای یک نفر از خیمه بیرون زد
ولی برگشت لختی بعد با صدتا علی اکبر
حضرت آینه در خانه پیمبر دارد
خوش به حال پدری که علی اکبر دارد
 
دست این طایفه از عرش فراتر رفته
پسر ارشد این خانه به حیدر رفته
 
ماه ، باران ستاره به فلک میریزد
از گل خنده ی اکبر چه نمک میریزد
 
چقَدَر نسل اسد شیر دلاور دارد
کعبه شک کرده و میخواست ترک بردارد
 
نفس باد صبا مشک فشان شکل گرفت
روز میلادت علی روز جوان شکل گرفت
 
پسر حضرت خورشیدی و چون ماهی تو
گاه پیغمبری و گاه ید اللهی تو
 
ساحل امنی و دریا به شما رو بزند
کوه جا دارد اگر پیش تو زانو بزند
 
آنقدر نور پیمبر به تو واصل شده است
فکر کردیم که قرآن به تو نازل شده است
 
در ازل دور تو گشتیم که حج ساخته شد
ذوالفقار از خم ابروی تو کج ساخته شد
 
قامتت در دل عباس قیامت کرده
آسمان را به تماشای تو دعوت کرده
 
تا که هستی دو قدم پیش پدر راه برو
بیشتر در نظر باش پسر ! راه برو
 
پدرت بی تو یقیناً کمری خم دارد
به خودش آمده و دید تو را کم دارد
 
باید از نیزه و شمشیر تو را جمع کند
کار سختی ست تو را بین عبا جمع کند
عشق در سینه ى کبوترهاست
عاشقى از نگاهشان پیداست
عشق پرواز شاپرک ها و
برکه ى آب و ساحل و دریاست
عشق باد است و پرچم سرخى
که به روى گنبدى زیباست
عشق در مرام ما یک حرف:
حرم شخص سیدالشهداست-
 
اهل عشقیم و عشق آبادیم
پائین پاى عشق جان دادیم-
 
اى معمم شده به دست على
عالمى مست تو،تو مست على
اولین حیدر از تبار حسین
همه ى هست توست هست على
پشت سر داشتى دعاى حسین
همرهت هم که بود دست على
وسط معرکه همه گفتند
خوش بنازیم ناز شصت على
 
اى تو شاگرد مکتب عباس
بر جبینت رد لب عباس
 
طرح ابروى تو معما شد
یوسف عاشق شد و زلیخا شد
خوش بحالت که بر جمال حسین
اولین بار چشم تو وا شد
تا نگاه تو بر حسین افتاد
چشم هایش شبیه دریا شد
فطرس آورد این خبر را که
گل بریزید..حسین بابا شد
 
کعبه اینبار در طواف آمد
حضرت عین و شین و قاف آمد
 
نذر تو جان ما جوان حسین
که به جان تو بسته جان حسین
پادشاه زمینى ارباب
همچنان ماه آسمان حسین
نام تو بر لبش چنان قند است
عشق تو هست آب و نان حسین
کربلا گر دو آستان دارد
تو جدایى در آستان حسین
 
پاى جام تو باده اى داریم
وه چه ارباب زاده اى داریم
 
هیبت مرتضى جلال تو بود
جلوه ى مصطفى جمال تو بود
جاى تو بر زمین نه در عرش است
در حقیقت زمین وبال تو بود
حرف از عشق تا که مى آمد
همه جا در مثل مثال تو بود
جانشینِ به حقِ ثارالله
این جهان کوزه ى سفال تو بود
 
مى نابى و عالمى مستت
زده ارباب بوسه بر دستت
 
از تو گفتیم و از فضائل تو
از کمالات و از خصائل تو
و خدا خود قرار داده على
از گل بوتراب در گل تو
چند بیتى روضه مى خوانم
در رثاى تو و مسائل تو
از کجاى حکایتت گویم؟
ماجراییست در مقاتل تو
 
تا على اکبر ارباً اربا شد
از غمش قامت پدر تا شد
پیش از اینها روزگاری روزگاری داشتم
با دلِ خود روزگاری کار و باری داشتم
تا که روزی کوچه‌ی میخانه کاری داشتم
بعد از آن دیدم که چشمانِ خماری داشتم
 
بعد از آن آواره‌ام بِینِ نجف تا کربلا
لا حرم الا نجف لا عشق الا کربلا
 
جز خدا حرفی نگفتند از فراسویِ علی
جز پیمبر کس ندیده طاقِ اَبروی علی
وانکرده غیر زهرا سِرّی از مویِ علی
آمدم دنیا برایِ دیدنِ رویِ علی
 
آمدم با حضرتِ قنبر قراری داشتم
ورنه من با مردمِ دنیا چه کاری داشتم
 
این جوان این جان ، جهان‌گیر است تعبیرش علی‌است
اَبروانش آسمان‌گیر است تفسیرش علی‌است
تیغ‌دار است و کمان‌گیر است تا میرش علی‌است
بر طنین او اذان‌گیر است تکبیرش علی است
 
می‌کشد قد قامت و محراب حیرت می‌کند
یک تبسم می‌کند ارباب حیرت می‌کند
 
او علی شد فاطمه نورُ علی نور آوَرَد
او علی شد تا که موسی پیش او طور آوَرَد
او علی شد تا حسین آفاق در شور آوَرَد
او اگر خواهد ستون هم بارِ انگور آوَرَد
 
باید او را خُلقا و خَلقا کشید و عشق کرد
مدحِ او را باید از دشمن شنید و عشق کرد*
 
او که از الله اکبر اکبرش را بُرده است
از خصائل از شمایل بهترش را بُرده است
یعنی از این سلسله ، پیغمبرش را بُرده است
باز در آغوشِ زهرا مادرش را بُرده است
 
آتشی که روی بامش هست مست اکبر است
پرده‌ها‌ی محملِ زینب به دستِ اکبر است
 
ریخته پیشش سپرها این که چیزی نیست نیست
بشکند کوه از کمرها این که چیزی نیست نیست
میدرد نامش جگرها این که چیزی نیست نیست
میزند سر رویِ سرها این که چیزی نیست نیست
 
سر ، سپاهی یکسره در پیش او خم می‌کنند
میمنه یا میسره می‌آید و رَم می‌کنند
 
حمله‌ی دو شیر را در بینِ لشکر دیده‌ای
شیر مردی را کنار یک دلاور دیده‌ای
رفتنِ عباس را همراه اکبر دیده‌ای
الفرارِ عَمروعاصان را ز حیدر دیده‌ای
 
گر به عباس از برادر تیغ حیدر می‌رسد
دستمالِ زرد مولا هم به اکبر می‌رسد
 
اینکه ممسوس است در ذات خدا ذاتِ خودش
می‌رود در هر سحر سمتِ ملاقات خودش
از خدا پُر می‌شود وقتِ مناجاتِ خودش
سجده‌اش قُرب است می‌آید به میقاتِ خودش
 
پشتِ این خانه دلم دنبال لیلازاده است
پیشِ بابا باز کارم دستِ آقا زاده است
 
“آبها آئینه‌‌ی سَروِ خرامانش شدند
بادها مشاطه‌ی زلف پریشانش شدند
اَبرها چتر پریزادِ سلیمانش شدند”**
یک مدینه یک نجف یک مکه حیرانش شدند
 
گرچه ما را عاقبت کرببلا می‌آورند
ما گدایان را فقط پایین پا می‌آورند
 
کُنجِ شش گوشه نوشته وای از لیلا علی
در شبِ جمعه حرم بودیم ما اما علی
فاطمه بود و نمی‌شد گفت واویلا علی
میروم مشهد بخوانم روضه‌هایت را علی
 
“خیز از جا آبرویم را بخر” بعدش برو
“عمه را از بین نامحرم ببر” بعدش برو
 
***
 
*اشاره به مدح معاویه لعنت‌ا…علیه
**تضمینی از صائب تبریزی
حیدری تو یا حسینی یا که نه پیغمبری
مرتضایی مصطفایی یا که نوری دیگری
جلوه ی عباس داری از همه دل می بری
بر قد و بالای تو الله اکبر ؛ اکبری
 
نور زهرا در نگاه مهربانت منجلی ست
جشن میلاد علی بن حسین بن علی ست
 
مست گشتم با نوای دلنشین یا علی
غصه و غم را زدودی تو ز سینه یاعلی
با تو هستم فارغ از هرگونه کینه یاعلی
اشبه النّاسی به آقای مدینه یاعلی
 
خُلق و خویی که تو داری روشنای هر شبی ست
خَلقاً و خُلقاً وَ حتی منطقاً مثل نبی ست
 
این دل دیوانه ام مست کلامت می شود
این سر شوریده ام مات مقامت می شود
هر که بی تو سر کند قطعا ملامت می شود
عاشق دلخسته مشتاق سلامت می شود
 
تا سلامت می کنم پاسخ نشانم می دهی
مطمئن هستم که روزی رخ نشانم می دهی
 
زندگی سامان بگیرد در نهایت با شما
التماسی بی جوابم پس کرامت با شما
اشتیاقش با من و اذن زیارت با شما
چون روا می گردد امشب هر چه حاجت با شما
 
حضرت بخشنده ای مثل عموجانِ خودت
زنده کردی مرده را با لطف چشمانِ خودت
 
نام تو می آید و در هر نفس تب می کنم
روز خود را در هوای عشق تو شب می کنم
ذکر زیبای تو را ختم مجرّب می کنم
اقتدا بر تو یل سالار زینب می کنم
 
نور حق؛ ای مرز بین کفر و ایمانِ جهان
یاعلی ای اسوه ی نیک جوانانِ جهان
 
آینه در آینه تکثیر هر احساس؛ تو
در نماز عاشقی تکبیر با اخلاص ؛ تو
نوح تو یعقوب تو داوود تو الیاس تو
دانش آموز کلاس غیرت عباس ؛ تو
 
در شب ظلمتکده مهتاب ما هستی علی
قوّت قلب حسین ؛ ارباب ما هستی علی
 
علت سرمستی تبدار هر چه خوشه ای
راز و رمز روشن امضای هر چه پوشه ای
بینوایان را همیشه بانی رهتوشه ای
صاحب پایین پای مرقد شش گوشه ای
 
ما اسیر کربلاییم و هواخواه نجف
کربلایی می شویم اینبار از راه نجف
 
کشته مارا ماجرای تلخ تنها بودنت
پیش چشمان حرم وقت مهیّا بودنت
خسته و لب تشنه روی خاک صحرا بودنت
می کشد مارا عزای ارباً اربا بودنت
 
ای عصای پیری بابا زمین خوردی چرا
رفتی و با رفتنت صبر مرا بردی چرا
 
آه بابا را ببین با قامتی خم آمده
در کنار پیکری پامال و درهم آمده
چشم وا کن تا ببینی عمه ات هم آمده
بسکه پاشیده شدی حتی عبا کم آمده
 
جعفر و عبدالله و قاسم بیایید از حرم
ای جوانان بنی هاشم بیایید از حرم
 
قاتل تو پیش چشم خنجرش را تیز کرد
با شکیبایی تنت را ریزِ ریزِ ریز کرد
به دوچشمان تر من خنده هایی نیز کرد
غارت جسم تو را به دیگری تفویض کرد
 
هر کجا را دیده ام زخم تنت را دیده ام
روی خاک کربلا پاشیدنت را دیده ام
در خلوت دل نغمه دلدار شنیدم
عطری ز وجود و نفس یار شنیدم
 
صوتش نه چو داود که بل بهتر از آن بود
رویش نه چو یوسف که صد جان جهان بود
 
گل در طلب روی خوشش ناله بپا کرد
شبنم به عذار رخ گل اشک ادا کرد
 
در منظر هستی همگان مست جمالش
عشق است گرفتار خط و هیبت و خالش
 
مهری که ز پندار رخ یار بپا گشت
شمسی شد و عالم همه در نور خدا گشت
 
از نور خدا شد اثر جلوهٔ احمد
اشبه به پیمبر شده اکبر چو محمد
 
این مولد دیگر ز پیمبر شده یا رب
یا آنکه حسین را پسری آمده امشب
 
از عمق نهاد است بپا گشته مقدر
صوت صلوات است نثار رخ اکبر
 
آن مشرق زیبایی و پاکی و ثنایی
آن صورت صنع و هنر ناب خدایی
 
آن زینت دامان حسین و گل لیلا
شیراوژن حیدر صفت عرصه هیجا
 
آن هالهٔ دور قمر و در وسطش ماه
هاله بود عالم مه آن اکبر دلخواه
 
هم اختر والای حسین بن علی گشت
هم نام علی حیدر کرار ولی گشت
 
در معرفت و علم چو بابش شه خوبان
زهرا صفت است حجب و حیای مه تابان
 
در مرتبت عشق بشد اکبر دوران
نوشیده می از جام الست شه عرفان
 
اندر حرمی که حرم خاص خدایی است
صوت نبوی روی نبی بحر عطایی است
 
ای جان به فدای تو علی اکبر لیلا
خوش آنکه نظر کرده به روی تو دلارا
 
هنگام ولادت همه جا ذکر و ثنا بود
هم زمزمه از خلق رسول دو سرا بود
 
روزی به سر دوش نبی جای حسین است
یا احمد دیگر به تمنای حسین است
 
بوسید دهان پسرش حجت یزدان
یاد آمدش از معرکه و وقعهٔ میدان
 
شد شبنم مولا به گل صورت اکبر
خواندش به اذان سنت نیکوی پیمبر
 
چارم قمر ماه نبی اکبر زیباست
شعبان خدا کنگره عرش معلاست
 
خورشید بپوشید چو دیبای زر اندود
از برکت پیدایش اولاد علی بود
 
به به چه علی حجت و سلطان ولایت
از عشق پدر نام پسر کرده حکایت
 
تا نام گرامیش علی گشت و مؤید
در صورت و خصلت شده مانند محمد
 
هر دیده به قدر اثر نور ببیند
تا شاخه ای از گلشن احباب بچیند
 
یا رب تو به تشریف علی اکبر لیلا
چشمان شریفت بنما بر رخ مولا
دِلـبری آمده ای دل بِبَـری با نَظَـری
نوه یِ فاطمه ای نورِ دو چشمِ پدری
دشمن وُ دوست همه مُتَّفِقُ القول شدند
که تو شایسته تری از همگان خوب تری
مثلِ جَـدَّت عـلیِ عـالی اعـلایی وُ….
نَتَـوان گفت خدایی تو علی یا بَشَری
رَجَـزَت مثـلِ علـمدارِ حـرم طوفانی
فصـلِ یادآوریِ قصّه یِ شَـقَّ القَـمَری
با اذانَت دلِ اربابِ وفـا را بُـردی
هر نَفس ریخته از لَعلِ تو دُرُّ و گوهری
 
قَسَمی می خورم وُ می شکنم قافیه را
به خـداییِ خـدا آمـده احـمـد دنیا
 
خُلق وُ خویِ نَبی وُ بویِ علی یعنی این
صاحبِ قـدرتِ بازویِ عـلی یعنی این
پسرِ اَرشدِ اربابِ کَـرَم در معـنا
مالکِ تیـغِ دو اَبرویِ علی یعنی این
حسنی صورت وُ سیـرت علـوی آوازه
وَ هُوَ الحقُّ و هُوَ الهُویِ علی یعنی این
اوّلیـن برگه یِ معراجِ بنی هاشمیون
اوّلیـن زائرِ بانویِ علـی یعـنی این
چه کسی مدّعی عاشقی شیرِ خداست
گِرِه خورده به سرِ مویِ علی یعنی این
 
جُز علیّـاً ولی الله تمـامیِ علـیست
علی اکبر نوه یِ اَرشد وُ نامی علیست
 
به تنِ خـود زِرِه وُ خـوُودِ پیمـبر دارد
نَفَسَش عطر وُ بویِ سوره یِ کوثر دارد
این رسول است که از خیمه می آید بیرون
رویِ لب ذکـرِ مدد حیـدرِ صَـفدر دارد
همه یِ عرشِ خدا دور وُ بَرِ شهـزاده
چِقَـدَر این نوه یِ فاطمه نوکـر دارد
یک تنه ریخت بِه هَم کاخِ یهودی ها را
خیبَـر از جا بِکَـنَد دستی اگر بَردارد
خوش به حالِ پدر وُ مادرِ من چون پسری…
نذریِ روضه یِ شاه وُ عـلی اکبر دارد
 
از همان روزِ اَزَل حیـدری اَم وَاللّههِ
تا نَفَس دارم علی اکبـری اَم وَاللّههِ
 
پیشِ پاهایِ ضریحِ تو نشستم ارباب
سائلم سائلِ تو سائلِ خـود را دریاب
بی تو هر روز شود زندگی اَم تیره وُ تار
با تو شَبهایِ من وُ خانه یِ قلبَم مهتاب
نَکُنَد یک نَفس از صحنِ شما دور شوم
تشنه اَم تشنه یِ روضه نَکُنیدَم سیراب
می رسد نیمه یِ شعبان وُ دلم می گیرد
طاقِ نصرت زَده اَم رفته دلم تا سرداب
بهترین ذکـرِ شبِ نیمه یِ ماهم این است
اَلسَّلام اِی لبِ خشکیده یِ ارباب وُ رباب
 
باز هم ذکـرِ حسیـن ابنِ عـلی وُ ندبه
تکیـه کُـن منتَـقمِ شاهِ کَـرَم بر کـعبه
شیعه وقتی که امامش شاد است
روحش از سلسله ها آزاد است
تا که شش گوشه ی دل کرببلاست
دل که دل نیست, حسین آباد است
 
نخل زهرا ثمری آورده
حیدری, شیر نری آورده
از چه رو شیعه چنین مجنون است
ام لیلا پسری آورده
 
بنویسید که مهتاب آمد
باز خورشید جهان تاب آمد
این خبر مشتلق قیمتی است
پسر اول ارباب آمد
 
باید امشب همه خوشه خوشه
بستانند ز رویش توشه
این جگرگوشه پسر آمده تا
قبر باباش شود شش گوشه
 
این پسر کیست که برتر گشته
در علی بودنش اکبر گشته
این امامت و رسالت زاده
گاه علی, گاه پیمبر گشته
 
لحظه لحظه جلواتش شد وحی
شان تنزییل صفاتش شد وحی
بنویسید که این شبه نبی
آیه آیه کلماتش شد وحی
 
جلواتش همه پیغمبری است
کارش از اهل حرم دلبری است
چیست در کنه وجودش که حسین
تا دم مرگ علی اکبری است
 
ای به حق بسته ز خود رسته علی
برو میدان ولی آهسته علی
می دهی جان ولی یادت باشد
جان ارباب به تو بسته علی
ساقی بیا که مشکلم آسان نمی‌شود
جامی بریز باده که پنهان نمی‌شود
طوفانی‌ام , رسیده‌ام از خُم سبو کشم
با این یکی دو جام که طوفان نمی‌شود
ما را خدا برایِ حسین آفریده است
این بندگی حواله‌ی سلطان نمی‌شود
ما از ازل خراب سبوییم و غیرِ ما
مستی حریفِ این مِیِ جوشان نمی‌شود
ما عاشقیم , عاشقِ ارباب زاده‌ایم
این عاشقی نصیبِ سلیمان نمی‌شود
 
ساقی بیا و این دل دلداده را ببین
جامی بریز و حضرتِ شَه زاده را ببین
 
بالا بلند ! سایه‌ی طوبی کجا و تو!
ای آبشار ! پهنه‌ی دریا کجا و تو!
با یک نگاه زنده کُنی کائنات را
تا سر دهند شورِ مسیحا کجا و تو‍!
وقتی قدم به خاک نهادی بهشت گفت :
ای قبله‌ی عیان شده ! دنیا کجا و تو!
سیلاب می‌کند نظرت رشته کوه را
ثابت کند که معجزِ موسی کجا و تو!
 
چون تو به اوج , جاذبه پیدا نمی‌شود
هر یوسفی که یوسفِ لیلا نمی‌شود
 
از راه آمدی که زِ دل دلبری کُنی
ما سر فدا کنیم و تو هم سروری کُنی
نامت بلند باد! که این جا دلی نماند
زلفت دراز باد! که غارت گری کُنی
ای از همه شبیه ترین بر رسولِ عشق
باید به آلِ فاطمه پیغمبری کُنی
ای دومین علی علی اول حسین
باید از این به بعد علی پروری کُنی
ای جلوه‌ات شبیه ابالفضل بی بدیل
باید میانِ معرکه‌ها حیدری کُنی
 
پیغمبرِ دوباره‌ی ایل و تبار عشق!
ای صاحبِ همیشگیِ ذوالفقار عشق!
 
وقتی میان معرکه تکبیر می‌کِشی
یک دشت را به پنجه‌ی تسخیر می‌کشی
چشم تو کافی است برایِ تمام خلق
وای از دَمی که قبضه‌ی شمشیر می‌کشی
زَهره که هیچ , هر رجزت سینه می‌درد
وقتی که نعره‌های نفس گیر می‌کشی
عقاب‌های آسمان همه مبهوتِ مرکبت
میتازی و زبانه به زنجیر می‌کشی
ای سبط مرتضی تو علی را به کارزار
با ضربه‌های خویش به تصویر می‌کشی
 
زیبا ترین تجسمِ خونِ خدا تویی
سر تا به پا تمامیِ کرب و بلا تویی
 
راهِ خدا به سمت تو و آسمان توست
حتی حسین چشم به راهِ اذان توست
همسایه‌ی همیشه‌ی معراجِ اهل بیت
جای پیامبران همه در آستان توست
شیواترین مُکبّر محرابِ مرتضی
نهج‌البلاغه تا به ابد خطبه خوان توست
اَبرو کمانِ حضرتِ ارباب تا ابد
خورشید کوچه گرد به طاقِ کمانِ توست
باب الحوائجیِ تو مثلِ عموی توست
عباس مست جاذبه‌ی بی امان توست
 
بندِ دل حسینی و آرام زینبی
تو روضه‌ی نگفته‌ی هر شام زینبی
براساس گریز به
موضوع گریز :
مناسبت گریز :
براساس سبک شعر
روضه شور واحد تک زمینه رجز خوانی زمزمه جفت نوحه مناجات نامشخص مدح مسجدی سینه زنی واحد سنگین دکلمه دم پایانی واحد تند پیش زمینه سرود سالار زینب حاج ناظم همه جا کربلا راس تو میرود بالای نیزه ها ببینید ببینید گلم رنگ ندارد نوحه سنتی ببینید ببینید گلم رنگ ندارد سیدی ماکو مثلک الغریب غریب گیر آوردنت زبانحال به سمت گودال از خیمه دویدم من دودمه مدح و مرثیه مفاعیل مفاعیل فعول شعر خوانی
براساس قالب شعر
دوبیتی غزل قصیده مثنوی چهار پاره رباعی ترجیع بند مستزاد شعر نو شعر سپید ترکیب بند قطعه مسمط نا مشخص مربع ترکیب تک بیتی مخمس
براساس زبان
فارسی عربی ترکی
براساس شاعر
محتشم کاشانی میلاد عرفان پور امیر عباسی قاسم صرافان محمد مهدی سیار غلامرضا سازگار رضا یعقوبیان علی اکبر لطیفیان قاسم نعمتی اسماعیل تقوایی مرتضی محمود پور حسن لطفی امیر حسین سلطانی محمود اسدی علی انسانی مظاهر کثیری نژاد محمود ژولیده ولی الله کلامی زنجانی میثم مومنی نژاد حسن ثابت جو عباس میرخلف زاده سید حمیدرضا برقعی سید هاشم وفایی سید رضا موید خراسانی محمدرضا سروری یوسف رحیمی احمد بابایی محسن عرب خالقی سید پوریا هاشمی علیرضا خاکساری وحید زحمتکش شهری مهدی رحیمی زمستان حسن کردی روح اله نوروزی مرضیه عاطفی بهمن عظیمی حسین رحمانی میلاد قبایی محسن صرامی رضا آهی رضا تاجیک اصغر چرمی محمد جواد شیرازی مهدی نظری وحید قاسمی وحید محمدی محسن کاویانی مجتبی صمدی شهاب حمید رمی محمد حسین رحیمیان محمد حسن بیات لو امیر روشن ضمیر نا مشخص محمد محسن زاده گنجی امیر ایزدی حسین قربانچه رضا رسول زاده جواد حیدری محمد سهرابی محمد جواد پرچمی سيد مهدي سرخان رضا یزدانی سید مهدی موسوی حسن صنوبری محسن رضوانی سیدجواد پرئی سید محمد جواد شرافت علی سلیمیان محمدجواد غفورزاده (شفق) سید مجتبی رجبی نورآملی حسن بیاتانی عماد خراسانی رحمان نوازنی مسعود اصلانی حافظ محمدرضا آغاسی علی حسنی صمد علیزاده محمد صمیمی کاظم بهمنی مجید تال مهدی قهرمانی احسان محسنی فر شیخ رضا جعفری میثم سلطانی مصطفی صابر خراسانی محمد فردوسی علیرضا قزوه قاسم افرند محمد مهدی عبداللهی محمد خسروی جواد دیندار سعید خرازی علیرضا عنصری حسین میرزایی حسن جواهری مصطفی قمشه ای علامه حسن زاده آملی میثم خالدیان علی زمانیان حسین ایمانی سیدعلی احمدی(فقیر) سید مجتبی شجاع محمد حسین فرحبخشیان (ژولیده نیشابوری) محسن داداشی امام خمینی (ره) فواد کرمانی امیر رضا سیفی احمد اکبرزاده ملا فتح‌الله وفایی شوشتری صدّیقه‌ی طاهره (علیهاسلام‌الله) محمود شاهرخي (م.جذبه) سید محمد رستگار جواد هاشمی (تربت) سید حبیب نظاری غلام‌رضا دبیران محمدحسین علومی تبریزی سعید بیابانکی سعید توفیقی علیرضا لک جواد محمد زمانی آیت الله محمدحسین غروی اصفهانی سید یاسر افشاری محمود کریمی احمد واعظی آیت الله وحید خراسانی حضرت آقای خامنه ای سید الشهدا عبدالجواد جودی خراسانی بهروز مرادی سالک قزوینی رفیق اصفهانی سید رضا حسینی (سعدی زمان) بابافغانی شیرازی تأثیر تبریزی صغیر اصفهانی (ره) وحید مصلحی یاسر حوتی حسین رستمی محمد بنواری (مهاجر) محمد بیابانی علیرضا شریف هادی جان فدا علی آمره حامد تجری مصطفی متولی مجتبی خرسندی علی صالحی علیرضا بیاتانی مهدی رحمان دوست مهدی نسترن سید محمد جوادی سید مهدی جلالی مجتبی روشن روان حامد خاکی سید محمد علی ریاضی احسان مردانی مهدی مومنی مریم سقلاطونی مجتبی شکریان همدانی عارفه دهقانی حسینعلی شفیعی (شفیع) رضا پیروی سعید پاشازاده ناصر حامدی رضا قاسمی حامد جولازاده پیمان طالبی میلاد حسنی امیر حسام یوسفی نوید اسماعیل زاده عباس شبخیز قراملکی (شبخیز) مهدی جهاندار کرامت نعمت زاده علی اصغر حاج حیدری مهدی صفی یاری محمد علی بیابانی محمد امین سبکبار هانی امیر فرجی سینا نژادسلامتی رسول میثمی صباحی بیدگلی وصال شیرازی مهدی پورپاک فاطمه نانی زاده محسن خان محمدی حبیب نیازی مجید لشگری میرزا احمد عابد نهاوندی(مرشد چلویی) آیت الله سیداحمد نجفی(آقاجون) محمد جواد خراشادی زاده ناظرزاده کرمانی سیدجلال حسینی احمد جلالی حسین عسگری علی اصغر کوهکن حجت الاسلام میر تبریزی محسن مهدوی حبیب الله چایچیان رضا فراهانی محمدرضا شمس خاکی شیرازی ابراهیم بازیار عباس احمدی سید محمد اویار حسینی محمد احمدی مرحوم الهیار خان (آصف) جواد قدوسی مجید قاسمی محمد رسولی داوود رحیمی مسعود یوسف پور حیدر توکل فاضل نظری علی ناظمی صفایی جندقی کریم رجب زاده میرزا یحیی مدرس اصفهانی غلامرضا کافی عمان سامانی مهدی محمدی پانته آ صفایی محمد بختیاری حمیدرضا بشیری محمدسعید عطارنژاد پروانه نجاتی نیما نجاری علی اشتری جعفر خونویی رضا دین پرور محمد ظفر سید رضا میرجعفری خوشدل تهرانی مهدی نعمت نژاد محسن راحت حق سجاد محرابی سید فرید احمدی مهدی زنگنه کاظم رستمی روح الله عیوضی علی اصغر ذاکری گروه یا مظلوم امیر حسین حیدری امیر اکبرزاده مهرداد مهرابی سید محمد بابامیری توحید شالچیان نغمه مستشار نظامی رحیم معینی کرمانشاهی سید محمد میرهاشمی امیرحسین الفت غلامحسین پویان احمد علوی فیاض هوشیار پارسیان مرتضی امیری اسفندقه محمدعلی مجاهدی جعفر بابایی(حلّاج) اصغر عرب فرشته جان نثاری سیدمحسن حبیب لورسه محمد علامه صادق رحمانی فرهاد اصغری یاسر مسافر عباس ویجویی عباس عنقا منوچهر نوربخش سیدحسن حسینی محمدجواد باقری محمد ارجمند محمد عظیمی محمدحسین بهجت تبریزی(شهریار) محمدسعید میرزایی مهدی خطاط ادیب الممالک فراهانی محمدعلی رحیمی محمد قاسمی احسان نرگسی رضاپور داریوش جعفری حامد آقایی سید محسن حبیب الله پور مجتبی حاذق محسن حنیفی آرش براری بهنام فرشی هستی محرابی طاها ملکی یاسر قربانی محمد داوری امیرحسین آکار اسماعیل شبرنگ آرمان صائمی علی رضوانی عماد بهرامی عادل حسین قربان امیرعظیمی حبیب باقرزاده حسین محسنات علی اصغر یزدی مجتبی رافعی میثم خنکدار ابراهیم لآلی قاسم احمدی مهدی علی قاسمی پوریا باقری علی اکبر نازک کار نوید اطاعتی فاطمه خمسی مهدی میری مجتبی کرمی محمد دستان علی کاوند مهدی قربانی محمد مبشری محمدرضا رضایی موسی علیمرادی محمدعلی نوری میلاد یعقوبی حسین صیامی مرتضی مظاهری میرزا احمد الهامی کرمانشاهی ناصر دودانگه علیرضا وفایی(خیال) امیر فرخنده حسین واعظی سعید نسیمی محسن غلامحسینی منصوره محمدی مزینان ابراهیم روشن روش سید علی حسینی مرضیه نعیم امینی حمید فرجی امیرعلی شریفی جعفر ابوالفتحی محمد کاظمی نیا امیر علوی رضا قربانی مهدی کاشف امیرحسین محمودپور رضا اسماعیلی حسن فطرس عالیه رجبی رضا باقریان محسن عزیزی محمدرضا ناصری روح الله پیدایی محمد زوار ایمان کریمی مصطفی رفیعی مجتبی قاسمی محمود قاسمی مجید خضرایی یونس وصالی محمود یوسفی ایمان دهقانیا بردیا محمدی مجتبی دسترنج ملتمس محمد مهدی شیرازی محسن زعفرانیه حسین خیریان حامد شریف مهدی شریف زاده ابالفضل مروتی مصطفی کارگر معین بازوند سید جعفر حیدری محسن ناصحی روح الله قناعتیان محمدحسین ملکیان مقداد اصفهانی رسول عسگری عفت نظری سجاد شاکری احمد ایرانی نسب مسعود اکثیری حسن رویت علی سپهری سید امیر میثم مرتضوی سیدمحمد مظلوم حسین رضایی حیران علی مشهوری (مهزیار) علی قدیمی نیر تبریزی فیاض لاهیجی حسین عباسپور محمد بن یوسف اهلی شیرازی جویای تبریزی (میرزا دارا) سید رضا هاشمی گلپایگانی سید علی اصغر صائم کاشانی امیرحسین کاظمی سارا سادات باختر علی اصغر شیری محمد حسین آغولی (ترکی شیرازی) سلمان احمدی وحید اشجع مهرداد افشاری مرجان اکبرزاد محمد-مهدی-امیری شهره انجم شعاع عبدالحمید-انصاری‌-نسب مرتضی-بادپروا محمدرضا-بازرگانی زهرا براتی امیرحسن بزرگی متین زهرا بشری موحد سید-حکیم-بینش فاطمه‌ سادات پادموسوی سعید-تاج‌-محمدی مهدی چراغ‌زاد حامد حسینخانی سیده فرشته حسینی سیدموسی حسینی کاشانی علی‌اصغر الحیدری (شاعر هندوستانی) محمد سجاد حیدری سمیه خردمند ایرج میرزا محسن سیداسماعیلی میرزا محمد باقر صامت بروجردی میرزا حاجب بروجردی (افصح الشعراء) میرزا محمد رفیع (رفیع‌الدین) (واعظ قزوینی) آشفته شیرازی سید وحید حسینی مسعود مهربان مهدی انصاری رضا حامی آرانی سید حسن رستگار محمدجواد وثوقی حمید کریمی اسماعیل روستایی احمد شاکری ابراهیم زمانی محمد کیخسروی محمد جواد مهدوی یاسین قاسمی حسین کریمی مهدی امامی جواد کلهر مجتبی فلاح محمدجواد غفوریان پدرام اسکندری حسن اسحاقی نوید طاهری محمود مربوبی سیروس بداغی میلاد فریدنیا شهریار سنجری رضا ملایی مجید رجبی امیرحسین نجمی عمران بهروج صادق میرصالحیان حجت بحرالعلومی محمدحسین ذاکری رسول رشیدی راد زینب احمدی حامد خادمیان حمیدرضا محسنات حسین اخوان (تائب) محمود شریفی مهدی مقیمی وحید دکامین شهرام شاهرخی فرشید یارمحمدی علی فردوسی رضا شریفی سیدعلی رکن الدین عبدالحسین مخلص آبادی حسین سنگری رضا هدایت خواه مهران قربانی محسن قاسمی غریب سید مصطفی غفاری جم سید مسعود طباطبایی احمد عزیزی حسین زحمتکش حمید عرب خالقی سجاد روان مرد میثم کاوسی رضا مشهدی امیرحسین وطن دوست محمد کابلی محمدهاشم مصطفوی محمد دنیوی (حاتم) علی اکبر حائری محمدرضا طالبی کمیل کاشانی محمدباقر انتصاری مرتضی عابدینی علی حنیفه عبدالرضا کوهمال جهرمی سینا شهیدا مهدی فرجی حسنا محمدزاده سید مصطفی مهدجو علی میرحیدری علی خفاچی حسین ایزدی پرویز بیگلری چاوش اکبری زهرا هدایتی هاشم طوسی (مسلم) نجمه پورملاکی نادر حسینی سجاد شرفخانی علی زارعی رضایی محمدعلی رضاپور سید محسن حسینی مرحوم نادعلی کربلایی ابوالفضل عصمت پرست مجتبی نجیمی مجید نجفی مجید بوریان منش علی علی بیگی سید محسن علوی محمد جواد مطیع ها ناهید رفیعی امیررضا یوسفی مقدم سید علی نقیب ایوب پرندآور نوید پور مرادی علی ذوالقدر سید ابوالفضل مبارز علی شکاری حمید رحیمی انسیه سادات هاشمی محسن حافظی عبدالحسین میرزایی مهدی قاسمی رضا خورشید فرد وحیده افضلی سید محمد حسین حسینی محمد سجاد عادلی مهدی زارعی سید محمد جواد میرصفی یدالله شهریاری امید مهدی نژاد محمد صادق باقی زاده محمد خادم محمدرضا کاکائی سید حجت سیادت مهدی مردانی جواد محمود آبادی حسین شهرابی حامدرضا معاونیان احمد جواد نوآبادی محمد علی قاسمی خادم عرفان ابوالحسنی ظهیر مومنی سید صادق رمضانیان عاطفه سادات موسوی عاصی خراسانی علی محمدی حسین زارع سید مصطفی سیاح موسوی حمید محبی وحید نوری حسین اوتادی هادی ملک پور مهدی کبیری محمدرضا نادعلیان فرشید حقی رامین برومند (زائر) محمدرضا اسدی سجاد زارع مولایی سید امیر حسین فاضلی سید مصطفی حسینی راد محمد رستمی محسن همتی محمود تاری سید واصفی غلامرضا شکوهی کمیل باقری محمد حسین بناریان لیلا علیزاده مهدی حنیفه جواد کریم زاده سید صابره موسوی میرزا محمد تقی قمی (محیط) حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی (صفایی) عباس همتی یغما جندقی حامد محمدی محمد جبرئیلی گروه قتیل العبرات فاطمه عارف نژاد
براساس مداح
حاج منصور ارضی حاج محمود کریمی حاج محمدرضا طاهری حاج سعید حدادیان حاج میثم مطیعی حاج مجید بنی فاطمه حاج حمید علیمی حاج حسین سیب سرخی حاج مهدی سلحشور حاج سید جواد ذاکر حاج جواد مقدم حاج عبدالرضا هلالی حاج سید مهدی میردامادی حاج مهدی رسولی حاج حسن خلج حاج مهدی لیثی حاج نریمان پناهی حاج سید رضا نریمانی حاج احمد واعظی حاج حسین طاهری حاج مهدی سماواتی حاج محمد حسین پویانفر حاج سید حمیدرضا برقعی نا مشخص حاج میثم مؤمنی نژاد حاج مهدی اکبری حاج قاسم صرافان حاج مهدی مختاری حاج محمدرضا محمدزاده حاج کاظم اکبری حاج ابالفضل بختیاری حاج محمدرضا آغاسی حاج حنیف طاهری حاج وحید نادری حاج حسین رضائیان حاج امیر عباسی حاج محمد بیابانی حاج سید علی رضوی حاج سید مهدی هوشی السادات نزارالقطری حاج اسلام میرزایی حاج حسین سازور حاج محسن عرب خالقی حاج صابر خراسانی سید رسول نریمانی محمد جعفری ارسلان کرمانشاهی جبار بذری حاج اکبر مولایی حاج امیر برومند حاج محمدرضا بذری حاج حیدر خمسه حاج حسن حسین خانی حاج حسین عباسی مقدم حاج غلامحسین علیزاده حاج حسین عینی فرد حاج مهدی رعنایی حاج مصطفی روحانی حاج روح الله بهمنی حاج امیر کرمانشاهی حاج میرزای محمدی حاج وحید گلستانی حاج سید امیر حسینی علی فانی حاج سید علی مومنی حاج امین مقدم حاج محمد کمیل حاج محمد حسین حدادیان حاج سعید پاشازاده حاج مقداد پیرحیاتی حاج محمد سهرابی حاج محمد فصولی کربلایی حاج فرهاد محمدی حاج ابوذر بیوکافی حاج سید محمد جوادی حاج سید محمد عاملی حاج وحید یوسفی حاج محمد یزدخواستی حاج مجتبی رمضانی کویتی پور حاج محسن صائمی حاج حسین رستمی مرحوم استاد محمدعلی کریم خانی حاج حسین باشی حاج مهدی وثیق حاج شیخ محمد ناصری سید علی حسینی حاج محمد امانی مرحوم محمدعلی چمنی حاج رضا قنبری حاج عبدالله شیران مرحوم استاد سلیم موذن زاده حاج علی اصغر ارغوان مرحوم حاج فیروز زیرک کار سید حسین قاضی سید مهدی حسینی استاد محسن فرهمند حاج احمد عثنی عشران حاج محمد احمدیان حاج صادق آهنگران حاج اکبر نوربهمنی سیدرضا میرجعفری سیدرضا تحویلدار ایمان کیوانی حاج محمدحسین عطائیان حاج حسن شالبافان حاج محمدصادق عبادی حاج علی عرب حاج علیرضا قزوه حاج آرش پیله وری حاج مهدی تقی خانی حاج یزدان ناصری حاج امیرحسن محمودی حاج حمید دادوندی حاج احمد نیکبختیان حاج امیرحسن سالاروند حاج هاشم سالار حسینی حاج ابراهیم رحیمی حاج محمد صمیمی حاج حمیدرضا قناعتیان حاج محسن عراقی حاج محسن طاهری حاج حسین ستوده حاج مهدی دقیقی حاج حسین رجبیه حاج رحیم ابراهیمی حاج حسین فخری حاج صادق حمزه حاج حسین هوشیار حاج حسین جعفری استاد رائفی پور حاج داوود احمدی نژاد مرحوم مرشد حسین پنجه پور حاج سید محمد حسینی حاج هادی گروسی حاج محمدرضا مختاریان حاج حسن کاشانی حاج وحید جلیلوند حاج حیدر منفرد حاج علی مهدوی نژاد حاج مرتضی امیری اسفندقه حاج حسین خلجی حاج وحید قاسمی حاج سید محمود علوی حاج سعید قانع حاج سید جعفر طباطبائی حاج حسین محمدی فام حاج هادی جان فدا حاج علی علیان حاج صادق کریمی حاج محسن توکلیان حاج محمد قربانخوانی حاج حسن رضا عبداللهی حاج مرشد میرزا مرحوم مرشد میرزا حاج مهدی اقدم نژاد شهید حسین معز غلامی حاج حسین رحمانی حاج علی اکبر سلحشور حاج محمد گرمابدری حاج محمد جواد احمدی حاج احمد اثنی عشران حاج جواد ابوالقاسمی حاج محمد مهدی اسماعیلی حاج محسن حسن زاده حاج اکبر بازوبند آیت الله سید محمدحسن طهرانی مجید رضانژاد محمدجواد توحیدی حاج یدالله محمدی مرحوم سید مهدی احمدی اصفهانی حاج محمود گرجی حاج رضا علی رضایی حاج جواد باقری حاج سید ابراهیم طاهریان حاج مسعود پیرایش حاج محمدرضا نوشه ور حاج حسن بیاتانی حاج علی اکبر زادفرج حاج علی جباری حاج علی کرمی حاج سعید خرازی حاج هادی ملک پور حاج حسن عطایی حاج محمد کریمی حاج محمد رستمی حاج جواد حیدری