ایها المظلوم-ayohalmazloom
شعر و اشعار ولادت حضرت علی اکبر (علیه السلام) و صوت سبک و گریز اشعار
لطفاً برای جستجوی گریز های متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز در سمت راست صفحه مراجعه فرمایید
نمایش هر صفحهمورد
دست به دست می شود بر همه هست می شود
به وقت دیدنش چقدر دیده مست می شود
 
چه دلخوش است مادرش چه دلکش است دلبرش
ماه اگر ببیندش علی پرست می شود
 
نشسته پا نمی شود دل از علی نمی کند
کنار گهواره حسین پای بست می شود
 
خوشا بحال این پدر که با وجود این پسر
به وقت سختی و نبرد بی شکست می شود
 
اگرچه این خانه درش بسته نمی شود ولی
جمع نمی شود دگر سفره بخاطر علی
 
روح تمام انبیا در اوست آکنده شود
پیش ملاحت علی فرشته بازنده شود
 
جذبهٔ عشق کافی است اگر که پلکی بزند
دهر به یک‌ معجزه نگاه او بنده شود
 
چنان که عمه اش شده زینت بابای خودش
اوست برای پدرش به حق برازنده شود
 
اگر دوباره قلعه ایی به جنگِ دین سپر شود
به دست قدرت علی باز دری کنده شود
 
کشتهٔ حمله های او که جای خود ولی ، علی
به حالِ کشته یی اگر لطف کند زنده شود
 
پیمبریست لایقِ فضائل و شمائلش
امت عشق او بود لطف اله شاملش
ای رخت ملجا خورشید دو چشمت دریا
صورتت قرص قمر زلف سیاهت یلدا
نور باران شده از یمن قدومت دنیا
جای دارد که پس از روئیت رویت فردا
 
نزند سر رخ خورشید به دنیا پسرم
 
گل عالم بسرشتند ز پیمانه ی تو
همه ی خلق به طوف تو و پروانه تو
عقل مجنون تو مجنون شده دیوانه تو
چشم وا کردی و شد عمق دلم خانه ی تو
 
بی سبب نیست شدی لیلیِ لیلا پسرم
 
طاق ابروی تو چون قرص قمر میبینم
زلف تو در کف ارباب هنر میبینم
لعل شیرین تو برتر ز شکر میبینم
حسن و زیبایی تو از همه سر میبینم
 
محو سیمای توام یوسف زهرا پسرم
 
نیست در کون و مکان مثل تو زیبا پسری
روز خورشید و شب از قرص قمر ماه تری
وقت میلاد تو سر داد خروس سحری
با چنین جلوه دل از حور و ملک هم ببری
 
چشم بد دور از این صورت زیبا پسرم
 
نفست معجزه گر چون دم عیساست علی
دست تو دست الهی ید بیضاست علی
قد تو صورتی از گلشن طاهاست علی
این همه حسن که داری تو معماست علی
 
تو خلیلی و کلیمی و مسیحا پسرم
 
باش تا در دل شب جلوه ی ماهم بشوی
باش تا در همه جا نور نگاهم بشوی
باش در روز بلا پشت و پناهم بشوی
تو علی باش که سردار سپاهم بشوی
 
تیغ عدلی که رسیدی تو ز بالا پسرم
 
در تو هر پنج تن آل عبا را دیدم
وقت رفتن ز قفا شیر خدا را دیدم
یک حرم پشت سرت دست دعا را دیدم
دشت تا دشت تو را کرببلا را دیدم
 
وجناتت شده بر خلق معما پسرم
 
میبرد از همه دل شبه پیمبر شدنت
جذبه ی عشق شده این علی اکبر شدنت
چه جلالی ست علی هیبت و حیدر شدنت
چه شکوهی ست امیر و یل لشگر شدنت
 
برده ای هوش همه اهل حرم را پسرم
 
کام تو خشک تر از خاک بلا میبینم
مرکبت را وسط خصم رها میبینم
هر کجا مینگرم جسم تو را میبینم
ارباً اربا بدنت در همه جا میبینم
 
شده ام مایه ی خندیدن اعدا پسرم
گرچه پیاله ام ز شراب تو گشته خیس
با چند هو زدن سکنات تو گفت هیس
باران زد و سکوت لب تو ترانه ساخت
نام تو را نوشت روی جام، خوشنویس
یوسف ترینی و به کسی پا نمی دهی
آقا خودت کلاف برای خودت بریس
از عرش یک فرشته ز لبهای مصطفی
می آورد برای لبت بوسه، دیس دیس
برعکس پیچش سر گیسوی مشکی ات
حرف تو بوده با پدرت ساده و سلیس؛
 
تو آمدی عصای دم پیری اش شوی
حیدر شوی، پیمبر تصویری اش شوی
 
ای برکه ی دو چشم تو دریایی از نمک
دارم ستاره روی سرت می کنم الک
در خلق و خو شبیه ترین بر محمدی
پس واجب است بین تو و او همیشه شک
خورشید هر سپیده تو را ناز می کشد
از روی شانه ات به جهان می کشد سرک
آمد خبر که آمدی از عرش بر زمین
واشد به کوچه های غزل، پای قاصدک
گرچه هنوز پا نگرفته گُل عطش
آقا عقیق دست پدر را کمی بمک
 
ای قدّ با شکوه تو لیلای کربلا
امروز ما شده غم فردای کربلا
 
تو آمدی و آینه ی مصطفی شدی
یک جرعه از پیاله ی کرببلا شدی
برشانه ی تو ریخته موی بلند تو
لیلاترین کنایه ام از ابتدا شدی
الیاف وحی را ز نگاه تو بافتند
تکبیرهای بین نماز و دعا شدی
از بس ارادتت به پدر بی نظیر بود
پائین پای حضرت ارباب جا شدی
تو آمدی که وقف دعاهای او شوی
نذر حسین بودی و فوراً اداشدی
 
بختت بلند باد که ارباب زاده ای
تو دلبر همیشه ی این خانواده ای
 
زیباترین ستاره ی تابنده ی عرب
صرفاً خودت زدی به سبوی حسین، لب
مُهر کتیبه ی دهنت را زده حسین
داده ترا موذن کرببلا لقب
از بس مرید حضرت عباس بوده ای
پس بیشتر به عمه خود می کنی ادب
وقتی گره به ابروی پیوسته می زنی
لشکر فرار می کند و می کشد عقب
استاد جنگ تک به تک و نامنظمی
بیچاره دشمنت ز تو هی میخورد رکب
 
همزاد کربلایی و از نسل حیدری
شیرت حلال، حضرت سقای دیگری
هستیم در میخانه دائم مست باده
دارد چقدر اینجا گدایی استفاده
کوثر هوس کرده دل حیدر پسندم
بالا نشینم کرده یک ساغر چه ساده
با یا علی و یاعلی معراج رفتم
برده مرا تا عرش این پای پیاده
از چشمهای من بهشت افتاده وقتی
طوبای لیلا در مدینه بار داده
میگفت در گوشش اذان، میگفت اقامه
امشب علی هم داشت حالی فوق العاده
کاری ندارد از همه سلمان بسازند
وقتی تصدق میکنند این خانواده
 
حال خوشی در خلوت محراب داریم
امشب حسابی کار با ارباب داریم
 
یار گدای بی سر و سامان حسین است
مجنون لیلاییم لیلامان حسین است
آنکس که می میرد برای گریه ماییم
آنکس که عشقش کرده رسوامان حسین است
خیر از جوانی دیده ایم الحمدلله
ماها که یک عمر است دنیامان حسین است
دیوانه ی روی علی بن الحسینیم
بسکه خیال و خواب و رویامان حسین است
ذاتا” علی اکبر کرم دارد نگاهش
بسکه دوچشمش مثل آقامان حسین است
پایین پا سکوی پروازِ به بالاست
آنجا که سر جمع دعاهامان حسین است
 
مارا کنار سفره با آقا نشاندند
رزق مناجات سحرها را رساندند
 
ابروی او دائم سر پیکار دارد
یوسف کجا اینقدرها بازاردارد
از آستینش در می آید صد چو میثم
از بسکه نخل چشمهایش بار دارد
کار توسل های ما بالا گرفته
چون جلوه از هرپنج تن بسیار دارد
هم شانه ی عباس می آمد که گفتند
بین مدینه مجتبی هم یار دارد
از بس شده دلتنگ آغوش پیمبر
دائم به بوسیدن، حسین اصرار دارد
وقت سحر بین مصلای قیامت
صوت اذانش بیشتر بازار دارد
 
دیدیم در توحید چشمش ماسوا را
اول خدا، دوم خدا، سوم خدا را
 
تقسیم کردند از نگاهش نورها را
می، کرده اند از لعل او انگورها را
قدری نمک از سفره اش روزی مان شد
بعدا” خریدند از جوانها شور ها را
ما را سوار کشتی ارباب کردند
نزدیکتر دیدیم با او دورها را
تنزیل اسم اعظم حیدر فقط اوست
عیسا شفا داده است با او کورها را
دیدیم چون موسی شب هشت محرم
زیر نقاب چهره ی او طورها را
اکبر یکی دوتا سه تا … یا صد برابر؟
فهمیده ایم از کثرتش منظورها را
 
در کربلا محشر به پا کرد و زمین خورد
لشکر برایش کوچه وا کرد و زمین خورد
 
وقتی مسیر روزدن فرقی ندارد
جان تو یا که جان من فرقی ندارد
او تشنه ی بابا و بابا تشنه ی او
این چار لب با یک دهن فرقی ندارد
آنجا که قصد نیزه ها نسل خلیل است
ابن الحسین ابن الحسن فرقی ندارد
این پیکری که جوشنش هم اربا”ارباست
بایک تن بی پیرهن فرقی ندارد
آقا عبایش را ز دوش خود درآورد
یعنی عبایش با کفن فرقی ندارد
گیسو پریشان عمه آمد از حرم دید
روح حسین و آن بدن فرقی ندارد
 
باخنده ها یکباره جانش را گرفتند
پیغمبر آخر زمانش را گرفتند
ای همه تاب و تب خاطر بی تاب سلام
روشنی بخش دل حضرت ارباب سلام
وجه پیغمبر خاتم به رخت قاب سلام
خم ابروی شما محور محراب سلام
 
امدی و همه را محو نگاهت کردی
معنی تازه ای از واژه عشق اوردی
 
دارد از خاک قدومت برکت میبارد
گل شادی به دل شیعه خدا میکارد
پدرت انقدر اگاهی از علمت دارد
حق هم این بود علی اسم تو را بگذارد
 
غم و پیری دل از نام تو ارام گرفت
روز میلاد شما روز جوان نام گرفت
 
نوری از نور خداوند جلی هستی تو
بین مخلوق خدا بی بدلی هستی تو
در بنی هاشمیان هم مثلی هستی تو
غرق در ذات خدا مثل علی هستی تو
 
صف کشیدند ملائک که تماشات کنند
سرمه ی چشم خود از خاک کف پات کنند
 
یک علی اکبری و اینهمه اکبر هستی
هر چه از وصف تو گفتند توبهتر هستی
شاه زاده نوه ی ارشد حیدر هستی
همه گفتند که تمثال پیمبر هستی
 
به فلک طعنه زند صورت هم چون ماهت
نه فقط دوست عدو هم شده خاطر خواهت
شب‌ است‌ و ‌از سرگیسوی شعر می گیرد
دوباره‌ دست‌ دعا عطر استجابت را
اگر چه صحبتِ حاجت نبود ٬ اما دل
در این مقام غنیمت شمرد فرصت را
 
سحر چه‌ حال‌ خوشی‌ داشت‌ در مناجاتش
بهار پشت در خانه‌ی‌ خدای خودش
سکوت‌ سنگ‌ شکست‌ و به‌ دشت‌ها بخشید
هزارچشمه‌ی‌ احساس با صدای خوش
 
تو کیستی که هزاران سوال از مشتم
رها شدند زمانی که خنده ات گل کرد
فدای نام تو باید شوم در این تصمیم
صلاح نیست که یک لحظه هم تعلل کرد
 
علی اکبرِ تاریخ ای علی اکبر
شکوه خنده‌ی پیغمبری تو بی تردید
همان زمان که علی اکبری و پیغمبر
حساب‌ کن‌که خود حیدری تو بی تردید
 
نشسته اند به دیدار صبح لبخندت
پیمبران‌ دعا و سلام صف در صف
علیِ اولی اما یقینا از اکبر
مراد نیست بجز «أَکْبَرُ مِنْ أَنْ یُوصَف»
 
فضائل تو در این بیت ها نمے گنجد
مگر به لطف کریمانه اعتماد کنم
مگر از آنچه که این دشمن قسم خورده
از آنچه گفته معاویه با تو یاد کنم
 
قلم همیشه گلویش گرفته خواهد ماند
برای مدح تو هرقدر سینه صاف کند
شنیدنی‌ ست برایم همیشه وصف شما
علی الخصوص اگر دشمن اعتراف کند
 
علی امام من‌است و تویی علی چه کند؟
اگر که شاعر دلخسته اشتباه کند
نشسته ام به امیدی در این حرم که مرا
علی دیگر این خانه رو به راه کند
 
چگونه از تو بخوانم چگونه وقتی که
نوشته اند که ممسوس ذات حق بودی
سپیده دم به تو سوگند می خورم عمْری
تو زخم خورده‌ی من شر ما خلق بودی
ندا رسید که امشب شب جوانان است
شب بلند سرور همـه دل و جان است
 
میان خانـه مـولا گلـی نـمـایـان شد
ز برکت قدمش عالمـی چـراغـان شد
 
دوبـاره جلـوه نموده جـمـال پیغمبر
به خلق و صورت و سیرت مثال پیغمبر
 
علی ست نام نکویش بُود علی اکبـر
عـلیِ اکبـر مـولا نگـو بگـو حـیـدر
 
شباهتی ست علی را به جده اش زهرا
شباهتش بشـود آشـکـار در صحـرا
 
ستاره ای شده پیدا در آسمان حسین
تمام هستیِ مولا، علی جوان حسین
 
عمو حسن عمو عباس بیـقـرار توأند
هـزار شاخه گل یـاس بیـقـرار توأند
 
تـو یاس مـادری و فـاتح دل پدرت
خدا کـشیـد تو را از شمـائـل پدرت
 
به گرد توست چو پروانه عمه ات زینب
به یاد مادر خود بوسه می زند بر لب
 
به روی دست تو را ناز میدهد همچین
ز عمه دل تو ربودی چه چیز بهتر ازاین
 
تو را کشید در آغوش مثل یک قفسی
تو را گرفت و گمانم نمیدهد به کسی
 
حسین دوم دنیـا تـویـی علی اکبـر
عصـای پـیـری مولا تویی علی اکبـر
 
به روز کرب و بـلا تکـیـه گـاه بابایی
تو هم شبـیـه عمویت سپــاه بابایی
 
موذنی تـو به روز دهم به کرب و بـلا
اذان بگو تـو بـرای اهـالــی دنـیــا
 
بگو خدای ، بزرگ است و بعـدِ الاّ الله
ببر تـو نـام رسـول و علـی ولـی الله
 
به گوش های کر خلق این خبر برسان
علی ولی خدا هست و مـرد با ایمان
 
بگو وصی نبی هست جد تـو حیـدر
خلیفه نیسـت وصیِّ به حقِ پیغمبـر
 
اذان بگو و بـبـر نـام حـیـــدر کـرار
اذان بگو بشـود قلب کافــران بیـدار
 
اذان بگـو و عـلـی را عـلـم بکـن اکبر
بگو بدون علی شخـص می شـود کافر
 
بدون ذکر علـی هر اذان، اذان نشـود
بگـو بدون علی یک عمل گران نشـود
 
مناره‌های مدینه ‌ مناره های حجاز
بدون نام علی میزنند بانگ نماز
 
موذنان حـرم را بگـو علـی داری؟؟؟؟
به هر اذان تو که گفتی به او بدهکاری
 
برای این دل محسن اذان بگو اکـبــر
عبادتـی است کـلام علی علی حـیـدر
شهر آذین شده بود و خبر از راه رسید
عرش روشن شده بود و سحر از راه رسید
بهر پرواز ملک بال و پر از راه رسید
نیمه ی گمشده از یک قمر از راه رسید
 
شهد لبهاش که می ریخت سبو کامل شد
عشق با گوشه ی قنداقه ی او کامل شد
 
دلبری کردن از آن روز ازل کارش بود
هاجر و مریم و آسیه گرفتارش بود
یوسف از مشتریان سر بازارش بود
عمه هر ساعت و هر لحظه پرستارش بود
 
درس دلدادگی و عشق نشانش می داد
پای گهواره ی او بود و تکانش می داد
 
ضربان دل بابا دو برابر می شد
شوق دیدار نبی باز میسّر می شد
صولتش در نظر یار مصوّر می شد
‏ هر زمانی که دلش تنگ پیمبر می شد
‏ گاهی از دیدن این نور جلی حظ می کرد
‏ از قد و قامت رعنای علی حظ می کرد
 
کوه با دیدن آن هیمنه کُرنش میکرد
آتش از خنده ی او زود فروکش میکرد
دور شهزاده فلک یکسره گردش میکرد
عرش را با نفسش صاحب ارزش میکرد
 
او که در مکتب عشاق دبیر سخن است
پرورش یافته ی دست امام حسن است
 
همه ی کون ومکان مست سبویش بودند
طالب بوسه ای از صحن گلویش بودند
خوب رویان عرب سائل کویش بودند
واله و شیفته ی گردش مویش بودند
 
فاتح و قاتل دلهاست ، به عباس قسم
یوسف حضرت لیلاست ، به عباس قسم
 
میزند بانگ ” انا الشیر ” بگو ماشاالله
غزواتی شده تفسیر بگو ماشاالله
درس شان گشته فراگیر بگو ماشاالله
با عمو بازی شمشیر بگو ماشاالله
 
دست در دست عمو مرد دلیری شده بود
تحت آموزش عباس چه شیری شده بود
 
شانه ی ماذنه ها با قدمش زیباتر
ظاهرا ماذنه میرفت ولی بالاتر
لیله العشق پدر گشته کمی رعناتر
صوت والحان قشنگش ز همه گیرا تر
 
صوت در مکه کجا خاطره ی عشق کجا
وقت تکبیر و اذان حنجره ی عشق کجا
 
دور خورشید خطر بود و پر از چشم حسود
سخنش خواب زچشمان شب تیره ربود
این عصا یاری دستان پدر آمده بود
‏اختر هاشمیان بر لبش اینگونه سرود
“جاده و عرش مهیاست بیا تا برویم
کربلا منتظر ماست بیا تا برویم “
 
آمد و از پدرش رخصت میدان می خواست
قلب این معرکه انگار که طوفان می خواست
گویا کرب و بلا از نفسش جا ن می خواست
‏مردی از طایفه و بیشه ی شیران می خواست
عقل وهوش همه را برده ای ازیاد اکبر
ناز شصتت به خدا دست مریزاد اکبر
 
آب بر صفحه پیشانی ساحل می ریخت
از مسیحای دمش نقلِ فضائل می ریخت
‏ از سر زلف سیاهش به زمین دل می ریخت
‏ اشک بر گونه ی ارباب مقاتل می ریخت
 
برق شمشیر علی میمنه را ریخت به هم
چرخی درمعرکه زد میسره را ریخت به هم
 
تشنگی خیمه زد و تاب و توانش را برد
هرم گرما و عطش روح و روانش را برد
‏تا در قلعه ی فردوس زبانش را برد
‏بوسه بر تلخی یاقوت امانش را برد
 
قلبش آتشکده ی حادثه ای دیگر بود
آخرین لحظه دیدار علی اکبر بود
 
دشمن از دور کمی رنگ ولعابش را دید
بین ابروی علی اخم و عتابش را دید
در فرود آمدن تیغ شتابش را دید
ضرب شصتی قَدَر از دست جنابش را دید
 
مرکبش دستخوش خنده ی این مردم شد
دل به بیراهه زد و بین جماعت گم شد
 
گفت یا فاطمه و کوچه برایش وا شد
یا علی گفت و مصلای سرش پیدا شد
از غم کوچه کمی قامت رعنا تا شد
نقش بر خاک زمین دسته گل لیلا شد
 
از بد حادثه در معرکه چرخید تنش
مثل گندم وسط مزرعه پاشید تنش
 
آنقدر سوره ی رمّان تنش خندان است
در عبای پدرش مجلس گلریزان است
چه کسی گفته که تشییع علی آسان است؟
هرکجا پا بنهد آیه ای از قرآن است
 
این چه شوریست که در قلب پدر افتاده
همه گفتند حسین بن علی جان داده
 
بین تابوت عبا نیمه ی جانش را برد
روی دستان حرم جسم جوانش رابرد
داغ این حادثه تا خیمه توانش را برد
زینب آمد به کمک، قدکمانش را برد
 
کربلا از بدن او شده یکدست حسین
تو به فکر کفنی چادر من هست حسین
 
جسم گلگون شده را پیروهنش چادر من
بشود جای عبایت کفنش چادر من
می برد تا حرم اعضای تنش چادر من
تا تبرک بشود از بدنش چادر من
 
ازجهان سیر شدی “آجرک الله حسین”
چقدر پیر شدی “آجرک الله حسین”
جمال حضرت حق بی نقاب می آید
ز مشرق دلمان آفتاب می آید
به ربنای قنوتم جواب می آید
گل محمدی بوتراب می آید
 
خدا به خانه ی ارباب احمد آورده
بیا حسین که لیلا محمد آورده
 
 
رسیده تا که شود جلوه ی جلال حسین
جلال ذات خداوندی جمال حسین
علی اکبر آقا، بزرگ آل حسین
موذن پسر فاطمه، بلال حسین
 
حسین، اکبر خود را بگیر از لیلا
خودت به گوش علی ات، اذان بگو آقا
 
 
چه آفتاب نجیبی، چه مهربان قمری
چه سرو خوش قد و بالایی و عجب ثمری
تبارک الله از این معجزه، از این هنری
 
کسی که هستی خلقت، طفیلی سر اوست
تمام هستی او این علی اکبر اوست
 
 
«علی اکبر ربّ و علی اکبر بالا
علی اکبر یاسین، علی اکبر طاها
علی اکبر حیدر، علی اکبر زهرا
علی، علی حسین و علی زینب کبری»
 
به لوح سینه نوشته حسین، این مضمون
شدند عالم و آدم به این علی مجنون
 
 
علیست کوثر زهرا، حقیقت حیدر
عنایتش به دو عالم، عنایت حیدر
کسی که در جگر اوست، جرأت حیدر
شجاعتش شده مثل شجاعت حیدر
 
علیست جلوه ی حیدر، علیست خیرالناس
شده است محو نبردش، عموی او عباس
 
 
ظهور کرده که حق بر کفش علم بدهد
به دشمنان پدر، کیفر عدم بدهد
علی شده که شکوهی به باورم بدهد
خدا هزار پسر بر حسین هم بدهد
 
به اذن اُمّ اَبیها، همه علی هستند
شبیه حضرت حیدر همه یلی هستند
 
 
اگر که باد بیفتد به سمت گیسویش
اگر که موج نشیند به طره ی مویش
خدا نکرده، خم افتد به روی ابرویش
حسین می شود آشفته، می دود سویش
 
مباد آنکه علی زخمی گزند شود
تنش به ناز طبیبان نیازمند شود
 
 
کنار اهل حرم سایه اش نقاب شده
به دور زینب کبری، علی حجاب شده
برای عمه ی خود، چون عمو رکاب شده
چقدر حال حرم بعد او خراب شده
 
نوشته اند سه ساله بدون او خسته است
رقیه بر علی اکبر چقدر وابسته است
ماه روزیم و آفتاب شبیم
از قدیم عاشقیم! در طلبیم
ما عجم زادگان منتخبیم…
که گرفتار دلبری عربیم
 
این که هم‌ احمد است هم علی است
علی بن‌ الحسین اَوَّلی است
 
بیخیال غم و مصیبت و درد
ام لیلا مسیح را آورد
همه مستش شدند فَردافرد!
پدر از دیدنش چه کیفی کرد…
 
تا حسین است اسم اعظم علی ست
پدرش هم علی پسر هم علی ست
 
مثل پروردگارخود اکبر
مثل اجداد خویش پیغمبر
مثل بابابزرگ خود حیدر
مثل زهراست خیر او کوثر
 
احمد و حیدر و حسن شده است
حاصل جمع پنج تن شده است
 
آنچه دارد تمامی اش نوراست
آنچه را خواسته ست مقدور است
آنچه میلش کشیده انگوراست
باعلی جمع کربلا جور است
 
اهل عالم! بهشت ازین باب است
قبله پایین‌ پای ارباب است
 
درد دادیم و دارو اورده
باخودش دام گیسو آورده
هرزمان خم به ابرو آورده
دشمنان را به زانو آورده
 
وقت پیکار عزم او جزم است
علی اکبر معلم رزم است
 
برکتی را که بوی نان دارد
حکمتی را که امتحان دارد
کعبه ای را که حق مکان دارد
همه را اکبر جوان دارد
 
اینکه ایینه جمال خداست
شرف الشمس سیدالشهداست
 
وسعتش انتها ندارد که
بی علی دل بها ندارد که
جنت حق صفا ندارد که
شاه پایین‌ پا ندارد که
 
السلام علیک یا دلبر
با ابی انت یا علی اکبر
 
درغم روضه امتداد تویی
کاف وها یا وعین وصاد تویی
آنکه بی درد جان نداد تویی
انکه خورده لگد زیاد تویی
 
لحظه ی احتضار جان تو شد
پدرت تشنه ی اذان توشد
 
چه حیاتی است جاری ازدهنت
چه مماتی است دست وپا زدنت
چه رواقی است وسعت بدنت
چه عبایی است خرج آمدنت
 
این جوانان تورا که میبردند
توزمین ریختی زمین خوردند
می شود گاهی وصال ازسختی هجران درست
مثل لبخندی که شد ازدیده گریان درست
کوزه مجنون شکست و حال مجنون خوب شد
میکنند از اخم لیلا هم دوا درمان درست
از پیمبر زاده ما یک پیمبر آمده
یک ربیع الاول دیگر شد از شعبان درست
هم چراغ راه هم پشت وپناه است این علی
این چنین از ماهِ گردان شد بلاگردان درست
خانه ات آباد آقا!یوسف کنعان تو..
صد گلستان میکند از کلبه احزان درست
 
زین ولادت هم دل مولا و هم نوکر خوش است
مستی عشاق با ذکر علی اکبر خوش است
 
مینویسم هرچه احمد باز حیدر میشود
مینویسم هرقدَر الله! اکبر میشود
ساکن عرش است و عرش از او معلی میشود
کوثر محض است و آب از او مطهر میشود
هرکه یک دفعه نگاهش کرده با خود گفته است
شک ندارم این جوان روزی پیمبر میشود
هرزمان که بی نقاب از کوچه ای رد میشود
به هوای دیدنش در کوچه محشر میشود
در بقیع و در نجف سر میشود هرلحظه اش
روزگار هرکسی پایینِ پا سر میشود
 
با اذانش سُبحه و سجاده مستی میکنند
هم بلال و هم موذن زاده مستی میکنند
 
نام او باشد علی و هست زهرا بیشتر
تکیه بر این شاهزاده کرده بابا بیشتر
قدو بالای پسر ها دلخوشی مادر است
کیف کرد از دیدنش پس ام لیلا بیشتر
خَلق احمد خُلق احمد منطقش هم احمدیست
جبرییل از این شباهت میخورد جا بیشتر
ذوالفقار دست مولا دستبوس اکبر است
می‌دمد روی لبش انا فتحنا بیشتر
زهره از یل های شامی آب خواهد شد یقین
گر بگوید ذکر لاحول و لا.. را بیشتر
 
مثل جدش بی نظیر و مثل جدش لافتی ست
چرخش شمشیر او عینا شبیه مجتبی ست
 
عرش حق را نور بود و بر زمین هم نور شد
در کریمی چون عمویش مجتبی مشهور شد
جار میزد اسم حیدر را بروی ماذنه
چشم بدخواهش الی یوم القیامت کور شد
دستبوس عمه اش بود و رکاب عمه اش
بر حفاظت از حریم زینبی مامور شد
ای بقربان نمازش ای فدای گریه اش
در مناجات شبش سجاده کوه طور شد..
اذن میدان خواست زهرا را ببیند زودتر
با خودش میگفت مادر جان! زیارت جور شد!
 
راه افتاد و پدر گریه کنان پشت سرش
دست بر زیر محاسن برد بهر اکبرش
 
بر تن اکبر زره بر شانه بابا عبا
گریه میکرد از غمش حتی زره حتی عبا
تا که آقا دست سمتش برد از هم باز شد
جمع و جورش کرد آخرسر علی را باعبا
یک علی آمد به میدان !شد صدو ده تا علی!
یک عبا نه!لازم است اینجا صد و ده تا عبا
این جوانان بنی هاشم چه زجری میکشند
تا نگردد ناگهان سرریز از هرجا عبا..
خاکی است و خاکی است و خونی است و خونی است
چادر زهراست بر دوش جوانان یا عبا؟!
 
در محرم روضه ماه صفر را میبرند
یک نفر کشته شد اما دونفر را میبرند
آن که تا حشر مرا نوکر حیدر کرده
روزی شعر مرا چند برابر کرده
یا علی های مرا یا علی اکبر کرده
 
روزی ما همه در دست علی افتاده
سربلندیم درْ این خانه، ولی افتاده
 
رحمت واسعه از عرش خدا می بارد
گل لبخند به لب های زمین می کارد
پسر ارشد ارباب خوش آمد دارد
 
بنویسید که فرزند حسین آمده است
بنویسید به او نور دو عین آمده است
 
ما که دیدیم همه قوت ایمانش را
ما که دیدیم همه رحمت چشمانش را
ما که دیدیم همه سفره ی احسانش را
 
صف کشیدند گداها که کریم آمده است
صاحب سفره ی احسان قدیم آمده است
 
صبح امید پس از شام سیاه آمده است
بنویسید که خورشید که ماه آمده است
حسن دوم این قوم ز راه آمده است
 
دل ارباب جهان در هیجان آمده است
حسنی خُلق ترین، خلقِ جهان آمده است
 
چه بگوییم در اوصاف حسین و پسرش
چه بگوییم در اوصاف سجود سحرش
چه بگوییم در اوصاف رخ چون قمرش
 
کرده روشن مه او راه بنی هاشم را
می شود دید در او ماه بنی هاشم را
 
این پسر نیز همانند علی شیر خداست
ضربه ی تیغ علی ضربه ی شمشیر خداست
در نفس هاش فقط نغمه ی تکبیر خداست
 
بنویسید که او مست حسین بن علی است
ذوالفقاری است که در دست حسین بن علی است
 
این پسر یک تنه خود قدرت لشکر دارد
باید او مثل علی تیغ دو دم بردارد
هر چه خوبان همه دارند، فراتر دارد
 
بنویسید که از رویش علی می بارد
چه نیازی دگر این مرد به جوشن دارد
 
بنویسید علی بن حسین و حسن است
احمد و فاطمه و حیدرِ در یک بدن است
به خداوند که او بند دل پنج تن است
 
همه ی پنج تن آل عبا را یک جا
هدیه داده است خداوند به ام لیلا
بر پا شده یک شور دگر باز به دنیا
یا قاصدک آورده خبر باز به دنیا
یک بار دگر عالم هستی شده روشن
رو کرده از آفاق قمر باز به دنیا
لیلا پسر آورده به این عالم خاکی
یا آمنه آورده پسر باز به دنیا
آورده علی ابن حسین ابن علی هم
یک جلوه ای از نور پدر باز به دنیا…
 
سر تا به قدم مظهر سیمای نبی بود
هر چند علی بود مسمای نبی بود
هم خلقأ و هم خلقأ و هم منطقأ اکبر
یاد آور سیمای دل آرای نبی بود
جای نبی و فاطمه خالی ست در این روز
این گل نوه ی ام ابیهای نبی بود
الحق که مسلمان تو شد مرد یهودی
از بس قد تو هم قد رعنای نبی بود…
 
در کل ممالک خبری بهتر از این نیست
باید بنویسم پسری بهتر از این نیست
اینگونه خبر آمده از سوی ملائک
در عرش مبارک سحری بهتر از این نیست
او مثل عموجان خودش شاه کریم است
امشب خبر داغ تری بهتر از این نیست
او کعبه شد و ما همه مشغول طوافش
والله که ما را هنری بهتر از این نیست…
 
دور تو بگردیم کنار پدرت باش
همواره گل و باغ و بهار پدرت باش
پیش پدرت راه برو بیشتر از قبل
پس روشنی چشم خمار پدرت باش
تا میشود از محضر بابا نشوی دور
دوری ز تو سخت است،قرار پدرت باش
بد نیست که سر را روی زانوش گذاری
ای شبه نبی دار و ندار پدرت باش…
رسیده پیغمبری دوباره
به عاشقان دلبری دوباره
امیری و سروری دوباره
ادامه‌ی کوثری دوباره
چه گویمش؟ حیدری دوباره
و فاتح خیبری دوباره
 
نه احمدی و نه حیدری تو
شعاعِ “الله اکبری” تو
 
حسین شد مستِ شهد کامت
ملائکه در صفِ سلامت
صنوبر است این و یا که قامت
چه قامتی! پا به سر قیامت
ببر که جانم بهای جامت
فدای چشمت فدای نامت
 
تو همنشین ستاره‌هایی
اذان سبز مناره‌هایی
 
تو بر وجود خدا دلیلی
ذبیحِ لب تشنه‌ی خلیلی
تو اذنِ پروازِ جبرئیلی
تو کوثری و تو سلسبیلی
بدون همتا و بی‌بدیلی
از ایل بارانی و اصیلی
 
تجلیِ سرمدی به قرآن
“علی” ولی “احمدی” به قرآن
 
از عقلم امشب خبر ندارم
به جز دل در به ‌در ندارم
پرنده‌ام بال و پر ندارم
بدون عشقت ثمر ندارم
به جز به دستت نظر ندارم
سر از در خانه بر ندارم
 
نهال دل را کجا بکارم؟
منی که جز تو کسی ندارم
 
امان که روزی تو بین صحرا
تنت شد از کینه ارباً اربا
به خاک افتاد سرو رعنا
صدای خنده صدای اعدا
و ناتوان زانوان آقا
رسید عمه به داد بابا
 
تمام صحرا پر از تن توست
و خون بابا به گردن توست
 
تو را به چشمان خود کشید و
یکی یکی بر عبات چید و
از این جهان بی‌تو دل برید و
شهادتش را به چشم دید و
صدا زد از خیمه نا امید و
به قتلگاه عمه‌ات رسید و
 
شکست از داغ رفتن تو
هزار چشمه شده تن تو
امشب خدا از مصطفی تصویرسازی می کند
بار دگر با نام حیدر عشقبازی می کند
بر عالمی با شاهکارش سرفرازی می کند
خواهد موذن آورد صوتش حجازی می کند
 
در خَلق و خُلق و منطقش چون مصطفی آرد پدید
یک یا علی گفت و علیِ دیگری را آفرید
 
الله اکبر گفت حق خاکِ گِلش را آب داد
یک بار دیگر موج زلف مصطفی را تاب داد
یا از یَم جودش به ثارالله دُرّ ناب داد
بهتر بگویم بر حسینش گوهری نایاب داد
 
شبه نبی، نامش علی ،جودش حسن ،زهرا نسب
فخر جوانان جهان، پور حسین شاه عرب
 
جبریل با خیل ملک از عرش اعلا آمده ست
همراه تبریک خداوند تعالی آمده ست
تهلیل گو تسبیح گو در بیت مولا آمده ست
مه پاره ای بیند که از دامان لیلا آمده ست
 
شاید که وحی آرد بر او پندارد او پیغمبر است
جبریل حیران مانده احمد یا علی اکبر است
 
تفسیر قران می کند با وضحیِ روی او
و الیل میخواند حسین با طُرّهء گیسوی او
بوسه زند بر روی ماه و مصحف نیکوی او
مدهوش گردد از شمیم یاس و عطر و بوی او
 
شکّر سخن شیرین دهن نامی جلی را میبرَد
بعد از محمد در اذان نام علی را میبرَد
 
در آسمان ماه است این و اندر زمین شاه است این
شهزاده ای با مکنت و با شوکت و جاه است این
بر خَلق عالم چون امامان هادی راه است این
شیخ و فقیه و عالم و هم آیت الله است این
 
با معجزات احمدی هر لحظه موسایی کند
با هر دم جانپرورش هر دم مسیحایی کند
 
طفل دبستان تو ای، شیر شکر آمیخته
صدها هزاران مجتهد هر عالم و فرهیخته
بر مقدم تو آسمان بی حد ستاره ریخته
بر بیت لیلا و حسین خورشید و مه آویخته
 
بار دگر در آسمانها و زمین غوغا شده
آمد علیِ اکبر و مولای ما بابا شده
 
آن سبزپوش هاشمی سربند زهرا بر جبین
آمد برون از خیمه گه رخصت گرفت از شاه دین
فرمود گامی در برم زن ای جوان نازنین
هو یا علی گو ای علی وانگه نشین بر صدر زین
 
باید تمام دشت با نام علی آذین شود
با یا علی گفتن دهان و کام تو شیرین شود
 
شهزاده ی فرخ لقا در صولت پیغمبری
خُودش به سر ، جوشن به تن در دست تیغ حیدری
با قامتی محشر علی، خواهد نماید، محشری
هنگامه ها بر پا کند در هیبت جنگاوری
 
در کف چو رقصد تیغ او مستی کند خیل ملَک
جبریل بانگ لافتی خواهد بخواند در فلک
 
یک لافتی الا علی لا سَیف الّایی دگر
باید بخواند جبرئیل در مدح مولایی دگر
کی مادر گیتی چو تو زاید دلارایی دگر
باید حسین دیگری آید و لیلایی دگر
 
وصف تو را در آسمان ها می نماید جبرئیل
جبرئیل هم در وصف تو بر وحی میبندد دخیل
 
کرب و بلا معراج خون شبه پیغمبر شده
یا مصطفی ساقی لب های علی اکبر شده
شه زاده اکبر حیدر و کرب و بلا خیبر شده
یا گوش خصم از نعره ی تکبیر اکبر کر شده
 
تنها نه عباس و حسین ابن علی پابست او
در کربلا حتی خدا نازد به ناز شست او
 
توصیف تو در شعر من شیرین تر از شهد عسل
چشمت رباعی ، قد قصیده ، نام زیبایت غزل
ابرو دو بیتی ، گیسویت والیل باشد در عمل
روی تو والشمس الضحی ،خاک تو کیوان و زُحَل
 
از پهلوانان جهان تو یک سر و گردن سری
شاگرد عباس علی آقا علیِ اکبری
دل که شد خرسند چیز دیگری ست
چهره با لبخند چیز دیگری ست
تا که کام عشق را شیرین کنی
بوسه ای چون قند چیز دیگری ست
من اسیر تیغ ابرویم ولی
آنچه دل را کند چیز دیگری ست
حرف بسیار است اما موی دوست
موقع سوگند چیز دیگری ست
نخل تنها هم ثمر دارد ولی
میوه ی پیوند چیز دیگری ست
گرچه فرقی نیست در فرزندها
اولین فرزند چیز دیگری ست
 
علت لبخند ارباب آمده
اولین فرزند ارباب آمده
 
رود نه از راه ، دریا آمده
آسمان نه عرش اعلی آمده
من نوشتم ماه امشب سر زده
تو بگو خورشید فردا آمده
طاق کسری ناگهان لرزید و گفت
باز پیغمبر به دنیا آمده
چون که صد آمد نود هم پیش ماست
پس بگو امشب مسیحا آمده
خواب رویش را نمی‌ بیند کسی
بس که او مانند رویا آمده
آی مجنون کوری چشم حسود
کف بزن فرزند لیلا آمده
 
حُسن دلخواه بنی هاشم رسید
دومین ماه بنی هاشم رسید
 
آنکه از نامش دوا برداشته
نسخه ی خود را به جا برداشته
من یقین دارم که خاک کربلا
از مزار او شفا برداشته
نه فقط حُسنش حجاز و کوفه را
سرزمین شام را برداشته
تیر مژگانش خطا هرگز نکرد
چون کمانش را خدا برداشته
در رگ او خون مولا می‌ دود
از عموی خود وفا برداشته
کمتر از یک لشکر آید در مصاف
دشمن او را هوا برداشته
در دل لشگر زده در کربلا
کوفه را بانگ عزا برداشته
 
ای علمدار علمدار حسین
نیست مدح تو به جز کار حسین
 
بی تو هر قدیس شیطان می‌ شود
با تو شیطان هم مسلمان می‌ شود
روز محشر با پیمبر برنخیز
بینتان جبریل حیران می‌ شود
معتقد هستم که با چشم تو هم
عالم ایجاد ، سلمان می‌ شود
گوشه ی چشمت اگر لب‌ تر کند
هر ستون انگورباران می‌ شود
میوه ی عمر پدر آهسته تر
دارد اربابم هراسان می‌ شود
 
گفت در پشت سرت بابای تو
ای به قربان قد و بالای تو
 
جز لب خونریزی از سرنیزه ها
من ندیدم چیزی از سرنیزه ها
با قیامت قامت خود می روی
سوی رستاخیزی از سرنیزه ها
من به هم می ریزم از وضع تنت
تو به هم می ریزی از سرنیزه ها
از سر نیزه صدایت می زنم
باز برمی خیزی از سرنیزه ها
قنداقه را حسین گرفت و ‌نگاه کرد
اینگونه آفتاب تبسم به ماه کرد
 
با خنده ی پیمبری اش از همان نخست
حال حسین را علی اش رو به راه کرد
 
هرکس که دیدش و صلواتی نکرد نذر
در باب احتجاج خودش اشتباه کرد
 
هرکس که بی وضو بغلش کرد بی گمان
مانند لمس کردن قرآن گناه کرد
 
با یک ‌نگاه دشمن خود را در اوج رزم
هر قدْر کوه بود مبدّل به کاه کرد
 
مردان جنگجوی عرب را بدون جنگ
پلکی به هم رسانده و خلع سلاح کرد
 
قبل از ورود شمر به گودال در وداع
روز حسین را علی اکبر سیاه کرد
 
برگشت با بهانه ی لب تشنگی ولی
در اصل شاهزاده ترحّم به شاه کرد
 
برگشت قطعه قطعه علی اکبر این چنین
یک دشت را برای تنش بارگاه کرد
 
***
 
تو آمدی علی بشود حاصل حسین
باشد سه جور آینه در منزل حسین
 
تلفیقی از نبوت محض و امامتی
ای شامل پیمبر و ای شامل حسین
 
آن سان که خلق گشت حسین از گِل علی
آمد پدید با تو علی از گِل حسین
 
تو آمدی که نام تو مشکل گشا شود
عشق به تو ولی بشود مشکل حسین
 
از بس که دوست داشت تو را ، در مقام عشق
جان تو گشت هدیه ی ناقابل حسین
 
کشتی شکست خورده ی طوفان کربلاست
آنجا که پیکر تو ‌شود ساحل حسین
 
قدِّ تو را و‌ موی تو را و رخ تو را
هرکس که دید گفت امان از دل حسین
 
با هر تبسمت ، نفست ، راه رفتنت
قبل از سنان خودت شده ای قاتل حسین
 
بالای پیکر تو خودش را بروز داد
در های های گریه غم کامل حسین
 
از خیمه تا کنار تن قطعه قطعه ات
قدّش خمیده گشت در این فاصله حسین
 
بعد از تو خاک بر سر دنیا که می رود
بر روی نیزه ها سر یک قافله حسین
 
بعد از تو رو ب رو بشود تا صلات ظهر
با شمر و‌ خولی و انس و حرمله حسین
 
***
 
برای گفتن از تو سخن نمی ماند
که روضه ات به دل انجمن نمی ماند
 
چه کرده است به اعضای در هَمَت شمشیر
که بر سیاهی زلفت شکن ‌نمی ماند
 
علی نماند اگر از حسین ، قاسم هم
به احتمال قوی از حسن نمی ماند
 
چنان میان تن دشت ارباً اربایی
که بر تنت اثر پیرهن نمی ماند
 
برای روضه شناسان اشاره ای کافی ست
تن تو آه میان کفن نمی ماند
 
مؤذنی که بگوید علی ولی الله
مسلّم است برایش دهن نمی ماند
 
میان این همه شمشیر و‌ نیزه معلوم است
که عضو سالمی از این بدن نمی ماند
براساس گریز به
موضوع گریز :
مناسبت گریز :
براساس سبک شعر
روضه شور واحد تک زمینه رجز خوانی زمزمه جفت نوحه مناجات نامشخص مدح مسجدی سینه زنی واحد سنگین دکلمه دم پایانی واحد تند پیش زمینه سرود سالار زینب حاج ناظم همه جا کربلا راس تو میرود بالای نیزه ها ببینید ببینید گلم رنگ ندارد نوحه سنتی ببینید ببینید گلم رنگ ندارد سیدی ماکو مثلک الغریب غریب گیر آوردنت زبانحال به سمت گودال از خیمه دویدم من دودمه مدح و مرثیه مفاعیل مفاعیل فعول شعر خوانی
براساس قالب شعر
دوبیتی غزل قصیده مثنوی چهار پاره رباعی ترجیع بند مستزاد شعر نو شعر سپید ترکیب بند قطعه مسمط نا مشخص مربع ترکیب تک بیتی مخمس
براساس زبان
فارسی عربی ترکی
براساس شاعر
محتشم کاشانی میلاد عرفان پور امیر عباسی قاسم صرافان محمد مهدی سیار غلامرضا سازگار رضا یعقوبیان علی اکبر لطیفیان قاسم نعمتی اسماعیل تقوایی مرتضی محمود پور حسن لطفی امیر حسین سلطانی محمود اسدی علی انسانی مظاهر کثیری نژاد محمود ژولیده ولی الله کلامی زنجانی میثم مومنی نژاد حسن ثابت جو عباس میرخلف زاده سید حمیدرضا برقعی سید هاشم وفایی سید رضا موید خراسانی محمدرضا سروری یوسف رحیمی احمد بابایی محسن عرب خالقی سید پوریا هاشمی علیرضا خاکساری وحید زحمتکش شهری مهدی رحیمی زمستان حسن کردی روح اله نوروزی مرضیه عاطفی بهمن عظیمی حسین رحمانی میلاد قبایی محسن صرامی رضا آهی رضا تاجیک اصغر چرمی محمد جواد شیرازی مهدی نظری وحید قاسمی وحید محمدی محسن کاویانی مجتبی صمدی شهاب حمید رمی محمد حسین رحیمیان محمد حسن بیات لو امیر روشن ضمیر نا مشخص محمد محسن زاده گنجی امیر ایزدی حسین قربانچه رضا رسول زاده جواد حیدری محمد سهرابی محمد جواد پرچمی سيد مهدي سرخان رضا یزدانی سید مهدی موسوی حسن صنوبری محسن رضوانی سیدجواد پرئی سید محمد جواد شرافت علی سلیمیان محمدجواد غفورزاده (شفق) سید مجتبی رجبی نورآملی حسن بیاتانی عماد خراسانی رحمان نوازنی مسعود اصلانی حافظ محمدرضا آغاسی علی حسنی صمد علیزاده محمد صمیمی کاظم بهمنی مجید تال مهدی قهرمانی احسان محسنی فر شیخ رضا جعفری میثم سلطانی مصطفی صابر خراسانی محمد فردوسی علیرضا قزوه قاسم افرند محمد مهدی عبداللهی محمد خسروی جواد دیندار سعید خرازی علیرضا عنصری حسین میرزایی حسن جواهری مصطفی قمشه ای علامه حسن زاده آملی میثم خالدیان علی زمانیان حسین ایمانی سیدعلی احمدی(فقیر) سید مجتبی شجاع محمد حسین فرحبخشیان (ژولیده نیشابوری) محسن داداشی امام خمینی (ره) فواد کرمانی امیر رضا سیفی احمد اکبرزاده ملا فتح‌الله وفایی شوشتری صدّیقه‌ی طاهره (علیهاسلام‌الله) محمود شاهرخي (م.جذبه) سید محمد رستگار جواد هاشمی (تربت) سید حبیب نظاری غلام‌رضا دبیران محمدحسین علومی تبریزی سعید بیابانکی سعید توفیقی علیرضا لک جواد محمد زمانی آیت الله محمدحسین غروی اصفهانی سید یاسر افشاری محمود کریمی احمد واعظی آیت الله وحید خراسانی حضرت آقای خامنه ای سید الشهدا عبدالجواد جودی خراسانی بهروز مرادی سالک قزوینی رفیق اصفهانی سید رضا حسینی (سعدی زمان) بابافغانی شیرازی تأثیر تبریزی صغیر اصفهانی (ره) وحید مصلحی یاسر حوتی حسین رستمی محمد بنواری (مهاجر) محمد بیابانی علیرضا شریف هادی جان فدا علی آمره حامد تجری مصطفی متولی مجتبی خرسندی علی صالحی علیرضا بیاتانی مهدی رحمان دوست مهدی نسترن سید محمد جوادی سید مهدی جلالی مجتبی روشن روان حامد خاکی سید محمد علی ریاضی احسان مردانی مهدی مومنی مریم سقلاطونی مجتبی شکریان همدانی عارفه دهقانی حسینعلی شفیعی (شفیع) رضا پیروی سعید پاشازاده ناصر حامدی رضا قاسمی حامد جولازاده پیمان طالبی میلاد حسنی امیر حسام یوسفی نوید اسماعیل زاده عباس شبخیز قراملکی (شبخیز) مهدی جهاندار کرامت نعمت زاده علی اصغر حاج حیدری مهدی صفی یاری محمد علی بیابانی محمد امین سبکبار هانی امیر فرجی سینا نژادسلامتی رسول میثمی صباحی بیدگلی وصال شیرازی مهدی پورپاک فاطمه نانی زاده محسن خان محمدی حبیب نیازی مجید لشگری میرزا احمد عابد نهاوندی(مرشد چلویی) آیت الله سیداحمد نجفی(آقاجون) محمد جواد خراشادی زاده ناظرزاده کرمانی سیدجلال حسینی احمد جلالی حسین عسگری علی اصغر کوهکن حجت الاسلام میر تبریزی محسن مهدوی حبیب الله چایچیان رضا فراهانی محمدرضا شمس خاکی شیرازی ابراهیم بازیار عباس احمدی سید محمد اویار حسینی محمد احمدی مرحوم الهیار خان (آصف) جواد قدوسی مجید قاسمی محمد رسولی داوود رحیمی مسعود یوسف پور حیدر توکل فاضل نظری علی ناظمی صفایی جندقی کریم رجب زاده میرزا یحیی مدرس اصفهانی غلامرضا کافی عمان سامانی مهدی محمدی پانته آ صفایی محمد بختیاری حمیدرضا بشیری محمدسعید عطارنژاد پروانه نجاتی نیما نجاری علی اشتری جعفر خونویی رضا دین پرور محمد ظفر سید رضا میرجعفری خوشدل تهرانی مهدی نعمت نژاد محسن راحت حق سجاد محرابی سید فرید احمدی مهدی زنگنه کاظم رستمی روح الله عیوضی علی اصغر ذاکری گروه یا مظلوم امیر حسین حیدری امیر اکبرزاده مهرداد مهرابی سید محمد بابامیری توحید شالچیان نغمه مستشار نظامی رحیم معینی کرمانشاهی سید محمد میرهاشمی امیرحسین الفت غلامحسین پویان احمد علوی فیاض هوشیار پارسیان مرتضی امیری اسفندقه محمدعلی مجاهدی جعفر بابایی(حلّاج) اصغر عرب فرشته جان نثاری سیدمحسن حبیب لورسه محمد علامه صادق رحمانی فرهاد اصغری یاسر مسافر عباس ویجویی عباس عنقا منوچهر نوربخش سیدحسن حسینی محمدجواد باقری محمد ارجمند محمد عظیمی محمدحسین بهجت تبریزی(شهریار) محمدسعید میرزایی مهدی خطاط ادیب الممالک فراهانی محمدعلی رحیمی محمد قاسمی احسان نرگسی رضاپور داریوش جعفری حامد آقایی سید محسن حبیب الله پور مجتبی حاذق محسن حنیفی آرش براری بهنام فرشی هستی محرابی طاها ملکی یاسر قربانی محمد داوری امیرحسین آکار اسماعیل شبرنگ آرمان صائمی علی رضوانی عماد بهرامی عادل حسین قربان امیرعظیمی حبیب باقرزاده حسین محسنات علی اصغر یزدی مجتبی رافعی میثم خنکدار ابراهیم لآلی قاسم احمدی مهدی علی قاسمی پوریا باقری علی اکبر نازک کار نوید اطاعتی فاطمه خمسی مهدی میری مجتبی کرمی محمد دستان علی کاوند مهدی قربانی محمد مبشری محمدرضا رضایی موسی علیمرادی محمدعلی نوری میلاد یعقوبی حسین صیامی مرتضی مظاهری میرزا احمد الهامی کرمانشاهی ناصر دودانگه علیرضا وفایی(خیال) امیر فرخنده حسین واعظی سعید نسیمی محسن غلامحسینی منصوره محمدی مزینان ابراهیم روشن روش سید علی حسینی مرضیه نعیم امینی حمید فرجی امیرعلی شریفی جعفر ابوالفتحی محمد کاظمی نیا امیر علوی رضا قربانی مهدی کاشف امیرحسین محمودپور رضا اسماعیلی حسن فطرس عالیه رجبی رضا باقریان محسن عزیزی محمدرضا ناصری روح الله پیدایی محمد زوار ایمان کریمی مصطفی رفیعی مجتبی قاسمی محمود قاسمی مجید خضرایی یونس وصالی محمود یوسفی ایمان دهقانیا بردیا محمدی مجتبی دسترنج ملتمس محمد مهدی شیرازی محسن زعفرانیه حسین خیریان حامد شریف مهدی شریف زاده ابالفضل مروتی مصطفی کارگر معین بازوند سید جعفر حیدری محسن ناصحی روح الله قناعتیان محمدحسین ملکیان مقداد اصفهانی رسول عسگری عفت نظری سجاد شاکری احمد ایرانی نسب مسعود اکثیری حسن رویت علی سپهری سید امیر میثم مرتضوی سیدمحمد مظلوم حسین رضایی حیران علی مشهوری (مهزیار) علی قدیمی نیر تبریزی فیاض لاهیجی حسین عباسپور محمد بن یوسف اهلی شیرازی جویای تبریزی (میرزا دارا) سید رضا هاشمی گلپایگانی سید علی اصغر صائم کاشانی امیرحسین کاظمی سارا سادات باختر علی اصغر شیری محمد حسین آغولی (ترکی شیرازی) سلمان احمدی وحید اشجع مهرداد افشاری مرجان اکبرزاد محمد-مهدی-امیری شهره انجم شعاع عبدالحمید-انصاری‌-نسب مرتضی-بادپروا محمدرضا-بازرگانی زهرا براتی امیرحسن بزرگی متین زهرا بشری موحد سید-حکیم-بینش فاطمه‌ سادات پادموسوی سعید-تاج‌-محمدی مهدی چراغ‌زاد حامد حسینخانی سیده فرشته حسینی سیدموسی حسینی کاشانی علی‌اصغر الحیدری (شاعر هندوستانی) محمد سجاد حیدری سمیه خردمند ایرج میرزا محسن سیداسماعیلی میرزا محمد باقر صامت بروجردی میرزا حاجب بروجردی (افصح الشعراء) میرزا محمد رفیع (رفیع‌الدین) (واعظ قزوینی) آشفته شیرازی سید وحید حسینی مسعود مهربان مهدی انصاری رضا حامی آرانی سید حسن رستگار محمدجواد وثوقی حمید کریمی اسماعیل روستایی احمد شاکری ابراهیم زمانی محمد کیخسروی محمد جواد مهدوی یاسین قاسمی حسین کریمی مهدی امامی جواد کلهر مجتبی فلاح محمدجواد غفوریان پدرام اسکندری حسن اسحاقی نوید طاهری محمود مربوبی سیروس بداغی میلاد فریدنیا شهریار سنجری رضا ملایی مجید رجبی امیرحسین نجمی عمران بهروج صادق میرصالحیان حجت بحرالعلومی محمدحسین ذاکری رسول رشیدی راد زینب احمدی حامد خادمیان حمیدرضا محسنات حسین اخوان (تائب) محمود شریفی مهدی مقیمی وحید دکامین شهرام شاهرخی فرشید یارمحمدی علی فردوسی رضا شریفی سیدعلی رکن الدین عبدالحسین مخلص آبادی حسین سنگری رضا هدایت خواه مهران قربانی محسن قاسمی غریب سید مصطفی غفاری جم سید مسعود طباطبایی احمد عزیزی حسین زحمتکش حمید عرب خالقی سجاد روان مرد میثم کاوسی رضا مشهدی امیرحسین وطن دوست محمد کابلی محمدهاشم مصطفوی محمد دنیوی (حاتم) علی اکبر حائری محمدرضا طالبی کمیل کاشانی محمدباقر انتصاری مرتضی عابدینی علی حنیفه عبدالرضا کوهمال جهرمی سینا شهیدا مهدی فرجی حسنا محمدزاده سید مصطفی مهدجو علی میرحیدری علی خفاچی حسین ایزدی پرویز بیگلری چاوش اکبری زهرا هدایتی هاشم طوسی (مسلم) نجمه پورملاکی نادر حسینی سجاد شرفخانی علی زارعی رضایی محمدعلی رضاپور سید محسن حسینی مرحوم نادعلی کربلایی ابوالفضل عصمت پرست مجتبی نجیمی مجید نجفی مجید بوریان منش علی علی بیگی سید محسن علوی محمد جواد مطیع ها ناهید رفیعی امیررضا یوسفی مقدم سید علی نقیب ایوب پرندآور نوید پور مرادی علی ذوالقدر سید ابوالفضل مبارز علی شکاری حمید رحیمی انسیه سادات هاشمی محسن حافظی عبدالحسین میرزایی مهدی قاسمی رضا خورشید فرد وحیده افضلی سید محمد حسین حسینی محمد سجاد عادلی مهدی زارعی سید محمد جواد میرصفی یدالله شهریاری امید مهدی نژاد محمد صادق باقی زاده محمد خادم محمدرضا کاکائی سید حجت سیادت مهدی مردانی جواد محمود آبادی حسین شهرابی حامدرضا معاونیان احمد جواد نوآبادی محمد علی قاسمی خادم عرفان ابوالحسنی ظهیر مومنی سید صادق رمضانیان عاطفه سادات موسوی عاصی خراسانی علی محمدی حسین زارع سید مصطفی سیاح موسوی حمید محبی وحید نوری حسین اوتادی هادی ملک پور مهدی کبیری محمدرضا نادعلیان فرشید حقی رامین برومند (زائر) محمدرضا اسدی سجاد زارع مولایی سید امیر حسین فاضلی سید مصطفی حسینی راد محمد رستمی محسن همتی محمود تاری سید واصفی غلامرضا شکوهی کمیل باقری محمد حسین بناریان لیلا علیزاده مهدی حنیفه جواد کریم زاده سید صابره موسوی میرزا محمد تقی قمی (محیط) حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی (صفایی) عباس همتی یغما جندقی
براساس مداح
حاج منصور ارضی حاج محمود کریمی حاج محمدرضا طاهری حاج سعید حدادیان حاج میثم مطیعی حاج مجید بنی فاطمه حاج حمید علیمی حاج حسین سیب سرخی حاج مهدی سلحشور حاج سید جواد ذاکر حاج جواد مقدم حاج عبدالرضا هلالی حاج سید مهدی میردامادی حاج مهدی رسولی حاج حسن خلج حاج مهدی لیثی حاج نریمان پناهی حاج سید رضا نریمانی حاج احمد واعظی حاج حسین طاهری حاج مهدی سماواتی حاج محمد حسین پویانفر حاج سید حمیدرضا برقعی نا مشخص حاج میثم مؤمنی نژاد حاج مهدی اکبری حاج قاسم صرافان حاج مهدی مختاری حاج محمدرضا محمدزاده حاج کاظم اکبری حاج ابالفضل بختیاری حاج محمدرضا آغاسی حاج حنیف طاهری حاج وحید نادری حاج حسین رضائیان حاج امیر عباسی حاج محمد بیابانی حاج سید علی رضوی حاج سید مهدی هوشی السادات نزارالقطری حاج اسلام میرزایی حاج حسین سازور حاج محسن عرب خالقی حاج صابر خراسانی سید رسول نریمانی محمد جعفری ارسلان کرمانشاهی جبار بذری حاج اکبر مولایی حاج امیر برومند حاج محمدرضا بذری حاج حیدر خمسه حاج حسن حسین خانی حاج حسین عباسی مقدم حاج غلامحسین علیزاده حاج حسین عینی فرد حاج مهدی رعنایی حاج مصطفی روحانی حاج روح الله بهمنی حاج امیر کرمانشاهی حاج میرزای محمدی حاج وحید گلستانی حاج سید امیر حسینی علی فانی حاج سید علی مومنی حاج امین مقدم حاج محمد کمیل حاج محمد حسین حدادیان حاج سعید پاشازاده حاج مقداد پیرحیاتی حاج محمد سهرابی حاج محمد فصولی کربلایی حاج فرهاد محمدی حاج ابوذر بیوکافی حاج سید محمد جوادی حاج سید محمد عاملی حاج وحید یوسفی حاج محمد یزدخواستی حاج مجتبی رمضانی کویتی پور حاج محسن صائمی حاج حسین رستمی مرحوم استاد محمدعلی کریم خانی حاج حسین باشی حاج مهدی وثیق حاج شیخ محمد ناصری سید علی حسینی حاج محمد امانی مرحوم محمدعلی چمنی حاج رضا قنبری حاج عبدالله شیران مرحوم استاد سلیم موذن زاده حاج علی اصغر ارغوان مرحوم حاج فیروز زیرک کار سید حسین قاضی سید مهدی حسینی استاد محسن فرهمند حاج احمد عثنی عشران حاج محمد احمدیان حاج صادق آهنگران حاج اکبر نوربهمنی سیدرضا میرجعفری سیدرضا تحویلدار ایمان کیوانی حاج محمدحسین عطائیان حاج حسن شالبافان حاج محمدصادق عبادی حاج علی عرب حاج علیرضا قزوه حاج آرش پیله وری حاج مهدی تقی خانی حاج یزدان ناصری حاج امیرحسن محمودی حاج حمید دادوندی حاج احمد نیکبختیان حاج امیرحسن سالاروند حاج هاشم سالار حسینی حاج ابراهیم رحیمی حاج محمد صمیمی حاج حمیدرضا قناعتیان حاج محسن عراقی حاج محسن طاهری حاج حسین ستوده حاج مهدی دقیقی حاج حسین رجبیه حاج رحیم ابراهیمی حاج حسین فخری حاج صادق حمزه حاج حسین هوشیار حاج حسین جعفری استاد رائفی پور حاج داوود احمدی نژاد مرحوم مرشد حسین پنجه پور حاج سید محمد حسینی حاج هادی گروسی حاج محمدرضا مختاریان حاج حسن کاشانی حاج وحید جلیلوند حاج حیدر منفرد حاج علی مهدوی نژاد حاج مرتضی امیری اسفندقه حاج حسین خلجی حاج وحید قاسمی حاج سید محمود علوی حاج سعید قانع حاج سید جعفر طباطبائی حاج حسین محمدی فام حاج هادی جان فدا حاج علی علیان حاج صادق کریمی حاج محسن توکلیان حاج محمد قربانخوانی حاج حسن رضا عبداللهی حاج مرشد میرزا مرحوم مرشد میرزا حاج مهدی اقدم نژاد شهید حسین معز غلامی حاج حسین رحمانی حاج علی اکبر سلحشور حاج محمد گرمابدری حاج محمد جواد احمدی حاج احمد اثنی عشران حاج جواد ابوالقاسمی حاج محمد مهدی اسماعیلی حاج محسن حسن زاده حاج اکبر بازوبند آیت الله سید محمدحسن طهرانی مجید رضانژاد محمدجواد توحیدی حاج یدالله محمدی مرحوم سید مهدی احمدی اصفهانی حاج محمود گرجی حاج رضا علی رضایی حاج جواد باقری حاج سید ابراهیم طاهریان حاج مسعود پیرایش حاج محمدرضا نوشه ور حاج حسن بیاتانی حاج علی اکبر زادفرج حاج علی جباری حاج علی کرمی حاج سعید خرازی حاج هادی ملک پور حاج حسن عطایی حاج محمد کریمی حاج محمد رستمی حاج جواد حیدری