یک دشت گُل از چهره یِ او چیده می شد

یک دشت گُل از چهره یِ او چیده می شد
وقتی که همنامِ علی نامیده می شد
 
با مقدمش مثل رسولِ مهربانی
باران رحمت در جهان باریده می شد
 
دشمن اگر آن لحظه… اِستغفار می کرد
بی شک ز لطفِ بی حَدَش بخشیده می شد
 
دیگر نیازی بود بر خورشید وقتی
نورِ جمالش بر جهان تابیده می شد؟!
 
از قامتش می شد نبی را جستجو کرد
حتیٰ اگر که صورتش پوشیده می شد
 
تیغی دو دَم در اِنحنایِ اَبـروانَش
باهر رجز خوانیِ چشمش،دیده می شد
 
در معرکه مانندِ پیکارِ ابالفضل
طومارِ دشمن از زمین ،پیچیده می شد
 
جولانِ شمشیر و عیارِضربِ شستش
با ذوالفقار و مرتضیٰ ،سنجیده میشد
 
اکبر اگر همراهِ ساقی حمله می کرد
از ریشه بی شک،دشمنش خشکیده می شد
 
ای کاش از دریای لطفِ بی کرانش
بر جان ما هم قطره ای نوشیده می شد
3
0
موضوعولادت حضرت علی اکبر (علیه السلام)
گریزمدح حضرت علی اکبر (علیه السلام)
شاعرمنصوره محمدی مزینان
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت