ایها المظلوم-ayohalmazloom
ولادت-امام-سجاد-علیه-السلام
لطفاً برای جستجوی گریز های متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز در سمت راست صفحه مراجعه فرمایید
نمایش هر صفحهمورد
هرچه بین راه گفتم شد علی
هرچه وصف ماه گفتم شد علی
هرچه مدح شاه گفتم شد علی
هرچه بسم الله گفتم شد علی
 
تا حسین از برکت اولاد گفت
سجده و سجاده یاسجاد گفت
 
حاجت شاه و گدا پیوست شد
از شلوغی، کوچه ها بن بست شد
ساقی آمد میکده یکدست شد
شهربانو قبل ساقی مست شد
 
ریخت از تسبیح او بی معطلی
یا علی بن حسین بن علی
 
این حسین است و صدای او علی است
کعبه و سنگ بنای او علی است
مروه و سعی و صفای او علی است
اسم کلّ بچه های او علی است
 
من که ویران همین آبادی ام
نوکر اربابم و سجادی ام
 
ما رکاب و تاج ما سنگ یمن
او پیمبر، ما اویسی از قرن
بار داده نخل عمر پنج تن
آمده دلبند عباس و حسن
 
جلوهء مولاست، شکل حیدر است
سیرتش مثل علی اکبر است
 
انس دارد عشق با تب، بیشتر
بنده دارد خواهش از رب، بیشتر
ماه دارد جلوه در شب، بیشتر
ذوق دارد عمه زینب، بیشتر
 
در مدینه حال مردم عالی است
بین خانه جای زهرا خالی است
 
می نشیند نور سیمایش به دل
می نشاند کشتی غم را به گل
سائلانش را نمی بینی خجل
می شود هر یاعلی “یا مَن تُحِل”
 
اعتقادم بر امامم محکم است
چونکه او مشکل گشای عالم است
 
هر زمان که خورده چشمانش به آب
سقف دنیا بر سرش گشته خراب
چونکه دیده سوخته طفل رباب
قبر او هم مانده زیر آفتاب
 
پیکر ارباب یادش مانده است
بی مزار و بی حرم افتاده است
 
ماجرای شام را یادش نرفت
مردمان عام را یادش نرفت
سنگ روی بام را یادش نرفت
خیزران و جام را یادش نرفت
 
داغِ روی سینهء صد چاک شد
دختری که در خرابه خاک شد
ناگهان بانگِ هَل اَتیٰ پیچید
در دل صورها، صدا پیچید
صوت شیرین ربَّنا پیچید
عطر سجاده ی خدا پیچید
 
مُرشد اهل دین! سلامٌ علیک
سَیِّدُ السّاجدین! سلامٌ علیک
 
نغمه ی چَنگ و ضَربِ دف آمد
موسمِ شادی و شعف آمد
مِی عُشّاق از نجف آمد
دادِ کعبه از آن طرف آمد:
 
گوش‌ها! بشنوید فریادم
عاشقِ سینه‌چاکِ سجادم
 
ماه، نِعمَ الْبَدَل* گرفت تو را
حُسن، ضربُ المثل گرفت تو را
شعر، بیتُ الغزل گرفت تو را
تا پدرجان بغل گرفت تو را
 
شب میلاد..،کربلا رفتی
بین آغوشِ عشقِ ما رفتی
 
ما ذبیحِ نگاهِ دلداریم
بخدا سرسپرده ی یاریم
دار بر دوش،مثلِ تَمّاریم
با علی‌ها چه عالمی داریم
 
شَرَفُ الشَّمس مشرقینی تو
دومین حیدر حسینی تو
 
عشق تزریق کرده در جانت
تا پدر کرده بو‌سه‌بارانت
عمه می گفت:ای به قربانت…
…به عمویت کشیده چشمانت
 
چشمه ای، رو به جو نخواهی زد
با ابالفضل مو نخواهی زد
 
فرشِ پشتِ درِ تو از پرِ ماست
بامِ تو لانه ی کبوترِ ماست
خانه‌ات سرپناهِ آخرِ ماست
مادرت آبرویِ کشورِ ماست
 
با تو ما نیز جزءِ این ایلیم
عجمی زاده ایم..،فامیلیم
 
هر که در کویِ وحدتِ تو دوید
از همه غیر رَبِّ خویش بُرید
بال هرکه عروج را فهمید
از صحیفه به صحن عرش رسید
 
مَلَک وحی اگر جلیل شده
با دعایِ تو جبرئیل شده
 
قَطره ی نطقِ تو خودش دریاست
واژه هایت عجیب،بی‌همتاست
منبرت بانیِ تحول‌هاست
خطبه ات مُهرِ ثبتِ عاشوراست
 
از تو داریم نوحه و دم را
از تو داریم این محرم را
 
غمِ من را حضور تو کم کرد
عشق را بین سینه ام دم کرد
گنبدت را دلم مُجَسَّم کرد
حَرَمت را درست خواهم کرد
 
در بقیعت به پا کنم..،علنی!
اوّلین چایخانه ی حسنی
 
کاشی‌اش پُر لَعاب خواهد شد
دل زُوّار آب خواهد شد
آب حوضش شراب خواهد شد
صحن‌ها،انقلاب خواهد شد
 
کنج هر صحن،انجمن داری
تا خودِ صبح،سینه‌زن داری
 
در حرم عطر ناب خواهم ریخت
مثل مشهد،گلاب خواهم ریخت
مشک بر دوش..،آب خواهم ریخت
یادِ طفلِ رباب خواهم ریخت
 
سهم جسمِ ضریح تو..،تب نیست
بی‌حیا دور عمه زینب نیست
پنجم ماه ناب شعبان است
شور و شادی به سینه مهمان است
آسمان غرق نور ایمان است
فـُلک ومُلک و مَلک غزلخوان است
شکر حق ذکر ما و سلطان است
 
این پسر آبروی ایران است
 
آمده روح منبر و محراب
پسر آسمانیِّ ارباب
چهره ای با صفاتر از مهتاب
دلبری ناب و گوهری نایاب
اصل حبل المتین روز حساب
 
زینت بندگیُّ و ایمان است
 
اصل و شیرازه ی دعایی تو
بنده ی مخلص خدایی تو
چشمه ی نور هل اتایی تو
سند عشق مرتضایی تو
قاصد سرِّ کربلایی تو
 
خطبه ات از دم شهیدان است
 
در عبادت پیمبری هستی
در شجاعت تو حیدری هستی
در نجابت تو کوثری هستی
در کرم چون حسن سری هستی
در حرم شاه دیگری هستی
 
خیمه ی تو دژ یتیمان است
 
بی بیِّ آسمان پرستارت
بند و غل شد اسیر ایثارت
کوفه ماتِ دم علی وارت
روضه داروی جان بیمارت
گریه بر کربلای غم کارت
 
شیعه مدیون چشم گریان است
 
گریه ی تو بقای عاشوراست
صبرتو سرِّ مکتب مولاست
آه تو سهم دشمن زهراست
کربلا با دعای تو پیداست
آرزوی تو وعده ی آقاست
 
جمعه ای که ظهور در آن است
فال دعای سینه ی ما شاد آمده
سجّاده وا کنید که سجّاد آمده
 
سجّاده وا کنید و سر سفره ی نیاز
پرهای مرغ درد دل خود کنید باز
 
امشب به سمت قبله و محراب می رویم
با دل سراغ خانه ی ارباب می رویم
 
قرآن برای دیدن دلبر وضو گرفت
ایرانم از ولادت تو آبرو گرفت
 
بی بیِّ خاک مملکتم شاهکار کرد
با سجده ی تو شاه کرم افتخار کرد
 
شد کلِّ همُّ و غمِّ حقیقت سینجلی
وقتی که شاه عشق صدا زد تو را علی
 
آرایه های ناب دعا جلوه گر شده
حالم شبیه ناله ی شب تا سحر شده
 
این مثنوی مقام دلم می کند رفیع
پلکی به هم گذاشته  و می روم بقیع
 
از لابه لای پنجره هایی به سوی یار
خیره شدم به سمت مزاری غریب وار
 
قوّت به قلب خسته و بی تاب می دهم
با اشک سنگ قبر تو را آب می دهم
 
تصویری از حریم خیالیِّ دلبرم
حک می شود به گوشه ای از قلب و باورم
 
با لفظ انتظار رسیدم به این یقین
صاحب حرم تو می شوی یا زین العابدین
 
روزی درست روبروی گنبد نبی
شیعه بنا کند به خدا مرقد علی
 
با یاد هر شبی که گذشت و نبود شمع
با روضه می شویم میان رواق جمع
 
جای دقایقی که پر از بغض فنته بود
روزیِّ چشم گریه کنت چوب طعنه بود
 
شب تا سحر برای شما سینه می زنیم
با یاعلی تبر به تن کینه می زنیم
 
پر می شود بقیع تو با صوت مادری
با ناله های غربت و غمهای حیدری
 
دیگر برای روضه نیازی به چاه نیست
نفرین و لعن قاتل مادر گناه نیست
 
لعنت به آنکه مقبره ات را خراب کرد
سیلی زدن به صورت غمدیده باب کرد
 
نفرین به آنکه قلب حرم با ستم شکست
دست علی شبیه علی بین کوچه بست
 
رو سوی قبله کن که دعایت نیاز ماست
تنها دعای عهد و فرج چاره ساز ماست
 
وا کن به اشک خود گره ی کور کار ما
از حق طلب نما سحر انتظار ما
ماه عشق است ماه عشّاق است
ماه دل‌های مست و مشتاق است
در میخانهٔ کرم شد باز
الدخیل این حریمِ رزاق است
ریزه‌خوارش فقط نه اهل زمین
جرعه‌نوشش تمام آفاق است
بی‌حساب است فضل این ساقی
شب جود و سخا و انفاق است
بین دل‌های بیدلان امشب
با سر زلفِ یار میثاق است
«قبره فی قلوب من والاه»
حرمش قبله‌گاه عشّاق است
 
ماه شعبان رسید! ماه سه ماه
کربلا می‌رویم! بسم الله
 
السلام ای پناه مُلک و مکان
در یدِ قدرتت عنان جهان
رفته قنداقه‌ات به عرش خدا
تشنهٔ پای‌بوسی‌ات همگان
در طوافت قیامتی شده است
می‌رسد هر فرشته با هیجان
پَر قنداقهٔ تو می‌بخشد
پر و بالی به فطرس نگران
از سرانگشت پاک مصطفوی
جرعه جرعه بنوش شیرهٔ جان
خواند جدّت «حسینُ منّی» را
«وَ أنا مِن حسین» را تو بخوان
با تو جود و شجاعت نبوی‌ست
ای شکوه حماسه‌های عیان
در نمازت شبیه فاطمه‌ای
بین میدان علی‌ست جلوه‌کنان
چشم‌های تو مرز خوف و رجاست
قَهر و مِهر تو آتش است و امان
 
رحمت محض! یا ابا الأیتام!
پدری کن برای عالمیان
 
ای که آقایی تو بی‌حد است
باز ما را به کربلا برسان
شب جمعه شمیم سیب حرم
منتشر می‌شود کران به کران
روضه‌هایت بهشت اهل ولاست
چشم ما چشمه‌های کوثر آن
«وَ مِنَ الماءِ کُلَّ شَیءٍ حَی»
اشک‌ها از غمت همیشه روان
السلام ای شهید روز دهم
السلام ای امام تشنه‌ لبان
تا ابد در فراز، پرچم توست
خون سرخت همیشه در جَرَیان
کربلای تو از ازل بوده‌‌ست
مبدأ حرکت زمین و زمان
 
شب سوم رسیده‌ای، ای ماه
السلام علیکَ ثارالله
 
السلام ای نگین عرش برین
سروِ بالا بلند اُم بنین
جذبه‌های نگاه هاشمی‌ات
ماه را می‌کشد به سوی زمین
عبد صالح! مُواسِیاً لله!
پدر فضل! روح حق و یقین!
به حضورت گشوده دست، فلک
به قدوم تو سوده عرش، جبین
وقت هوهوی ذوالفقار علی‌ست
به روی مرکب حماسه نشین
می‌شود با اشارهٔ‌ تو دو نیم
هر کسی آید از یسار و یمین
زینبت «إن یکاد» می‌خواند
آسمان محو هیبت تو! ببین
کاشف الکرب اهل‌بیت نبی!
بازوان تواند حصن حصین
ماه من! بازوی رشید تو را
که برافراشته‌ست بیرق دین ـ
زده بوسه علی به گریه چنان
چیده از آن حسین بوسه چنین
سائلان تو بی‌شمارند و ...
گوشه چشمی به ما! بس است همین
 
شب جود و کرامت و بذل است
شب چارم شب اباالفضل است
 
السلام ای حقیقت جاری
روح تقوا و زهد و بیداری
سید السّاجدینِ شهر رسول
عبد مسکینِ حضرت باری
روزهایت مجاهدت، ایثار
نیمه‌شب‌هات بخشش و یاری
در مناجاتت ای صحیفهٔ نور
آیه آیه زبور می‌باری
همه مجذوب ربّنای تواند
محوِ این سِیْر و این سبک‌باری
گوش کن این صدای داوود است
که به شوق تو می‌شود قاری
پا برهنه به حجّ که می‌آیی
کعبه را هم به وجد می‌آری
خطبه‌های تو تیغِ برّانند
ثانی حیدری و کرّاری
در مصاف تو سهم دشمن تو
چیست غیر از مذلّت و خواری
وارث عزت و سخای حسین
ای که بعد از عمو، علمداری
به محبان خود نظر فرما
بیشتر موقع گرفتاری
رو سیاهی من گذشت از حدّ
تو برایم مگر کنی کاری
در نماز شبت دعایم کن
تو عزیزی تو آبروداری
 
دلم از بند هر غم آزاد است
شافع من امام سجاد است
نور حق می دمد از مشرق سجاده‌ی تو
چه شکوهی ست در این زندگی ساده تو
می رود از نظرش جنت و ملک و ملکوت
آنکه از روز نخستین شده دلداده‌ی تو
زمزم و کوثر و تسنیم به وجد آمده اند
از زلالی می و روشنی باده‌ی تو
هر کسی معجزه‌ی چشم تو را باور کرد
می شود بنده ولی بنده‌ی آزاده‌ی تو
با کرامات نگاهت دل هر عاشق را
می برد سمت خدا روشنی جاده‌ی تو
 
آمدی تا به جهان نور یقین برگردد
نور ایمان و سعادت به زمین برگردد
 
مکه با مقدم تو عطر بهاران دارد
دیده‌ی روشن تو رحمت باران دارد
کعبه بر شانه‌ی لطف تو توکل کرده
با نفس های مسیحایی تو جان دارد
مثل جدّت تو نهادی حجر الاسود را
ور نه بی مرحمتت قامت لرزان دارد
هر کسی در دل او نور ولایت جاری ست
به کرامات تو و چشم تو ایمان دارد
از نگاهت همه اعجاز و یقین می بارد
چشمهایت چقدر تازه مسلمان دارد
آیه آیه کلمات تو همه روشنی اند
خط به خط مصحف تو جلوه‌ی قرآن دارد
لحظاتت همه از نور خدا لبریزند
مگر این شوق الهی تو پایان دارد
 
شب گذشت و سر تو بر روی تربت مانده
در عروجی تو ولی شوق عبادت مانده 
 
با تو هر لحظه‌ی من بوی خدا می گیرد
عطر اخلاص و مناجات و دعا می گیرد
بچشان بر دل ما طعم عبودیّت را
سجده هامان به نگاه تو بها می گیرد
تو ولی نعمت ما و همه عبدت هستیم
رحمت واسعه ات دست مرا می گیرد
تا بقیعت دل شیدای مرا راهی کن
عشق از گوشه‌ی چشمان تو پا می گیرد
آنقدر بنده نوازی که دل چون من هم
عاقبت تذکره‌ی کرب و بلا می گیرد
بانی روضه‌ی اربابی و باران باران
چشمم از محضر تو اذن بکا می گیرد
 
از تو بر گردن اسلام چه دِیْنی مانده
با فداکاری تو شور حسینی مانده
 
رهبر جان به کف اهل ولایی آقا
مظهر بی بدل صبر و رضایی آقا
به تو و عزت و ایثار و شکوهت سوگند
علم افراشته‌ی خون خدایی آقا
بیرق نهضت ارباب به روی دوشت
وارث سرخی خون شهدایی آقا
خطبه‌ی حیدری ات کاخ ستم را لرزاند
دشمن تو نبرد راه به جایی آقا
کربلا را که تو به کوفه و شام آوردی
همه دیدند که مصباح هدایی آقا
مصحف چشم تو از عشق حکایت دارد
راوی غیرت و ایمان و وفایی آقا
دیده‌ی غرق به خون تو گواهی داده
تو عزادار چهل سال منایی آقا
اشک هم از غم چشمان تو خون می‌گرید
زائر جان به لب کرب و بلایی آقا
 
چشم های تو از آن ظهر قیامت می خواند
دم بدم در همه جا داشت مصیبت می خواند
 
غربت و بی کسی قافله یادت مانده
شام اندوه و شب هلهله یادت مانده
خار غم چشم تو را باز نشانده در خون
پای زخمی و پر از آبله یادت مانده
در خرابه تو هم از پای نشستی آخر
قامت خم شده‌ی نافله یادت مانده
زخم بی مرهم چل روز اسارت آقا
سالها سلسله در سلسله یادت مانده
سالیانی ست که این داغ شهیدت کرده
تلخی طعنه‌ی صد حرمله یادت مانده
 
قاتلت درد و غم و بی کسی عاشوراست
سالیانی ست دل زخمی ات ارباً ارباست
ببینید گیسوی پُر تابِ ما را
ببینید جوش می ناب ما را
ببینید ماه جهانتاب ما را
ببینید لبخند ارباب ما را
 
ندارد ظهورش در عالم نظیری
امیری حسینُ و نعم الامیری
 
جنون چاک کرده گریبانِ ما را
قیامت ندیده است طوفان ما را
چه می‌خواهد از جان ما , جان ما را
ببینید این عید قربان ما را
 
سر آورده ام تا سرم را بگیری
امیری حسینُ و نعم الامیری
 
پُرم کرده‌ای با سبوی دو چشمم
که شش‌گوشه شد آرزوی دو چشمم
به سوی شما میرود سوی دو چشمم
تو و جانِ من ای به روی دو چشمم
 
کنارت ندارم بجز سر به زیری
امیری حسینُ و نعم الامیری
 
***
 
حضرت عباس علیه السلام
 
خدا با تو وا کرده درهای خود را
به گِردت دوانده قمرهای خود را
علی دیده جمع پسرهای خود را
خدا رو نموده هنرهای خود را
 
چه نور عظیمی چه شاه و وزیری
امیری حسینُ و نعم الامیری
 
زمانی که میدان نفس گیر می‌شد
زمانی که لشگر سرازیر می‌شد
زمانی که دشمن کمی شیر می‌شد
فقط ضربه‌های تو تکثیر می‌شد
 
تو سلطان میدان درآن زَمهریری
امیری حسینُ و نعم الامیری
 
به میدان رسیدی و عالم به پا شد
که با تو خدایِ مجسم به پا شد
به پیش تو محشر دمادم به پا شد
که با ذوالفقارت جهنم به پا شد
 
تو مانند مولایی و در غدیری
امیری حسینُ و نعم الامیری
 
اگر بار دیگر قدم را بکوبی
بهم دستگاه ستم را بکوبی
سر کافران کاخ غم را بکوبی
اگر زینبیه عَلَم را بکوبی
 
الا نور عینی و بدرالمُنیری
امیری حسینُ و نعم الامیری
 
***
امام سجاد علیه السلام
 
خدا آرزویِ علی را بر آورد
حسن بوسه زد از لبت شِکَّر آورد
حسین امشب از خنده‌ات پَر در آورد
علی را برای علی‌اکبر آورد
 
تو حُسنِ قدیمی و خیر کثیری
امیری حسین و نعم الامیری
 
اگر ما به یادت اگر یادِ مایی
تو آرامش حیدرآباد مایی
تو و شهربانو تو سجاد مایی
تو همشهریِ ما تو دامادِ مایی
 
تو ایرانی و قبله‌ی این مسیری
امیری حسینُ و نعم الامیری
 
کشیدم برای تو کرببلایی
شبیه نجف صحنِ ایوان طلایی
ضریحِ بلندی و دارالشفایی
رواقی و طاقی و جمع گدایی
 
کشیدم خودم را فقیر فقیری
امیری حسین و نعم الامیری
 
اگر عمه‌ات تکیه گاهت نمی‌شد
اگر بینِ آتش پناهت نمی‌شد
اگر مانع خون نگاهت نمی‌شد
اگر مرحم آه آهت نمی‌شد
 
تو جان داده بودی زمانِ اسیری
امیری حسین و نعم الامیری
آسمان شد آفتابی! عید آورده خدا
انبیا غرق شعف! لرزید پشتِ اشقیا
آمد و شد پنجمین آیینه ی آلِ کسا
نام او را با طلا حک کرد موسی بر عصا
 
روز و شب خیل گدا محض ِ گدایی می رسید
بسکه فطرس بالِ خود را بر رخِ عالم کشید
 
دست حق یکباره او را از همه سر کرده است
رزق عالم را به زیبایی مقدّر کرده است
خاک را برداشته؛ با نام او زر کرده است
عرش در میلادِ مولایم چه محشر کرده است
 
میگذارد دست میکاییل پیش ِ مادرش
تاجی از فیروزه و الماس بر رویِ سرش
 
کلّ عالم شد برای او غلام ِ خانه زاد
ماه و خورشید و ستاره, کهکشان و ابر و باد
تا خدا حس کرد خاطرخواهِ عشقش شد زیاد
خواند بعد از هر اذان, در هر دو گوشش “اِن یکاد”
 
از کجا آورده این سیمایِ بی مانند را؟!!
اینچنین میگفت و “اسما” دود کرد اسپند را
 
نور چشم و زینتِ دوش پیمبر آمده
گفت خیبر: قوّت بازوی حیدر آمده
آمد و لبخند بر لب های مادر آمده
محض ِ آقایم حسن یار و برادر آمده
 
این خبر آمد که شد بهبوهه ی جشن و سرور
خانه ی مولا امیرالمومنین شد غرقِ نور
 
جبرئیل آمد؛ نشست و کرد چشمش را رصد
چارگوش ِ چوبیِ گهواره اش را بوسه زد
دور باشد از وجودش شرّ شیطان؛ چشم بد
خواند با صوتِ حجازش قل هواللهُ احد
 
بوسه از پیشانی و مابینِ ابرویش گرفت
پس علی قنداقه را محکم در آغوشش گرفت
 
دید در چشمان او آیاتِ محکم را فقط
آسمان و روز و شب هایِ منظّم را فقط
در نگاهش توبه ی حوّا و آدم را فقط
پای بوسیِ تمام اهل عالم را فقط
 
تا شنیدم اینچنین آقاست؛ من هم آمدم
سر به زیر و دست-خالی بر نگاهش رو زدم
 
داده آرامش به قلبم ذکر زیبایِ حسین
در دلم هرگز نمی گیرد کسی جایِ حسین
در گلو عمریست جا خوش کرده آوایِ حسین
میشود خوشبخت آنکه پیر شد پایِ حسین
 
او که بعد از کربلا آیینه ی ایثار شد
سید و سالار بود و سیدالاحرار شد
 
سوم شعبان رقم زد روزِ بی مانند را
بر لبِ صاحب-زمان زیباترین لبخند را
بارش ِ باران خبر آورده این پیوند را
لحظه ی شیرینِ میلادِ پدر-فرزند را
 
عشقِ سجّاده نشین بود و چه نورانی جبین
خواند او را حضرت ارباب؛ زین العابدین
 
در قنوتش آیه آیه شوقِ استغفار داشت
در دل محراب با عرش ِ خدا دیدار داشت
اینچنین در هر زمان آرامش ِ بسیار داشت
در عبادت؛ خطِ مشی و سیره و معیار داشت
 
از نگاهش شرحی از نهج البلاغه جاری است
شک ندارم که صحیفه شیوه ی دینداری است
 
ذکر خیرش هست تا روز قیامت ذکرِ لب
ربّناهایش حلاوت داشت! با طعم ِ رطب
چرخش ِ تسبیح او حولِ مدارِ روز و شب
شد علی بن الحسین و عشقِ با اصل و نسب
 
همرگ و همریشه ایم و شد برایمان عزیز
هست ایرانی نسب از سمتِ مادر؛ گل بریز!
 
دستِ حق ویرانگرِ ظلم و ستم آورده بود
نور مطلق! آفتابِ خوش قدم آورده بود
در طوافِ روی او خورشید, کم آورده بود
محض سائل ها فقط لطف و کرم آورده بود
 
داد با روشنگریِ خود به ظلمت خاتمه
بود مولودِ چهارم از تبارِ فاطمه
 
آن طرف گل کرد بر تاجِ وفاداری نگین
چون امیرالمومنین شد صاحبِ حبل المتین
غرق در جشن و سرور و شادمانی شد زمین
ماهِ کامل داشت در آغوش ِ خود ام البنین
 
بسکه زیبا بود یوسف آمد و وقتِ سحر
گوشه ی قنداقه اش زد مُهره ی چشم و نظر
 
دور تا دورش شلوغ و نام ِ او آرام ِ جان
چشم هایش نافذ و عمقِ نگاهش مهربان
میرسد دائم صدایِ هلهله از عرشیان
بوسه زد بر دستهای او پدر وقتِ اذان
 
اینچنین بی واسطه حلّالِ هر مشکل شده
ظاهراً عباس! در واقع ابوفاضل شده
 
چونکه بود از کودکی راهِ ولایت را بلد
رویِ حرف ِ حضرت اربابمان حرفی نزد
دور باشد از وفاداریِ او چشمانِ بد
شد علمدار و همین را زد به نام خود سند
 
روی شمشیرش؛ علی حیدر مدد مکتوب شد
تا ملقَب شد به سقّا حالِ دریا خوب شد
 
حضرتِ باب الحوائج بود و تمثالِ ادب
شد برای زینبِ کبری در آرامش سبب
مشکیِ عمّامه اش زد بارها طعنه به شب
تا قیامت وصف او کار شبانه روزِ لب
 
تا گره افتاد در کارم سریع و بی دلیل
حاجتم را بر پرِ کنجِ علَم بستم دخیل
پر می کنیم از مِی گلوی باده ها را
تا مست باشیم انتهای جاده ها را
بعد از دو رکعت عشق بازی باز خواندند
در رکعت سوم همان دلداده ها را
امشب به سمت خانه ی سجاد انداخت
دست ارادت های ما سجاده ها را
خاکیم و مشتاقیم تا دامانی امشب
آنی بگیرد دست این افتاده ها را
بعد از پدر حالا پسر می آید از راه
خدمت کنید آقا و آقازاده ها را
 
این دومین نوری ست که تا منجلی شد
او هم علی بن حسین بن علی شد
 
در آسمانم ماه را می بینم امشب
گمراهم اما راه را می بینم امشب
چشم سرم را بستم و با دیده ی دل
لبخندهای شاه را می بینم امشب
ارباب خوشحال است و من در دست هایم
مال و منال و جاه را می بینم امشب
در چشم های این علی دارم علی را
یا که رسول الله را می بینم امشب
می آید و با هر قدم در زیر پایش
جان های خاطرخواه را می بینم امشب
 
حالا که آقای دعا دارد میاید
ما را خدا ای کاش قربانش نماید
 
فخر است امشب آسمان را بر زمینش
می خندد و افلاک حیران طنینش
دست حسین بن علی امشب رکاب و
روی علی بن حسین آمد نگینش
بی تاب شد ، لبخند زد ، رویش گل انداخت
وقتی که لب های علی شد بوسه چینش
خالی ست جای فاطمه هرچند اما
خوابیده با لالایی ام البنینش
در سوم شعبان رسید از راه ، شاه و
در پنجمین روزش رسیده جانشینش
 
روح دعا ، مرد خدا ، جان حسین است
او وارث ملک سلیمان حسین است
 
با تیرهایی که روان از چشم جادوست
صید غزال نرگس او هرچه آهوست
حافظ ! بگو باد صبا تا باز آرد
عطر خوشی از نفحه های گیسوی دوست
حالا که سجاد است و زین العابدین است
محراب ما طاق و رواق آن دو ابروست
محصول پیوند عرب ها و عجم هاست
طفلی که کسری زاده است و هاشمی خوست
چون همسری پادشاه کشور عشق
این افتخار مادری شهربانوست
 
این افتخار مردم این آسمان است
اربابمان داماد ما ایرانیان است
 
با یک نگاهت سنگ هم اعجاز کرده
در راه اثباتت حجر لب باز کرده
نه دوستانت که ید عقده گشایت
از دشمانت هم گره ها باز کرده
حتی دعاهایت ؛ جدا از حرف هایت
در علم حرفی تازه را آغاز کرده
شاگردهایت را هم این اسلوب تدریس
آموزگار آسمان ! ممتاز کرده
هر کس فرازی از ابوحمزه شنیده
تا قاب قوسین خدا پرواز کرده
 
هر وقت می خواهم که قلبم را بشویم
باید ” الهی لا تودبنی ” بگویم
 
با دست لبریز از دعایی که تو داری
ما را ببر سمت خدایی که تو داری
حرفی بزن تا جام من لبریز گردد
از باده های حرف هایی که تو داری
گرم مناجات است شب های ملائک
با لحن جانسوز صدایی که تو داری
پرواز خواهم کرد با بالی که خاکی ست
یک روز تا صحن و سرایی که تو داری
ما را شبی مهمان خان روضه ات کن
در خانه ات ، در کربلایی که تو داری
 
هر جا که باشی کربلا آنجاست آقا
انگار هر روز تو عاشوراست آقا
 
آزادی از بند اسارت در اسارت
دست خدا بوده است یارت در اسارت
در مجلس حکام ، بر منبر نشستی
بر روی کرسی صدارت در اسارت
بر دشمنت هم باب بخشش باز کردی
یعنی شدی پیک بشارت در اسارت
با دست بسته باز دستی باز داری
وقتی عطا گشته است کارت در اسارت
جسم شهیدان را که کفن و دفن کردی
با اشک می خواندی زیارت در اسارت
 
ای آسمان ، شرمنده از باران چشمت
دست مرا پر می کند احسان چشمت
 
باران چشمان تو را باران ندارد
ای آسمان ! که بارشت پایان ندارد
هر روز ، یعقوبی ! ز داغ یوسفی که
پیراهنی را هم از او کنعان ندارد
حداقل آبی بنوش آقا که چشمت
دیگر برای گریه کردن جان ندارد
هنگام قرآن خواندنت هم گریه کردی
بر حرمتی که قاری قرآن ندارد
گفتی مرا ای کاش که مادر نمی زاد
چه دیده ای که بدترش امکان ندارد ؟
 
بعد از بلای شام ، شامت را سحر نیست
بعد از عمو در آسمانت یک قمر نیست
ماییم مست جام تو یا زین العابدین
خانه خراب نام تو یا زین العابدین
هستیم مرغ بام تو یا زین العابدین
مست علی الدوام تو یا زین العابدین
 
پس می‌ دهم سلام تو یا زین العابدین
 
دردم همین‌ که با تو دوا می‌ شود بس است
ذکرم همین‌ که نام شما می‌ شود بس است
لطف تو دستگیر گدا می‌ شود بس است
وقتی‌ که مستجاب دعا می‌ شود بس است
 
با رحمت مدام تو یا زین العبادین
 
با خاک تیره جز تو چه کس کرد زرگری ؟
آب دهان کیست چنین کیمیاگری
آورده‌ ام برات اگر دیده ی تری
فهمیده‌ ام شکسته دلی خوب می‌ خری
 
به به به این مرام تو یا زین العابدین
 
نزدیک شمس مثل عطارد شدیم ما
سنگیم و از دعات زمرد شدیم ما
کردی نگاه و مرد تهجّد شدیم ما
فطرس که نه کنار تو هدهد شدیم ما
 
با اشتیاق دام تو یا زین العابدین
 
مهر غلامی پدرت بر جبین ماست
حب الحسین روز قیامت نگین ماست
شهبانوی مجلله شورآفرین ماست
نامش شرافت همه ی سرزمین ماست
 
ایران فدای مام تو یا زین العابدین
 
گرچه اسیر شد ، امت الله شد فقط
روشن‌ ترین ستاره پس از ماه شد فقط
آواره ی حسین در این راه شد فقط
مهریه‌ اش بهشت رخ شاه شد فقط
 
دلبست بر امام تو یا زین العابدین
 
نخل بهشت از رطبت بوسه می‌ گرفت
جبریل از نماز شبت بوسه می‌ گرفت
سجاده نیز از لقبت بوسه می‌ گرفت
آنقدر حسین از دو لبت بوسه می‌ گرفت
 
جانم به این مقام تو یا زین العابدین
 
نزدیک ذات ، جای سجودت مشخص است
بالای ساق عرش عمودت مشخص است
یکپارچه علی است وجودت ، مشخص است
زهرا در این قیام و قعودت مشخص است
 
حق کرده احترام تو یا زین العابدین
 
ذکر عروج حلقه ی رندان صحیفه‌ ات
شد روشنایی شب ایمان صحیفه‌ ات
نهج البلاغه‌ ای است فروزان صحیفه‌ ات
شد خط به خط برادر قرآن صحیفه‌ ات
 
دارد شکر کلام تو یا زین العابدین
 
کیسه به دوش شب به شب مهربان شهر
آه ای یتیم دوست خرما و نان شهر
آقای دوستان خدا ، ای امان شهر
ابری شده است بار دگر آسمان شهر
 
با سجده ی غلام تو یا زین العابدین
 
مشتاق بوسه بر رخ ماه تو زینب است
ازاین به بعد پشت و پناه تو زینب است
یک اربعین تکیه گاه تو زینب است
وقتی علم به دوش سپاه تو زینب است
 
شد استوار گام تو یا زین العابدین
 
کشتی عشق را تو به ساحل رسانده‌ ای
با دست‌ های بسته اگر خطبه خوانده‌ ای
ابن زیاد را سر جایش نشانده‌ ای
کاخ یزید را تو به خاری کشانده‌ ای
 
احسنت بر قیام تو یا زین العابدین
 
آویز دست مادر من نذر مرقدت
دو گوشوار دختر من نذر مرقدت
فرشی که هست در بر من نذر مرقدت
چیزی نداشتم ، سر من نذر مرقدت
 
قبر بدون بام تو یا زین العابدین
 
شاید دوباره صحن و سرایی درست شد
بین مدینه نیز بنایی درست شد
یک گنبد امام رضایی درست شد
آخر ضریح‌ های طلایی درست شد
 
آنجا به احترام تو یا زین العابدین
 
با ما ز دردهای شب قافله بگو
از زخم گردن و اثر سلسله بگو
از خار و پا و سوختن و آبله بگو
از طرز خنده‌ های بد حرمله بگو
 
دور و بر خیام تو یا زین العابدین
 
با تو حدیث کرببلا ترجمه شد و
دانه به دانه ی شهدا ترجمه شد و
با یک حصیر مرثیه‌ ها ترجمه شد و
جسم مرمل بدما ترجمه شد و
 
با اشک صبح و شام تو یا زین العابدین
بنا نیست امروز افسرده باشیم
پس از چند شب باز پژمرده باشیم
مگر می شود نور را دیده باشیم ؟
ولی دل به خورشید نسپرده باشیم
بنا بود ما را سر پا ببینند
اگر بارها هم زمین خورده باشیم
سه شب در بین کوچه نشستیم
که سهمی از این سفره ها برده باشیم
محال است ما را از آقا بگیرند
محال است حتی اگر مرده باشیم
 
اسیرم به گیسوی بالا نشینی
فدای گرفتاری این چنینی
 
تو شهر غریبی مسافر نداری
شب پنجم ماه، زائر نداری
در این چند شب بالها کربلایند
بمیرم برایت مهاجر نداری
نبینم برای تو شعری نگفتند
مبادا بگویند شاعر نداری
تو چهارم مسیر به سمت خدایی
تو چهارم مسیری که عابر نداری
در این روزها که تو تنها ترینی
در این روزها که تو زائر نداری
 
مرا زائر بی قرار تو کردند
دلم را چراغ مزار تو کردند
 
بنا شد اگر سائلی نان بگیرد
چه خوب است که از کریمان بگیرد
بنا شد اگر شاه نوکر بگیرد
چه بهتر که از نسل سلمان بگیرد
علی خواست تا که برای حسینش
زنی در بلندای ایمان بگیرد
تمام زمین و زمان را که میگشت
بنا شد عروسی از ایران بگیرد
اسیری شهبانوی ما می ارزد
که این خاک بوی حسین جان بگیرد
 
تو آقا ترینی و سجاد مایی
تو شاهی و فرزند داماد مایی
 
خدا باز تصویر مولا کشیده
برای حسینش، علی آفریده
تو از بس که غرق حضور خدایی
برای عبادت تو را برگزیده
هر آنکس که دیده تو را صبح یا شب
سر سفره های مناجات دیده
ترحم کن ای آسمان محبت
به این قطره های چکیده چکیده
چه می خواهم از تو که داده نباشی
به اندازه کافی از تو رسیده
 
همین که گدای تو هستیم کافیست
ابو حمزه های تو هستیم کافیست
 
بخوان تا ابوحمزه ایمان بگیرد
بخوان آدمی بوی انسان بگیرد
بخوان :ابکی ؛ ابکی ؛لنفسی ؛ لقبری...
دل مرده ی ما کمی جان بگیرد
(...و یا غافر الذنب و یا قابل التوب
الهی تصدق علیّ بعفوک
انا لا انسی ایادیک عندی
الهی تصدق علیّ بعفوک
الهی و ربی علیک رجائی
الهی تصدق علیّ بعفوک...)
لباس مناجت را باید ،هرکس
شب پنجم ماه شعبان بگیرد
 
تو هستی دلیل مسلمانی ما
نجات پر و بال زندانی ما
 
به جز عالم سائلی عالمی نیست
به غیر از کریمی تو حاتمی نیست
بر این خشکها تا که باران ببارد
به غیر از غلام تو صاحب دمی نیست
خدا از سرم سایه ات را نگیرد
جز این؛ هرچه را هم بگیرد غمی نیست
چهل سال بر سر در خانه ی تو
به جز پرچم کربلا پرچمی نیست
تو یعقوبی و پلک مجروح داری
چهل سال گریه، زمان کمی نیست
 
چهل سال گریه، چهل سال ناله
چهل سال گریه برای سه ساله
ما همان یا کریم بام شما
جبرئیل قدیم بام شما
صبح روز نخست خواندمتان
چقدر آشناست نام شما
صبح روز ازل حوالی نور
سجده کردیم بر کدام شما؟
من حلالم بود حلال شما
من حرامم بود حرام شما
چهارده قرن دست هیچ کسی
دل ندادم به احترام شما
 
به شما معدن کرم گفتند
و به ما سائل حرم گفتند
 
پر من بال و بال من پر شد
پر و بالی زدم کبوتر شد
به نفس های حضرت سجاد
حالمان خوب بود و بهتر شد
سحر پنجم عبادت بود
کوچه های خدا معطر شد
مردی از سمت ابرهای دعا
آمد و خشکی دلم تر شد
آمد و با خودش کتاب آورد
او امام آمد و پیمبر شد
 
مردی از سمت آفتاب آمد
با مفاتیح مستجاب آمد
 
آمده تا مرا تکان بدهد
چشم گریان به این و آن بدهد
آمده روی پشت بام سحر
با صدای خدا اذان بدهد
بشکند میله قفس را تا
بالها را به آسمان بدهد
با خودش مصحف نور آورده
تا خدا را به ما نشان بدهد
به نگاهش دخیل می بندیم
تا مناجات یادمان بدهد
 
ای مسیر سبز نجات
بر مناجات کردنت صلوات
 
ای مناجات و ای نسیم دعا
راه نزدیک ما به سمت خدا
ای که دریا کنار تو قطره
قطره با یک نگاه تو دریا
نذر سجاده قدیمی توست
چهارمین رکعت نوافل ما
ای امام علی دوم من
ای امام چهارم دنیا
مرد شب زنده دار سجاده
مرد محراب التماس دعا
 
از تو بوی نماز می آید
بوی راز و نیاز می آید
 
مادرت آفتاب حجب و حیاست
شرف الشمس سید الشهداست
مایه آبروی ایران است
افتخارم همیشه ام به شماست
از تو و مادر تو این دل ما
عاشق خانواده زهراست
یک سفر پیش ما نمی آیی
سفر مادری تو اینجاست
تو عجم زاده ای تو فامیلی
پس حرم سازی ات به گردن ماست
 
تو در این سرزمین گل کاری
به خدا حق آب و گل داری
 
آفتابی که حق کشیده تویی
جلوه ای که کسی ندیده تویی
با ظرافت ، خدای عز و جل
بی نظیری که آفریده تویی
آنکه با کفه تولایش
پای میزانمان کشیده تویی
شب اسیر هزار رکعت تو
به خدایت قسم پدیده تویی
نخلهای بلند نخلستان
بارش رحمتی که دیده تویی
 
با دعای غلام تو دارد
آسمان مدینه می بارد
 
بی تو سجاده ای اگر هم بود
فرش رسوایی دو عالم بود
بی تو یا حرفی از بهشت نبود
یا اگر بود هم جهنم بود
خطبه های گلوی زخمی تو
انعکاس غروب ماتم بود
تو اگر خطبه ای نمی خواندی
خانه هامان بدون پرچم بود
تو اگر روضه ای نمی خواندی
سال ما سال بی محرّم بود
 
از تو داریم فصل ماتم را
ده شب گریه ی محرم را
 
احترام تو را سلام نبود
حق تو کوچه های شام نبود
حق آیینه ها شکستن نیست
گیرم این آینه امام نبود
هیچ جایی برای حال شما
بدتر از مجلس حرام نبود
گریه کردی صدا زدی «ای کاش...
هیچ سنگی به روی بام نبود
کاش مادر مرا نمی زایید
من امامم، خرابه جام نبود»
 
حرفِ ویرانه در میان آمد
دختر شاه، یادمان آمد
روز میلادتان چه روزی بود
در مدینه هوا بهاری بود
برق می زد نگاهتان ازعشق
وقت یک عکس یادگاری بود
 
روز میلادتان چه روزی بود
چشم عالم به دست ِ آقا بود
سر تبریک گفتن ِ به حسین
بین خورشید و ماه دعوا بود
 
روز میلادتان خدا خندید
 فتبارک دوباره نازل شد
حضرت حق برای شیعه ی تو
امتیازات ویژه قائل شد
 
روز میلادتان زحل پا شد
غسل درآب حوض ِکوثر کرد
شاد باشش به آسمانی ها
گوش آل امیه را کر کرد
 
روز میلادتان نسیم آمد
غنچه ها را یکی یکی وا کرد
خنده های تو بسکه شیرین بود
هوس شیر و شهد ِخرما کرد
 
ای کلیم مدینه ی نبوی
مرد شب زنده دار سجاده
همه ی عرش تحت سلطه ی توست
حضرت شهریار سجاده
 
آسمان ها به پات افتادند
هرزمانی به سجده افتادی
با زبور صحیفه ات آقا
درس دلداده گی به ما دادی
 
 آمد ابلیس شکل یک افعی
نقشه ای شوم را رقم بزند
عددی نیست این فرومایه
که نماز تو را به هم بزند
 
پوزه اش را به خاک مالیدی
مرحبا ، آفرین ، چه پیکاری !
تا سلاح البکاء به دستت هست
چه نیازی که تیغ برداری
 
خاک نعلین هایتان آقا
سرمه ی چشم حوریان بهشت
اشکهای زلال نافله ات
عسل ِچشمه ی روان بهشت
 
بنده گی را به من بیاموزید
نروم سمت لااُبالی ها
کاش می شد بخواهی و بشوم
از ابوحمزه ی ثمالی ها
 
سیدالساجدین دعایی کن
گره ی کور خورده در کارم
غیراز اینجا بگو کجا بروم!؟
با امید آمدم، گرفتارم
 
سیدالعابدین نگاهی کن
بی پناهم مرا تو یاری کن
نوکرت کربلا نرفته هنوز!
تا نمُردم زغصه کاری کن
 
 کربلا گفتم و...دلت خون شد
یاد گودال ودشنه افتادی
جگرت سوخت از عطش آقا
یاد اطفال تشنه افتادی
 
خنده ی نحس حرمله؛ آقا
شده کابوس هر شبت ای وای
پیش چشم ترت به یغما رفت
چادر عمه زینبت ای وای

نور عرش امشب ، تنزل کرده است
در کویر خاکیان ، گل کرده است
قدسیان عرض ارادت می کنند
در مدینه نور قسمت می کنند
با طلوع نور ، همزاد آمده
باز کن سجاده ، سجاد آمده
سجده هایش خاک را شرمنده کرد
بندگی اش آسمان را بنده کرد
غم مخور داری اگر "ذنب عظیم"
"یحسن العفو" است کار این کریم
آنچنان در قرب ، جای تام داشت
در نمازش رعشه بر اندام داشت
در مصلایش ، ز رب العالمین
شد خطاب "انت زین العابدین"
وقت حج او میان ازدحام
باز شد راهش برای استلام
باز شد راهش ولی باشد غلط
این سخن در نزد اهل معرفت
چونکه در اسرار حق دردانه اوست
در حقیقت ، صاحب آن خانه اوست
کعبه زد از پیش ، مردم را کنار
تا به چشمش ، قبله گردد آشکار
تا بگیرد اعتبار بیشتر
بوسه ها می زد به دست او حجر
تا نماید در مقامش احترام
ایستاد آنجا به روی پا مقام
تا بگیرد در بغل او را مطاف
خواست دیوار حرم ، گیرد شکاف
کاش من هم حنجر حق می شدم
کاش که من هم "فرزدق" می شدم

براساس گریز به
موضوع گریز :
مناسبت گریز :
براساس سبک شعر
روضه شور واحد تک زمینه رجز خوانی زمزمه جفت نوحه مناجات نامشخص مدح مسجدی سینه زنی واحد سنگین دکلمه دم پایانی واحد تند پیش زمینه سرود سالار زینب حاج ناظم همه جا کربلا راس تو میرود بالای نیزه ها ببینید ببینید گلم رنگ ندارد نوحه سنتی ببینید ببینید گلم رنگ ندارد سیدی ماکو مثلک الغریب غریب گیر آوردنت زبانحال به سمت گودال از خیمه دویدم من دودمه مدح و مرثیه مفاعیل مفاعیل فعول شعر خوانی
براساس قالب شعر
دوبیتی غزل قصیده مثنوی چهار پاره رباعی ترجیع بند مستزاد شعر نو شعر سپید ترکیب بند قطعه مسمط نا مشخص مربع ترکیب تک بیتی مخمس
براساس زبان
فارسی عربی ترکی
براساس شاعر
محتشم کاشانی میلاد عرفان پور امیر عباسی قاسم صرافان محمد مهدی سیار غلامرضا سازگار رضا یعقوبیان علی اکبر لطیفیان قاسم نعمتی اسماعیل تقوایی مرتضی محمود پور حسن لطفی امیر حسین سلطانی محمود اسدی علی انسانی مظاهر کثیری نژاد محمود ژولیده ولی الله کلامی زنجانی میثم مومنی نژاد حسن ثابت جو عباس میرخلف زاده سید حمیدرضا برقعی سید هاشم وفایی سید رضا موید خراسانی محمدرضا سروری یوسف رحیمی احمد بابایی محسن عرب خالقی سید پوریا هاشمی علیرضا خاکساری وحید زحمتکش شهری مهدی رحیمی زمستان حسن کردی روح اله نوروزی مرضیه عاطفی بهمن عظیمی حسین رحمانی میلاد قبایی محسن صرامی رضا آهی رضا تاجیک اصغر چرمی محمد جواد شیرازی مهدی نظری وحید قاسمی وحید محمدی محسن کاویانی مجتبی صمدی شهاب حمید رمی محمد حسین رحیمیان محمد حسن بیات لو امیر روشن ضمیر نا مشخص محمد محسن زاده گنجی امیر ایزدی حسین قربانچه رضا رسول زاده جواد حیدری محمد سهرابی محمد جواد پرچمی سيد مهدي سرخان رضا یزدانی سید مهدی موسوی حسن صنوبری محسن رضوانی سیدجواد پرئی سید محمد جواد شرافت علی سلیمیان محمدجواد غفورزاده (شفق) سید مجتبی رجبی نورآملی حسن بیاتانی عماد خراسانی رحمان نوازنی مسعود اصلانی حافظ محمدرضا آغاسی علی حسنی صمد علیزاده محمد صمیمی کاظم بهمنی مجید تال مهدی قهرمانی احسان محسنی فر شیخ رضا جعفری میثم سلطانی مصطفی صابر خراسانی محمد فردوسی علیرضا قزوه قاسم افرند محمد مهدی عبداللهی محمد خسروی جواد دیندار سعید خرازی علیرضا عنصری حسین میرزایی حسن جواهری مصطفی قمشه ای علامه حسن زاده آملی میثم خالدیان علی زمانیان حسین ایمانی سیدعلی احمدی(فقیر) سید مجتبی شجاع محمد حسین فرحبخشیان (ژولیده نیشابوری) محسن داداشی امام خمینی (ره) فواد کرمانی امیر رضا سیفی احمد اکبرزاده ملا فتح‌الله وفایی شوشتری صدّیقه‌ی طاهره (علیهاسلام‌الله) محمود شاهرخي (م.جذبه) سید محمد رستگار جواد هاشمی (تربت) سید حبیب نظاری غلام‌رضا دبیران محمدحسین علومی تبریزی سعید بیابانکی سعید توفیقی علیرضا لک جواد محمد زمانی آیت الله محمدحسین غروی اصفهانی سید یاسر افشاری محمود کریمی احمد واعظی آیت الله وحید خراسانی حضرت آقای خامنه ای سید الشهدا عبدالجواد جودی خراسانی بهروز مرادی سالک قزوینی رفیق اصفهانی سید رضا حسینی (سعدی زمان) بابافغانی شیرازی تأثیر تبریزی صغیر اصفهانی (ره) وحید مصلحی یاسر حوتی حسین رستمی محمد بنواری (مهاجر) محمد بیابانی علیرضا شریف هادی جان فدا علی آمره حامد تجری مصطفی متولی مجتبی خرسندی علی صالحی علیرضا بیاتانی مهدی رحمان دوست مهدی نسترن سید محمد جوادی سید مهدی جلالی مجتبی روشن روان حامد خاکی سید محمد علی ریاضی احسان مردانی مهدی مومنی مریم سقلاطونی مجتبی شکریان همدانی عارفه دهقانی حسینعلی شفیعی (شفیع) رضا پیروی سعید پاشازاده ناصر حامدی رضا قاسمی حامد جولازاده پیمان طالبی میلاد حسنی امیر حسام یوسفی نوید اسماعیل زاده عباس شبخیز قراملکی (شبخیز) مهدی جهاندار کرامت نعمت زاده علی اصغر حاج حیدری مهدی صفی یاری محمد علی بیابانی محمد امین سبکبار هانی امیر فرجی سینا نژادسلامتی رسول میثمی صباحی بیدگلی وصال شیرازی مهدی پورپاک فاطمه نانی زاده محسن خان محمدی حبیب نیازی مجید لشگری میرزا احمد عابد نهاوندی(مرشد چلویی) آیت الله سیداحمد نجفی(آقاجون) محمد جواد خراشادی زاده ناظرزاده کرمانی سیدجلال حسینی احمد جلالی حسین عسگری علی اصغر کوهکن حجت الاسلام میر تبریزی محسن مهدوی حبیب الله چایچیان رضا فراهانی محمدرضا شمس خاکی شیرازی ابراهیم بازیار عباس احمدی سید محمد اویار حسینی محمد احمدی مرحوم الهیار خان (آصف) جواد قدوسی مجید قاسمی محمد رسولی داوود رحیمی مسعود یوسف پور حیدر توکل فاضل نظری علی ناظمی صفایی جندقی کریم رجب زاده میرزا یحیی مدرس اصفهانی غلامرضا کافی عمان سامانی مهدی محمدی پانته آ صفایی محمد بختیاری حمیدرضا بشیری محمدسعید عطارنژاد پروانه نجاتی نیما نجاری علی اشتری جعفر خونویی رضا دین پرور محمد ظفر سید رضا میرجعفری خوشدل تهرانی مهدی نعمت نژاد محسن راحت حق سجاد محرابی سید فرید احمدی مهدی زنگنه کاظم رستمی روح الله عیوضی علی اصغر ذاکری گروه یا مظلوم امیر حسین حیدری امیر اکبرزاده مهرداد مهرابی سید محمد بابامیری توحید شالچیان نغمه مستشار نظامی رحیم معینی کرمانشاهی سید محمد میرهاشمی امیرحسین الفت غلامحسین پویان احمد علوی فیاض هوشیار پارسیان مرتضی امیری اسفندقه محمدعلی مجاهدی جعفر بابایی(حلّاج) اصغر عرب فرشته جان نثاری سیدمحسن حبیب لورسه محمد علامه صادق رحمانی فرهاد اصغری یاسر مسافر عباس ویجویی عباس عنقا منوچهر نوربخش سیدحسن حسینی محمدجواد باقری محمد ارجمند محمد عظیمی محمدحسین بهجت تبریزی(شهریار) محمدسعید میرزایی مهدی خطاط ادیب الممالک فراهانی محمدعلی رحیمی محمد قاسمی احسان نرگسی رضاپور داریوش جعفری حامد آقایی سید محسن حبیب الله پور مجتبی حاذق محسن حنیفی آرش براری بهنام فرشی هستی محرابی طاها ملکی یاسر قربانی محمد داوری امیرحسین آکار اسماعیل شبرنگ آرمان صائمی علی رضوانی عماد بهرامی عادل حسین قربان امیرعظیمی حبیب باقرزاده حسین محسنات علی اصغر یزدی مجتبی رافعی میثم خنکدار ابراهیم لآلی قاسم احمدی مهدی علی قاسمی پوریا باقری علی اکبر نازک کار نوید اطاعتی فاطمه خمسی مهدی میری مجتبی کرمی محمد دستان علی کاوند مهدی قربانی محمد مبشری محمدرضا رضایی موسی علیمرادی محمدعلی نوری میلاد یعقوبی حسین صیامی مرتضی مظاهری میرزا احمد الهامی کرمانشاهی ناصر دودانگه علیرضا وفایی(خیال) امیر فرخنده حسین واعظی سعید نسیمی محسن غلامحسینی منصوره محمدی مزینان ابراهیم روشن روش سید علی حسینی مرضیه نعیم امینی حمید فرجی امیرعلی شریفی جعفر ابوالفتحی محمد کاظمی نیا امیر علوی رضا قربانی مهدی کاشف امیرحسین محمودپور رضا اسماعیلی حسن فطرس عالیه رجبی رضا باقریان محسن عزیزی محمدرضا ناصری روح الله پیدایی محمد زوار ایمان کریمی مصطفی رفیعی مجتبی قاسمی محمود قاسمی مجید خضرایی یونس وصالی محمود یوسفی ایمان دهقانیا بردیا محمدی مجتبی دسترنج ملتمس محمد مهدی شیرازی محسن زعفرانیه حسین خیریان حامد شریف مهدی شریف زاده ابالفضل مروتی مصطفی کارگر معین بازوند سید جعفر حیدری محسن ناصحی روح الله قناعتیان محمدحسین ملکیان مقداد اصفهانی رسول عسگری عفت نظری سجاد شاکری احمد ایرانی نسب مسعود اکثیری حسن رویت علی سپهری سید امیر میثم مرتضوی سیدمحمد مظلوم حسین رضایی حیران علی مشهوری (مهزیار) علی قدیمی نیر تبریزی فیاض لاهیجی حسین عباسپور محمد بن یوسف اهلی شیرازی جویای تبریزی (میرزا دارا) سید رضا هاشمی گلپایگانی سید علی اصغر صائم کاشانی امیرحسین کاظمی سارا سادات باختر علی اصغر شیری محمد حسین آغولی (ترکی شیرازی) سلمان احمدی وحید اشجع مهرداد افشاری مرجان اکبرزاد محمد-مهدی-امیری شهره انجم شعاع عبدالحمید-انصاری‌-نسب مرتضی-بادپروا محمدرضا-بازرگانی زهرا براتی امیرحسن بزرگی متین زهرا بشری موحد سید-حکیم-بینش فاطمه‌ سادات پادموسوی سعید-تاج‌-محمدی مهدی چراغ‌زاد حامد حسینخانی سیده فرشته حسینی سیدموسی حسینی کاشانی علی‌اصغر الحیدری (شاعر هندوستانی) محمد سجاد حیدری سمیه خردمند ایرج میرزا محسن سیداسماعیلی میرزا محمد باقر صامت بروجردی میرزا حاجب بروجردی (افصح الشعراء) میرزا محمد رفیع (رفیع‌الدین) (واعظ قزوینی) آشفته شیرازی سید وحید حسینی مسعود مهربان مهدی انصاری رضا حامی آرانی سید حسن رستگار محمدجواد وثوقی حمید کریمی اسماعیل روستایی احمد شاکری ابراهیم زمانی محمد کیخسروی محمد جواد مهدوی یاسین قاسمی حسین کریمی مهدی امامی جواد کلهر مجتبی فلاح محمدجواد غفوریان پدرام اسکندری حسن اسحاقی نوید طاهری محمود مربوبی سیروس بداغی میلاد فریدنیا شهریار سنجری رضا ملایی مجید رجبی امیرحسین نجمی عمران بهروج صادق میرصالحیان حجت بحرالعلومی محمدحسین ذاکری رسول رشیدی راد زینب احمدی حامد خادمیان حمیدرضا محسنات حسین اخوان (تائب) محمود شریفی مهدی مقیمی وحید دکامین شهرام شاهرخی فرشید یارمحمدی علی فردوسی رضا شریفی سیدعلی رکن الدین عبدالحسین مخلص آبادی حسین سنگری رضا هدایت خواه مهران قربانی محسن قاسمی غریب سید مصطفی غفاری جم سید مسعود طباطبایی احمد عزیزی حسین زحمتکش حمید عرب خالقی سجاد روان مرد میثم کاوسی رضا مشهدی امیرحسین وطن دوست محمد کابلی محمدهاشم مصطفوی محمد دنیوی (حاتم) علی اکبر حائری محمدرضا طالبی کمیل کاشانی محمدباقر انتصاری مرتضی عابدینی علی حنیفه عبدالرضا کوهمال جهرمی سینا شهیدا مهدی فرجی حسنا محمدزاده سید مصطفی مهدجو علی میرحیدری علی خفاچی حسین ایزدی پرویز بیگلری چاوش اکبری زهرا هدایتی هاشم طوسی (مسلم) نجمه پورملاکی نادر حسینی سجاد شرفخانی علی زارعی رضایی محمدعلی رضاپور سید محسن حسینی مرحوم نادعلی کربلایی ابوالفضل عصمت پرست مجتبی نجیمی مجید نجفی مجید بوریان منش علی علی بیگی سید محسن علوی محمد جواد مطیع ها ناهید رفیعی امیررضا یوسفی مقدم سید علی نقیب ایوب پرندآور نوید پور مرادی علی ذوالقدر سید ابوالفضل مبارز علی شکاری حمید رحیمی انسیه سادات هاشمی محسن حافظی عبدالحسین میرزایی مهدی قاسمی رضا خورشید فرد وحیده افضلی سید محمد حسین حسینی محمد سجاد عادلی مهدی زارعی سید محمد جواد میرصفی یدالله شهریاری امید مهدی نژاد محمد صادق باقی زاده محمد خادم محمدرضا کاکائی سید حجت سیادت مهدی مردانی جواد محمود آبادی حسین شهرابی حامدرضا معاونیان احمد جواد نوآبادی محمد علی قاسمی خادم عرفان ابوالحسنی ظهیر مومنی سید صادق رمضانیان عاطفه سادات موسوی عاصی خراسانی علی محمدی حسین زارع سید مصطفی سیاح موسوی حمید محبی وحید نوری حسین اوتادی هادی ملک پور مهدی کبیری محمدرضا نادعلیان فرشید حقی رامین برومند (زائر) محمدرضا اسدی سجاد زارع مولایی سید امیر حسین فاضلی سید مصطفی حسینی راد محمد رستمی محسن همتی محمود تاری سید واصفی غلامرضا شکوهی کمیل باقری محمد حسین بناریان لیلا علیزاده مهدی حنیفه جواد کریم زاده سید صابره موسوی میرزا محمد تقی قمی (محیط) حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی (صفایی) عباس همتی یغما جندقی
براساس مداح
حاج منصور ارضی حاج محمود کریمی حاج محمدرضا طاهری حاج سعید حدادیان حاج میثم مطیعی حاج مجید بنی فاطمه حاج حمید علیمی حاج حسین سیب سرخی حاج مهدی سلحشور حاج سید جواد ذاکر حاج جواد مقدم حاج عبدالرضا هلالی حاج سید مهدی میردامادی حاج مهدی رسولی حاج حسن خلج حاج مهدی لیثی حاج نریمان پناهی حاج سید رضا نریمانی حاج احمد واعظی حاج حسین طاهری حاج مهدی سماواتی حاج محمد حسین پویانفر حاج سید حمیدرضا برقعی نا مشخص حاج میثم مؤمنی نژاد حاج مهدی اکبری حاج قاسم صرافان حاج مهدی مختاری حاج محمدرضا محمدزاده حاج کاظم اکبری حاج ابالفضل بختیاری حاج محمدرضا آغاسی حاج حنیف طاهری حاج وحید نادری حاج حسین رضائیان حاج امیر عباسی حاج محمد بیابانی حاج سید علی رضوی حاج سید مهدی هوشی السادات نزارالقطری حاج اسلام میرزایی حاج حسین سازور حاج محسن عرب خالقی حاج صابر خراسانی سید رسول نریمانی محمد جعفری ارسلان کرمانشاهی جبار بذری حاج اکبر مولایی حاج امیر برومند حاج محمدرضا بذری حاج حیدر خمسه حاج حسن حسین خانی حاج حسین عباسی مقدم حاج غلامحسین علیزاده حاج حسین عینی فرد حاج مهدی رعنایی حاج مصطفی روحانی حاج روح الله بهمنی حاج امیر کرمانشاهی حاج میرزای محمدی حاج وحید گلستانی حاج سید امیر حسینی علی فانی حاج سید علی مومنی حاج امین مقدم حاج محمد کمیل حاج محمد حسین حدادیان حاج سعید پاشازاده حاج مقداد پیرحیاتی حاج محمد سهرابی حاج محمد فصولی کربلایی حاج فرهاد محمدی حاج ابوذر بیوکافی حاج سید محمد جوادی حاج سید محمد عاملی حاج وحید یوسفی حاج محمد یزدخواستی حاج مجتبی رمضانی کویتی پور حاج محسن صائمی حاج حسین رستمی مرحوم استاد محمدعلی کریم خانی حاج حسین باشی حاج مهدی وثیق حاج شیخ محمد ناصری سید علی حسینی حاج محمد امانی مرحوم محمدعلی چمنی حاج رضا قنبری حاج عبدالله شیران مرحوم استاد سلیم موذن زاده حاج علی اصغر ارغوان مرحوم حاج فیروز زیرک کار سید حسین قاضی سید مهدی حسینی استاد محسن فرهمند حاج احمد عثنی عشران حاج محمد احمدیان حاج صادق آهنگران حاج اکبر نوربهمنی سیدرضا میرجعفری سیدرضا تحویلدار ایمان کیوانی حاج محمدحسین عطائیان حاج حسن شالبافان حاج محمدصادق عبادی حاج علی عرب حاج علیرضا قزوه حاج آرش پیله وری حاج مهدی تقی خانی حاج یزدان ناصری حاج امیرحسن محمودی حاج حمید دادوندی حاج احمد نیکبختیان حاج امیرحسن سالاروند حاج هاشم سالار حسینی حاج ابراهیم رحیمی حاج محمد صمیمی حاج حمیدرضا قناعتیان حاج محسن عراقی حاج محسن طاهری حاج حسین ستوده حاج مهدی دقیقی حاج حسین رجبیه حاج رحیم ابراهیمی حاج حسین فخری حاج صادق حمزه حاج حسین هوشیار حاج حسین جعفری استاد رائفی پور حاج داوود احمدی نژاد مرحوم مرشد حسین پنجه پور حاج سید محمد حسینی حاج هادی گروسی حاج محمدرضا مختاریان حاج حسن کاشانی حاج وحید جلیلوند حاج حیدر منفرد حاج علی مهدوی نژاد حاج مرتضی امیری اسفندقه حاج حسین خلجی حاج وحید قاسمی حاج سید محمود علوی حاج سعید قانع حاج سید جعفر طباطبائی حاج حسین محمدی فام حاج هادی جان فدا حاج علی علیان حاج صادق کریمی حاج محسن توکلیان حاج محمد قربانخوانی حاج حسن رضا عبداللهی حاج مرشد میرزا مرحوم مرشد میرزا حاج مهدی اقدم نژاد شهید حسین معز غلامی حاج حسین رحمانی حاج علی اکبر سلحشور حاج محمد گرمابدری حاج محمد جواد احمدی حاج احمد اثنی عشران حاج جواد ابوالقاسمی حاج محمد مهدی اسماعیلی حاج محسن حسن زاده حاج اکبر بازوبند آیت الله سید محمدحسن طهرانی مجید رضانژاد محمدجواد توحیدی حاج یدالله محمدی مرحوم سید مهدی احمدی اصفهانی حاج محمود گرجی حاج رضا علی رضایی حاج جواد باقری حاج سید ابراهیم طاهریان حاج مسعود پیرایش حاج محمدرضا نوشه ور حاج حسن بیاتانی حاج علی اکبر زادفرج حاج علی جباری حاج علی کرمی حاج سعید خرازی حاج هادی ملک پور حاج حسن عطایی حاج محمد کریمی حاج محمد رستمی حاج جواد حیدری