ایهاالمظلوم
ولادت-امام-حسن-عسکری-علیه السلام
لطفاً برای جستجوی گریزهای متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز مراجعه فرمایید
مورد
رضا قاسمی
رضا قاسمیولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
سرمان گرمِ عطش بود ، که باران آمد
ابر رحمت به سر خاک بیابان آمد
کنج این خلوتِ سرمازده می‌لرزیدیم
که نگاه تو به امداد زمستان آمد
تلخیِ کام همه با دَم تو شیرین شد
تا به لبها عسلِ ذکر "حسن جان" آمد
تا فضای دهن از نام همه خالی شد
گلِ ذکر تو به مهمانیِ گلدان آمد
تا که دیدند گدای توام و خاک نشین
دیدم از سمت تو قالی سلیمان آمد
 
افتخار است ، که در خانه‌ی تو پادری‌ام
همه جا جار زدم خاک درِ عسکری‌ام
 
ای که قلبم شده با عشق تو آرام ، سلام
به شما می‌دهد این سائل گمنام ، سلام
به شکار دل من آمدی و صید شدم
پس به تو می‌دهم اینجا وسط دام ، سلام
آمدی میکده را مست قدومت کردی
همنوا با لب ما داده به تو جام ، سلام
گر چه بین قفس انداختنت ... اما بعد ...
به شما داد همان شیر ، که شد رام ، سلام
حسرت روی تو را داشت ، ولی هر شب و روز
داد کعبه به تو با جامه‌ی احرام ، سلام
 
عشق ما پای قدوم تو سر انداختن است
کارمان پیش نگاهت سپر انداختن است
 
حاضرم نذر نگاهت بدهم دنیا را
تا که شاید بدهی راه ، تو آقا ما را
برگه‌ی نوکری‌ام را نکنی تا ... آقا !!
دارم امّید ، که رویش بزنی امضا را
گم شدم از نظر خلق ، به عشق تو فقط
تا نشانم بدهی گنبد سامرّا را
کاش یک شب بشوم خادم صحن حرمت
تا که جارو بکشم خاکِ کفِ آنجا را
می‌دهم قول ، اگر زائر صحن تو شدم
بکنم نوکری تک تک زائرها را
 
با دعاهای تو و حضرت هادی پدرت
کاش یک روز ، بیایم حرمت با پسرت
 
تو دعا کن که دعاها به ثریا برسد
تا که امر فرج از عالم بالا برسد
مستجاب است دعاهای تو حتما آقا
پس بخواه آخر این قصه به فردا برسد
آه ، یعقوب ، بکن رحم به کنعانی‌ها
تو دعا کن که مگر یوسف زهرا برسد
جسم بی روح همه منتظر هوی شماست
کاش بر پیکر این قوم ، مسیحا برسد
تو دعا کن که پس از این همه یلدای فراق
صبحِ موعودِ خدا ؛ روزِ خوشِ ما برسد
 
بانی اصلی میلادِ گلِ لبخندت
سال بعدی بشود کاش ، خودِ فرزندت
غلامرضا سازگار
غلامرضا سازگارولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
عرض حاجت با تو دارم یا امام عسکری
ای خدایت داده بر خلق دو عالم برتری
ای گدایت را به خیل شهریاران سروری
خاک پایت زُهره و خورشید و ماه و مشتری
 
ماه رویت احمدی و تیغ نطقت حیدری
عید میلادت مبارک یا امام عسکری
 
ای چراغ تابناک حُسن حیّ ذوالجلال
یافته خورشید گردون از تجلاّیت کمال
تا ابد ماه ربیع الثّانی‌ات محو جمال
ماه حُسنت بی‌قرین و مهر رویت بی‌زوال
 
آفتاب طلعتت را تا ابد روشنگری
عید میلادت مبارک یا امام عسکری...
 
دل اگر سینا بود طور تجلایش تویی
موسی ار آوای حق بشنید آوایش تویی
کیستم من عبد، آن عبدی که مولایش تویی
آخرین دُرّ خدا مهدی‌ست دریایش تویی
 
آن‌که بر عیسی کند روز ظهورش سروری
عید میلادت مبارک یا امام عسکری
 
خط حسن، خالت حسن، خُلقت حسن، خویت حسن
پای تا سر حُسن در حُسن و گل رویت حسن
کُنیه‌ات ابن‌الرّضا و نام نیکویت حسن
موی و روی و قدّ و خدّ و چشم و ابرویت حسن
 
حُسن‌ها گشتند در بازار حُسنت مشتری
عید میلادت مبارک یا امام عسکری...
 
هم تویی آیینۀ حُسن خدای ذوالمنن
هم تویی در چارده وجه خدا دوّم حسن
هم دهم مولای عالم بر جمالت بوسه زن
هم به جسم سامره جان می‌دهی از فیض تن
 
هم به عالم می‌کند فیض تو سایه‌گستری
عید میلادت مبارک یا امام عسکری...
 
سامره روشنگر دل کعبۀ جان من است
سامره عطر نسیمش روح و ریحان من است
سامره ریگ روانش دُرّ غلطان من است
سامره دامان سبزش باغ رضوان من است
 
سامره صحن و سرایش کرده از من دلبری
عید میلادت مبارک یا امام عسکری...
 
ذرّه بودم محو خورشید جهان‌آرا شدم
قطره بودم وصل بر دریا شدم، دریا شدم
کز سعادت ذاکر ذرّیۀ زهرا شدم
عاشق قبر تو و سرداب سامرّا شدم
 
خوش بود آنجا کنم در وصف مهدی شاعری
عید میلادت مبارک یا امام عسکری
امیرعظیمی
امیرعظیمیولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
تلالوء‌نور خدایی‌حسن
جمال ذات کبریایی‌حسن
خدا، خدا‌، خدانمایی‌حسن
ذکر شریف تو چه‌ها می‌کند
“حسن‌حسن” شور بپا می‌کند
 
ای گل خوشبوی علی‌النّقی
میوه‌ی مینوی علی‌النّقی
آینه‌ی روی علی‌النقّی
مدینه شد مدینه‌ی دیگری
به یمن میلاد تو ای عسکری
 
مادر تو سلیل و بابا، علی
یازدهم جلوه‌ی بابا، علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی
شکرخدا فاطمه دلشاد شد
کف بزن عالم حسن‌آباد شد
 
قبله حسن، مسجد و منبر حسن
کعبه حسن، منا و مشعر حسن
حجِّ قبولِ حیّ داور حسن
کعبه به طوف حرمت مشتری‌ست
حج حقیقی، حسن‌العسکری‌ست
 
یاقمر ابن قمر ابن قمر
منکر نور تو شود کور و کر
ای پدر ناجی‌ نوع بشر
به عالمی امن و امان از شماست
مهدی‌صاحب‌الزمان از شماست
 
جمال بی‌مثال‌حق، ای‌حسن
تجلّی جلال هر پنج‌تن
پرده‌نشین باش گه از مرد‌ و‌ زن
نور تو بایست وساطت کند
شیعه به عصر غیبت عادت کند
 
شیر درنده شده رام شما
کنگره‌ی عرش مقام شما
هشت بهشت است بنام شما
پرنده روح تو محبوس نیست
حقیقت امام محسوس نیست
 
هوایی‌ام، مرا ببر تا حرم
به خانه‌ی خدا ببر، تا حرم
باز به سامرا ببر تا حرم
«ای حرمت قبله‌ی حاجات ما
یاد تو تسبیح و مناجات ما»
 
دوباره مست‌مست‌مستم کنید
مستِ میِ روز الستم کنید
با دو حسن، خداپرستم کنید
لعن بنی‌امیه روی لبم
شکرخدا، من‌حسنی‌مذهبم
 
سلام بر دو نور در مشرقین
سلام بر دو دلبر عالمین
سلام ما بر حسن و بر حسین
مرغ دلم به سامرا می‌رود
حسن به لب، به کربلا می‌رود
 
سلام بر خسرو خوبان حسین
سلام بر شاه شهیدان حسین
سلام بر امام عطشان حسین
ای که فلک از عطشت سوخته
داغ تو را خدا به دل دوخته
مصطفی کارگر
مصطفی کارگرولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
با دست خالی آمده‌ام سامرایی‌ام
آقا نگاه کن به مرام گدایی‌ام
مِهرت به اوج می‌کشد از بی‌نوایی‌ام
اهل شما نباشم اگر، پس کجایی‌ام؟
 
دنیا سرور و شادی‌اش از سامرای توست
لبخندهای حضرت هادی برای توست
 
ای معنی مجسم جود و عطا حسن
ای چشمه‌ی تبسم و لطف خدا حسن
تا رو کنم به قبله‌ی اهل صفا حسن
وا کن درِ بهشت بر این بنده یاحسن
 
ترسم به آرزو نرسم بی‌زیارتت
هیچم بدون دیدن و درک عنایتت
 
انگور عسکری به تو دلبسته روی تاک
ذکر مدام باغ تویی ای امام پاک
از نور عشق هر که جدا شد، شود هلاک
باران مهربان خدایی برای خاک
 
مثل کویر، تشنه‌ام ای زمزم حیات
لطفا کمی به غرق بلا نیز التفات…
 
ذکر «حسن حسن» غم دل را دهد به باد
جانم فدای عشق که عمرش دراز باد
یادت مرادبخش دلم وقت بامداد
عاشق ملول نیست کند چون ز یار، یاد
 
ای ده ستاره آمدنت را در انتظار
ای زاده‌ی علی! حسن ای لطف کردگار!
 
درمان دردهای دو عالم به دست توست
لبخند و شادمانی و مرهم به دست توست
داروی رفع دم‌به‌دمِ غم به دست توست
اِذنِ خلاصی از غُلِ محکم به دست توست
 
حاجات ما به محضرتان می‌شود روا
ما را خلاص کن چو ابوهاشم از بلا
 
افتاده‌اند ساده به زلفت نسیم‌ها
این عاشقان عطر خدا از قدیم‌ها
جمع است زیر دست تو لطف کریم‌ها
ای جلوه‌ی معظّم فَوزُ العَظیم‌ها
 
مهمانی نگاه تو یعنی تمام شوق
شوق از مسیر چشم تو تنها رسد به ذوق
 
پلکی بزن دو بال مرا باز کن به عرش
پروانه‌ی خیال مرا ناز کن به عرش
جانِ نیازمند مرا ساز کن به عرش
با من بگو از آینه پرواز کن به عرش
 
«حُسنت به اتفاق ملاحت» مرا گرفت
آری به اتفاق دل من جلا گرفت
 
شایسته نیست رو به کسی جز شما کنم
باید برای عاقبت خود دعا کنم
شب تا سحر خدای جهان را صدا کنم
بادا ز سامرا سفری تا خدا کنم
 
امضا کنند کنج شبستان دلبری
قلب مرا به خاطر فرزند عسکری
مهدی شریف زاده
مهدی شریف زادهولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
مانده قلم در اولِ اِملا ، سرِ علی
قصه کشیده شد به درازا، سرِ علی
وجهُ الَّه است، خصمِ علی دشمنِ خداست
بوده دلیلِ اینهمه دعوا سرِ علی
پای ولایتش قدمی پس نمی کِشد
کوتاه که نیامده زهرا، سرِ علی
جانها فدای حضرتِ اربابِ عالمین
سرها فدای آنکه سرش را سرِ علی…
هر آنچه هست زیرِ قدم های حیدر است
تنها خداست سایه ی بالاسرِ علی
 
پیمانه ای به ما بدهید از خُمِ علی
از راه آمده حسنِ دومِ علی
 
دارد هوای سامره عطر و بوی نجف
سردابِ این حرم شده پُر از جوی نجف
روشن شده به نورِ علی آسمانِ ما
شرمنده آفتاب شده از روی نجف
از خصمِ مرتضی شد اگر سامرا خراب
از نو حرم بنا شده با الگوی نجف
جاریست در هوای دل انگیزِ این حرم
حسی شبیه جاذبه و جادوی نجف
این جا کجاست سامره یک شعبه دیگر از
دارالشفای فاطمه با داروی نجف
 
شکرِ خدا غلام علی هستم حیدری
سرمستِ این شرابم از انگورِ عسکری
 
هستی کلیم ، وادیِ تو طورِ مجتباست
خورشیدِ سامرای تو از نورِ مجتباست
خیلی شبیهِ مردِ کریم مدینه ای
هستی حسن وجودِ تو منشورِ مجتباست
ما ریزه خوارِ دستِ سلیمان تو شدیم
خوشبخت، مورِ کوی تو و مورِ مجتباست
دلشاد هادی النقی، حالِ حُدَیث هم
مانندِ حالِ مادرِ مسرورِ مجتباست
گرچه عزیزِ فاطمه شد بی حرم ولی
نقشِ ضریحِ صحنِ تو انگورِ مجتباست
 
هر کس غلامِ توست پشیمان نمی شود
ذکری شبیهِ ذکرِ حسن جان نمی شود
 
تو آمدی به لطفِ تو شد کارها درست
از برکتِ نگاهِ تو مشگل گشا، درست
تو آمدی به یُمنِ قدومت برای ما
این بارِ سوم است شد ابن الرضا درست
آباد شد به ذکرِ حسن جان خرابه ام
هر بار کرده حالِ مرا سامرا درست
امشب بیا و حاجتِ ما مستجاب کن
روزیِ ما شود سفرِ کربلا درست
نورِ هدایتید و هر آنکس که می رود
غیر از مسیرِ حبِّ علی رفته نادرست
 
دلخوش به نوکریِ شما ، این گدائی ام
من یاکریمِ کوی شما، سامرائی ام
 
شکرِ خدا که خورده ام از نانِ سامرا
من را نوشته مورِ سلیمانِ سامرا
شکرِ خدا که مزرعه ی خشک سالمان
سرسبز شد به برکتِ بارانِ سامرا
دیگر نیازمندِ طبیبی نمی شوم
در دستم هست نسخه ی درمانِ سامرا
ابن و الرضای سومِ آلِ علی تویی
ما رعیت و گدای تو سلطانِ سامرا
اِ ی حج نرفته کعبه تو هستی، منا تویی
مائیم تا همیشه مسلمانِ سامرا
 
آقا دعا نَما پدرِ صاحب الزمان
شاید تمام شد سفرِ صاحب الزمان
 
ماهِ تمامِ خوش قد و بالای فاطمه
پایان بده به غصه و غمهای فاطمه
پایان بده به بُغضِ گلو گیرِ ما بیا
ای دلخوشی و مرهمِ دردای فاطمه
باید نوشت از رُخِ نیلی ، رویِ کبود
از دردِ پهلو و کمرِ تای فاطمه
اُفتاده بود رویِ زمین زیرِ دست و پا
بر خاکِ کوچه نیست خدا جای فاطمه
پیشِ پسر که مادرِ او را نمی زنند
آقا بیا به حقِّ حسن های فاطمه
 
از زندگی و کودکی اش سیر شد حسن
از بعدِ کوچه ها چه قدَر پیر شد حسن
رضا دین پرور
رضا دین پرورولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
اقتدا کردم ابتدا به حسن
و رسیدم در انتها به حسن
می رسد آنهمه کرم به گدا
می رسد دست هر گدا به حسن
فرق دارد مگر؟ حسن حسن است
داده عزت، خودِ خدا به حسن
رهسپارم به جاده های عراق
دل سپردم به سامرا به حسن
 
شب دلدادگان سحر شده است
کف بزن باز علی پدر شده است
 
نظری سوی آسمان دارم
هوس لحظهء اذان دارم
عرض تبریک و عرض تهنیّت
محضر صاحب الزمان دارم
عطر سرداب می وزد همه جا
زیر گنبد فقط امان دارم
به غذای بهشت لب نزدم
چون از این سفره، خُرده نان دارم
 
سنگ بودم چه گوهری شده ام
مست انگور عسگری شده ام
 
جام مِی را نگار دستم داد
زرِ هجده عیار دستم داد
گفتم اصلاً طلا نمی خواهم
از عبایش غبار دستم داد
دید با دست خالی آمده ام
از بهشتش انار دستم داد
به ضریح حسن که چشمم خورد
عشق شش گوشه کار دستم داد
 
بی خیال دو عالمین شدم
مست شش گوشهء حسین شدم
 
ریزه خواران او زمینی ها
خاکش علامهء امینی ها
بارگاه مطهرش آورد
عرشیان را به شب نشینی ها
سجده کردم به سنگفرش حرم
با چنین جلوه آفرینی ها
می نشیند به کفشداری او
خاک پاهای اربعینی ها
 
در فراق حرم عزادارم
شوق دیدار کربلا دارم
 
آنقدر که حسن کرم دارد
سایه ای بر روی سرم دارد
گرچه از خانه، دور افتاده
همسری خوب و محترم دارد
شده در پادگان اگر تشییع
تنش از تیر، کِی ورم دارد؟
گرچه دور از مدینه خاک شده
لااقل این حسن حرم دارد
 
مجتبی در تحیّر زهراست
خاک قبرش ز چادر زهراست
 
کوچه که تنگ شد، مردّد شد
راه او، راه مادرش سد شد
فاطمه بین کوچه سیلی خورد
حسن افتاد بر زمین! بد شد
آن کسی که به مادرش خندید
با جسارت ز چادرش رد شد
فاطمه پیش اولین پسرش
خُرد شد، آنچه که نباید شد
 
مادری زار و خسته را برداشت
گوشواره شکسته را برداشت
غلامرضا سازگار
غلامرضا سازگارولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
می وزد طرفه نسیمی که دم روحانی‌ست
همه جا جلوه‌ی یار و همه جا نورانی‌ست
شب وجد و شب شادی، شب مدحت خوانی‌ست
هشتمین روز همایون ربیع الثّانی‌ست
 
از محیط عظمت گوهر زهرا آمد
البشاره حسن دیگر زهرا آمد
 
آمد از برج ولایت قمر یازدهم
یا ز دریای امامت گهر یازدهم
یا ز سینای نبوّت شجر یازدهم
حجّت یازدهم دادگر یازدهم
 
خرّم این گلشن توحید و گل یاسمنش
می‌برد دل ز همه حُسن حَسن در حسنش
 
کبریا وجه و نبی صورت و حیدر سیرت
حَسنی حُسن و حسینی دم و زهرا عصمت
یازده ماه به یک آینه در یک صورت
عجبا یک پسر و این‌همه مجد و عظمت
 
خاکیان مژده که امروز درخشید به خاک
گوهر ده یم نور و یم یک گوهر پاک
 
این پسر کیست که پیر خردش خاک در است
به خدا از همه خوبانِ جهان، خوب‌تر است
این پسر آینه‌ی طلعت خیر البشر است
بشنوید این پدر حجّت ثانی عشر است
 
صلوات همه بر ماه جمال پدرش
پدر و مادر من باد فدای پسرش
 
عسکر او ملک و حوری و جنّ و بشرند
پرتوی از رخ او اختر و شمس و قمرند
خلق عالم به گدایّی درش مفتخرند
همه خوبان جهان منتَظِر منتَظَرند
 
منتَظَر کیست همان حجّت ثانی عشر است
یوسف فاطمه مهدی خلف این پسر است
 
این پسر، والی شهر قَدَر و مُلک قضاست
این پسر، عیسیِ جان با نَفَس روح فزاست
این پسر شافع و فریادرس روز جزاست
این گل باغ علیّ بن جواد بن رضاست
 
روی حق، حُسن نبی، بازوی حیدر دارد
آنچه خوبان همه دارند، فزونتر دارد
 
اهل معنی ولی ذوالمننش می‌خوانند
اختران جمله مه انجمنش می‌خوانند
عارفان واقف سّر و علنش می‌خوانند
پای تا سر همه حُسن و حَسنش می‌خوانند
 
سرو قد، ماه جبین، گلرخ و شیرین دهن است
حسن است این، حسن است این، حسن است این، حسن است
 
دیده را فیض ملاقات حق از دیدارش
مهر افتاده به خاک قدم زوّارش
همه دم ذکر خدا بر لب گوهر بارش
همه جا سامره با یاد گلِ رخسارش
 
مُلک پهناور هستی به قدومش گلشن
دیدۀ حضرت هادی به جمالش روشن
 
ای دل اهل ولا زائر سامرّایت
کعبۀ خلق جهان روی جهان آرایت
حَسن و حُسن ز پا تا سر و سر تا پایت
فرش از بال ملائک حرم زیبایت
 
ای همه خلق جهان سائل لطف و کرمت
شود آیا که برم سجده به خاک حرمت؟ 
 
کیستی تو پسر فاطمۀ زهرایی
نبوی خُلق و علی خوی و حسن سیمایی
جلوه‌ی سیزدهم، یازدهم مولایی
حسن عسکری و گوهر ده دریایی
 
مکتبت بندگی و دوستی و هم عهدی‌ست
پدرت هادی و فرزند عزیزت مهدی‌ست
 
من کی‌ام بنده‌ی آلودۀ دربار توأم 
گنهم کرده گرفتار و گرفتار توأم 
با دو دست تهی خویش، خریدار توأم 
چه کنم تو گل من هستی و من خار توأم 
 
دوست دارم که به جز دوست خطابم نکنی
بپذیریّ و بخوانیّ و جوابم نکنی
 
نگهی بر من و بر دیده‌ی گریانم کن
نظری بر دل و بر حال پریشانم کن
غرق عصیانم، غرق یم غفرانم کن
بلکه با خاک درت پاک ز عصیانم کن
 
هر که‌ام، هر چه بدم، «میثم» این درگاهم
ذاکرم ذاکر اولاد رسول اللّهم
غلامرضا سازگار
غلامرضا سازگارمدح امام حسن عسکری (علیه السلام)
ولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
کیستم من؟ گوهر ده بحر نور کبریایم
آفتاب سامره، روشنگر ملک خدایم
آسمان معرفت را در زمین شمس‌الضحایم
کعبه‌ام، رکنم، مقامم، مروه‌ام، سعیم، صفایم
 
منظـر حسـن خـدا مصباح انوارالهدایم
من ابوالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم
 
من همان دریای نور استم که نور از آن دمیده
دین و دانش را خدا در موج موجم پروریده
در درونم گوهر نابی چو مهدی آفریده
انتهایم را به جز چشم خدا چشمی ندیده
 
بشنوید ای آسمانی‌هـا زمینی‌ها صدایم
من ابوالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم
 
چارده معصوم گل پیداست از باغ جمالم
نیست آگه از جلالم، غیر ذات ذوالجلالم
تشنگان چشمۀ توحید را آب زلالم
بنده‌ام اما چو حی بی‌مثالم، بی‌مثالم
 
فیض‌بخش عالمی از شهر «سرّ من رآ»یم
من ابوالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم
 
من علی بن جواد بن رضا را نور عینم
پیشتر از عالم خلقت هدایت بوده دینم
گر چه در سنّ شبابم پیر خلق عالمینم
هم محمّد، هم علی، هم مجتبایم، هم حسینم
 
هم بوَد زهد و کمال و عصمت خیرالنسایم
من ابوالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم
 
 پیشتر از خلقتم بر چشم عالم نور دادم
بر همه شور آفرینان تا قیامت شور دادم
پاسخ موسی بن عمران را به کوه طوردادم
حاجت ارباب حاجت را ز راه دور دادم
 
همچو اجدادم ز خلق عالمی مشکل‌گشایم
من ابوالمهـدی امام عسکری ابن‌الرضایم
 
من به شهر سامره خود کعبۀ اهل یقینم
پر زند همچون کبوتر در حرم روح‌الامینم
حاجت کونین می‌بارد چو باران زآستینم
حضرت مهدی پذیرایی کند از زائرینم
 
مهر و مه گیرند نور از گنبد و گلدسته‌هایم
من ابوالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم
 
حضرت هادی از اوّل دید چون حُسن تمامم
خنده زد بر روی زیبا و «حسن» بگذاشت نامم
همچو قرآن بود روی سینۀ بابا مقامم
خود امام ابن امام ابن امام ابن امامم
 
دختـر پـاکِ یشـوعا، همسـر پاکیـزه‌‌ رایم
من ابوالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم
 
جلوۀ معلوم و نامعلوم را دیدند در من
سرِّ هر مفهوم و نامفهوم را دیدند در من
انتقام خون هر مظلوم را دیدند در من
فاش گویم چارده معصوم را دیدند در من
 
چارده معصوم نورم، بلکه خود وجه خدایم
من ابوالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم
 
گرچه ویران کرد دست شوم دشمن تربتم را
لطف حق افزود بین خلق عالم عزّتم را
تا قیامت او نگهدار است عصر دولتم را
بار دیگر دید دشمن قدر و جاه و رفعتم را
 
خشت خشت قبر ویران‌گشته‌ام گوید ثنایم
من ابوالمهـدی امام عسکری ابن‌الرضایم
 
مهر ما در قلب ابناء بشر پایان ندارد
هر که مهر ما ندارد، در حقیقت جان ندارد
و آن که شد بیگانه با آل علی ایمان ندارد
درد بغض ما به جز خشم خدا درمان ندارد
 
ای خوشا آن‌کس که گوید مدح، چون میثم برایم
من اباالمهـدی امـام عسکری ابـن الرضایم
سید هاشم وفایی
سید هاشم وفاییولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
مدینه باز پر از آیه‌های نورانی است
حریم وحی ز انوار حق چراغانی است
 
بلور نور به سقف فلک مگر بستند
که این فضای مقدّس همیشه نورانی است
 
نسیم بال ملائک نوید می‌بخشد
که فصل رویش گل، لحظه‌های روحانی است
 
گلی به گلشن سرسبز وحی روئیده است
که کار پیک امین خدا گل افشانی است
 
به دست هادی دین، جلوه‌گر شده ماهی
که روی انورش آئینه‌ای زحیرانی است
 
به پاس مقدم این عسکری لقب امشب
به عرش و فرش خدای کریم مهمانی است
 
به آیه آیۀ رویش فروغ توحید است
به جلوه جلوۀ او جلوه‌های قرآنی است
 
خداست با خبر ازجلوۀ خدادادش
مگو که منزلت و قدر او سلیمانی است
 
جلال و منزلت اوست حیدری، اما
شکوه فاطمی او، شکوه رحمانی است
 
هر آن کسی که نصبیی نبرد از مهرش
به روز حشر نصیب دلش پشیمانی است
 
فروغ دیدۀ این آفتاب هستی بخش
شهاب شب‌شکن آسمان ظلمانی است
 
بخوان دعای فرج را، ظهور نزدیک است
گمان مدار که غیبت همیشه طولانی است
 
مپرس ازچه «وفایی» دوباره گریان شد
که آسمان نگاهم ز شوق بارانی است
غلامرضا سازگار
غلامرضا سازگارولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
الا که موسم شادی و همدلی آمد
زمان ناد علیاً سینجلی آمد
زمین سامره را سینه منجلی آمد
دهم ولی خداوند را ولی آمد
که دومین حسن از چهارمین علی آمد
 
بر آن علی، به گل روی این حسن صلوات
 
ولى ذات خدا، شاه انس و جان است این
جهان جان نه، که جان همه جهان است این
چراغ اهل زمین ماه آسمان است این
به جسم شرع و تن اهل دین روان است این
امام ما پدر صاحب الزمان است این
 
بر آن امام و بر این صاحب زمن صلوات
 
چراغ دیده رخ دلربای این پسر است
تمام عالم خلقت برای این پسر است
چو ذات حق به دل خلق جای این پسر است
دل شکسته دلان آشنای این پسر است
سخن اگر به مدیح و ثنای این پسر است
 
به صفحه و قلم و منطق و سخن صلوات
 
وزیده بوی گل مهر او ز هر چمنی
نیافریده خداوند همچو او حسنی
خوشا زبان و خوشا منطق و لب دهنی
که در ثنای وجودش برآورد سخنی
به یاد رویش هر جا که هست انجمنی
 
سزد فرشته فرستد بر انجمن صلوات
 
سلام خلق و درود خدا به جان و تنش
فدای لیله‌ی میلاد و صبح آمدنش
جمال آینه‌ی ذات حیّ ذوالمننش
به باغ وحی دمد بوی گل ز پیرهنش
وجود مهدی موعود سرو نسترنش
 
به باغبان و بر این سرو نسترن صلوات
 
ز پرده چهره چو بی‌پرده همچو ماه نمود
دل امام دهم را به یک کرشمه ربود
شهادتین ز لب‌های جانفزاش سرود
به فاطمه، به علی، بر ائمه گفت درود
سپس به خواندن قرآن دهان چو غنچه گشود
 
به آیه آیه‌ی قرآن، بر آن دهن صلوات
 
خدا ستوده به قرآن خود عیان او را
رسول خوانده امام جهانیان او را
ستوده حجّت حق صاحب الزّمان او را
پدر گرفته در آغوش خود چو جان او را
نهاده بوسه به حسن و لب و دهان او را
 
بر آن لبی که ورا گشته بوسه زن صلوات
 
الا که حجّت ذات خدای دادگری
ز سروران جهان تا جهان به پاست، سری
سران خلق سراسر ستاره، تو قمری
به فاطمه پسری و به مهدی‌اش پدری
ز وصف خوب‌تران زمانه خوب‌تری
 
به حضرت تو ز دادار ذوالمنن صلوات
 
سلام باد به جان و درود بر بدنت
روان عیسی مریم ز فیض پیرهنت
هزار موسی عمران به طور، هم سخنت
نشان بوسه‌ی داوود بر لب و دهنت
گرفته یوسف صدیق جان ز فیض تنت
 
تو را ز جمله نبیّین به جان و تن صلوات
 
ز آب جوی تو خضر وجود رُخ شوید
به شوق کوی تو پیر طریق، ره پوید
زمان به گردش خود گردد و تو را جوید
بهشت، لاله‌ی خود از دم تو می‌بوید
ز زلف پر شکنت عطر تازه می‌روید
 
به عطر تازه‌ی آن زلف پرشکن صلوات
 
خوشا دلی که بُوَد باغ جنّت غم تو
خوشا گلی که گرفته است فیض از دم تو
دل هزار سلیمان اسیر خاتم تو
سلام بر تو و بر مهدی مکرّم تو
ثنای تو است نه تنها به نظم «میثم» تو
 
تو را ز پیر و جوان و ز مرد و زن صلوات
محسن راحت حق
محسن راحت حقولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
امشب درِ باغِ ولایت را گشودند
اندوه و غم را از دلِ یاران ربودند
برخیز ای دل شادیِ جانانه سر کن
اهلِ نظر..هر ناخوشی از جان زدودند
فوجِ ملائک در مدینه با هیاهو...
در خانه ی دهمّ ولی..گرمِ سرودند
شکرانه ی مولودِ امشب انبیا هم..
در آسمان ها در نماز و در سجودند 
 
مژده بده هنگامه ی رفعِ مُحن شد
بار دگر میلادِ مسعودِ حسن شد
 
 
تجدید شد بار دگر لبخندِ زهرا
آمد دوباره دلبر و دلبندِ زهرا
خورشید از کاشانه ی خورشید سر زد
تا واگذارد خویش را در بندِ زهرا
نسلِ دهم آمد از این طوبای احمد
این است گویا برکتِ پیوندِ زهرا
در کامِ این آقاست الفاظِ حقیقت 
این طفل باشد در حقیقت قندِ زهرا
 
مژده بده سرمنشا آزادی آمد
مژده که نورِ دیدگانِ هادی آمد
 
 
آمد حدیثِ دلبری ..اربابِ عالم
آمد بهارِ سروری ..اربابِ عالم
مثلِ حسن باشد کریمِ آلِ عصمت
آمد کریمِ دیگری ..ارباب عالم 
در هر رگش خونِ امیرالمؤمنین است 
باشد یقیناً حیدری..اربابِ عالم
عیدی بگیر از دستِ صدّیقه..چرا که..
آمد امامِ  عسکری..اربابِ عالم 
 
از ما غلامی کردن و از او عنایت
باشد غلامیّ ِ درش خیلی سعادت
 
 
آمد امامی که خدایی دلنشین است 
او حجّتِ و دلداده ی روی زمین است
نامش حسن خُلق اش حسن الله اکبر..
مثلِ عموی نازنین اش نازنین است
او غیرت الله است مسجودِ خلایق
از نسلِ مولانا امیرالمؤمنین است
بی پرده می گویم همه دنیا بداند
یک شمّه از اعجازِ او این اربعین است
 
او اربعین را معنی و مفهوم بخشید
اشعارمان را صنعتی منظوم بخشید
مهدی مقیمی
مهدی مقیمیمدح امام حسن عسکری (علیه السلام)
ولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
ای که رخت از خدا کرده حکایت گری
هست برازنده ات رهبری و سروری
چهرهء ماهِ تو را ماه بُود مشتری
من نزدم هیچ وقت غیر درِ تو دری
 
جلوه گهِ ساحتِ حضرت پیغمبری
سیدنا الدخیل ، یا حسن العسکری
 
 
نور دل فاطمه آینۀ بوتراب
پیش تو زانو زند صبح و غروب آفتاب
بر دل بی تاب ما بیشتر از این بتاب
هر چه که دادم سلام از تو گرفتم جواب
 
بر همه دلها مقیم از همه عالم سری
سیدنا الدخیل ، یا حسن العسکری
 
 
وسعتِ بی انتها رحمت جاری شدی
بر دلِ پائیزیان پیک بهاری شدی
سوژه ی نابِ لبِ ذاکر و قاری شدی
مثل عمویت حسن نامگذاری شدی
 
تو حسنِ دومِ فاطمۀ اطهری
سیدنا الدخیل ، یا حسن العسکری
 
 
زنده و جاوید شد تا ابد آثار تو
کرده به دلها اثر نرمیِ گفتار تو
مهدیِ صاحب زمان دلبر و دلدار تو
تا به ابد کعبه سوخت در تبِ دیدار تو
 
سعی و صفا مروه ای کعبه منا مشعری
سیدنا الدخیل ، یا حسن العسکری
 
 
هم حرمت دلرباست هم حرمت با صفاست
یک حرمِ ساده نیست جلوه گر کبریاست
معتقدم تا ابد قبلۀ دل سامراست
زائر تو در حرم زائر عرش خداست
 
تو پسر فاطمه تو پسر حیدری
سیدنا الدخیل ، یا حسن العسکری
 
 
هم دل هفت آسمان هست زمین گیرِ تو
هم همۀ کائنات در یَدِ  تسخیر تو
قلب تمام وجود بسته به زنجیر تو
گردشِ چرخ و فلک هست به تأثیر تو
 
فاطمه کوثر ، شما آیه ای از کوثری
سیدنا الدخیل ، یا حسن العسکری
 
 
در همۀ آسمان تو قمرت مهدی است
تاج سرِ عالمی تاج سرت مهدی است
باعث فخرت شده که ثمرت مهدی است
تو پدرت " هادی " و تو پسرت " مهدی"  است
 
پس تویی با این حساب قطب هدایتگری
سیدنا الدخیل ، یا حسن العسکری
 
 
آل علی بوده اید بانیِ شور و شعور
از برکات شما نور کند کسب نور
نذر شما " أِن یکاد "  چشم بدان از تو دور
نوکریِ درگهت باعثِ حسِّ غرور
 
ماهِ نکو منظری مثل علی محشری
سیدنا الدخیل ، یا حسن العسکری
مرضیه عاطفی
مرضیه عاطفیولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
مدح امام حسن عسکری (علیه السلام)
ای جانِ جانِ جانِ جانم یا أباالمهدی
ای تا ابد نام و نشانم یا أباالمهدی
 
وقت سحر هر دانۂ انگور می گوید:
ای باغبانِ مهربانم یا أباالمهدی
 
 
این آتش دیرینه ام را شعله ور تر کن
بگذار بیتابت بمانم یا أباالمهدی
 
دستان تو مثل حسن آورده رزقم را
ای بانیِ هر لقمه نانم یا أباالمهدی
 
قند مکرّر! یاحسن! ای حُسنِ مادرزاد
شیرینیِ طعم دهانم یا أباالمهدی
 
قسمت شود در سامرا در جشن میلادت
در صحن، مولودی بخوانم یا أباالمهدی
 
امشب به عشق تو؛ دوباره عهد می بندم
با حضرتِ صاحب-زمانم یا أباالمهدی
 
 
هر صبح مشتاقانه «وَاکْحَلْ ناظِری» خواندم*
روشن شود تا دیدگانم یا أباالمهدی-
 
بر قامتِ زیبای فرزندت همین جمعه
آمین بگو دردت به جانم یا أباالمهدی!
 
***
*فرازی از دعای عهد: وَاکْحَلْ ناظِری بِنَظْرَة منِّی اِلَیْهِ، وَعَجِّلْ فَرَجَهُ، و با نگاهی از من به او دیده‏ ام‏ را سرمه بنه، و در گشایش امرش شتاب کن.
مجتبی دسترنج ملتمس
مجتبی دسترنج ملتمسولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
مژده ای عاشقان رسیده برات
آمده دلبری چو قند و نبات
چشم عالم به چهره اش شده مات
فاطمی خصلت و علی جلوات
آمد این بانگ از تمام جهات
 
بر گل روی عسکری صلوات
 
 
وقت جشن و سرور آمده است
ماهی از جنس نور آمده است
دلبری نو ظهور آمده است
چشم خصمش به دور، آمده است
که جهانی به شور آمده است
 
بر چنین شور محشری صلوات
 
آمده نور نا تمام حسن
مجتبی سیرتی به نام حسن
ضربه ی تیغ در نیام حسن
زنده شد از دمش کلام حسن
مادری بوده چون امام حسن
 
بر حسن های مادری صلوات
 
شد مدینه به مقدمش روشن
جان گرفته دوباره باغ و چمن
نو شده کهنه جامه ی هر تن
شاد گشته دل اسیر محن
می فرستند خیل مرد و زن
 
بر وجودش سراسری صلوات
 
جلوه ای از خداست، این آقا
وارث انبیاست، این آقا
نوری از اولیاست، این آقا
کعبه ی سامرست، این آقا
درد ما را دواست، این آقا
 
بر درش گر که نوکری، صلوات
 
 
او خودش ماه و ماه او مهدیست
بعد از او نور راه او مهدیست
حجتِ باراِلهِ او مهدیست
زائرِ بارگاه او مهدیست
ملتمس، غرق آه او مهدیست
 
بر دو سرو و صنوبری صلوات