علی اکبر لطیفیان

آفریدند تو را تا که مسیحا باشی

بازگشت
آفریدند تو را تا که مسیحا باشی
همه چون خادم دربار و تو آقا باشی
 
آفریدند تو را از طبق گریه‌ی نور
تا که جانسوزترین واژه‌ی دنیا باشی
 
آفریدند تو را تا که فقط ناز کنی
همه مجنون تو باشند و تو لیلا باشی
 
کم بیارند به پیش کرمت اهل کرم
دیگران قطره‌ی ناچیز و تو دریا باشی
 
تو قتیل العبراتی نه که بر گریه‌ی ما
کشته‌ی چشم تر زینب کبری باشی
 
بر سر نیزه نشستی و تلألؤ کردی
مثل خورشیدی و زیباست که بالا باشی
 
خیزران خورده‌ترین قاری قرآن خدا
طشت زر دیده‌ترین حضرت یحیی باشی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید