کسی که راحت دنیا ندید من بودم
فشار از در و دیوار دید من بودم
کسی که شوهر او را لعین بدگوهری
بهزور جانب مسجد کشید من بودم
کسی که ظالمی از بین امت پدرم
نمود محسن او را شهید من بودم
کسی که بعد پدر گشت بینوا و غریب
چه طعنهها که ز دشمن شنید من بودم
کسی که بعد حسن داشت نازنین پسری
شهید گشت ز ظلم یزید من بودم
کسی که دختر مظلومه اش چو زینب را
اسیر کرد یزید پلید من بودم
به زائران سر کوی من بگو ساعی
کسی که راحت دنیا ندید من بودم



