پیش تو موسی عمران و تکلم، هرگز
با وجود تو کنم راه خدا، گم، هرگز
موی جو گندمیت، جنت اعلی من است
دل دهم بر دو سه تا خوشه ی گندم، هرگز
باده ی ناب، میان لب تو خوابیده
به گدایی بروم در طلب خم، هرگز
مست لا یعقلم و عربده کش می خوانم
تا تو هستی، مدد از منت مردم، هرگز
تا به دنبال نگاه نگرانت هستم
دل شود غرقه ی دریای تلاطم، هرگز
زان شبی که همه ی عشق تو را دزدیدند
رد شد از روی لبت، بوی تبسم، هرگز
آن شبی که به سر دوش، سحر می بُردید
دست خیبر شکنت، وااااای خدا می لرزید







