علی ناظمی

هرچه تمثال کشیدند همانند نشد

بازگشت
هرچه تمثال کشیدند همانند نشد
مثل تصویر خدا را که بخواهند …نشد
 
وصف خاک گذرش کار زمینی ها نیست
از علی چند نوشتند- که هر چند نشد
 
تا که تعریف صفاتش،همه تحریف شود
هرچه کردند به هر شیوه ی طرفند نشد
 
در نظر داشت که اندازه بگیرد او را
هرچه برخاست روی پنجه دماوند ، نشد!!
 
دستِ بالاتری از دست، اگر بسیارست
هیچیک مرتبه اش ،دست خداوند نشد
 
خاطرات نجفش مثل شکر شیرین است
قدر یک کوچه ی آن ، شهر سمرقند نشد
 
که به ایوان نجف سر به سر سجده نهاد
بعد از آن در حرمش بنده ی پا بند نشد ؟
 
اگر اولاد، حسن هست و حسین و عباس
هیچکس بعد علی صاحب فرزند نشد!
 
آنقدر شیعه ببخشند که راضی گردد
قلم و لوح بپرسند که خرسند نشد؟
 
هیچ چیزی چو تماشای جلال زهرا
در جمال علوی باعث لبخند نشد
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت