- صفحه اصلی
- ساقیا عید غدیر آمد به مستان زن صلاتی

ساقیا عید غدیر آمد به مستان زن صلاتی
لینک
https://ayohalmazloom.com/p-346043
ساقیا عید غدیر آمد به مستان زن صلاتی
در جهان افکن ز شور باده از نو هوی و هایی
در شط می آشنایان را ز شادی ده آشنائی
گر به طاق ابروی خود میپسندی مرحبایی
***مرحبا صد مرحبا با نغمه و شور و نوائی
زهرهسان بر چنگ زن یک ره به قانون طرب چنگ
شد بهار و ساحت گلشن گرفت از نوجوانی
داد اموات چمن را خضر ابراز مهربانی
از محیط «کیفُ یحیی الارض» آب زندگانی
کرد قمری جا به شاخ سرو بهر زند خوانی
***با ملاحت بوالملیح از خواندن سبع المثانی
شست از آئینه اسلام چون تیغ علی زنگ
یک تاز عرصه امکن علی کزحکم یزدان
جبرئیل از بهر احمد در غدیر آورد فرمان
کی به معنی صورت واجب رسول ملک امکان
از پی تکمیل امر دین و حفظ شرع ایمان
***از برای ابن عم خود بگیر از خلق پیمان
در خلافت ده امیرالمومنین را جا به اورنگ
پس به تعجیل از برای امتثال امر سرمد
نصب منبر از جهاز اشتران فرمود احمد
عقل اول تا مجسم سازد آن روح مجرد
بازوی شیر خدا شد زینت دست محمد
***کرد از من کنت مولا رکن ایمان را مسدد
داد دین را از وجود زوج زهرا زینت و رنگ
حاضران کردند چون حکم رسول الله اصغا
نعره شادی به گردون شد بلند از پیرو برنا
کرد بیعت با امام المتقین اعلی و اذنی
شد زبان بهر مبارک باد آن را سرا پک
***دیگری درد کر بخ بخ تا به شادی گشت گویا
گشت «انعمت علیکم نعمتی» بازیب و فرهنگ
یا علی ای مهر لاهوتی مقام از چهر رنگین
شهریار کشور ناسوت ز استقلال و تمکین
ای هژبر سالب غالب که اندر بیشه دین
مصطفی را یار بودی در رواج دین و آئین
***فارس بدر و جمل برهم زن احزاب و صفین
کز ازل بر قد چالاکت رسا شد جوشن جنگ
این قدر بر گردن گردان زدی شمشیر بران
این قدر دادی کمیت جهد را در جنگ جولان
جسم ابطال عرب را ساخت با خاک یکسان
سرکشان را ساختی سرابقد چون گوی غلطان
***تا ز بازوی یداللهی به دار الملک امکان
کار را از شش جهت کردی به عباد و ئن تنگ
بر کمر جوزا صفت تا تیغ وزین بر باره بستی
بهر قلع و قمع نفی و شرک بر دلدل نشستی
با وجود آنکه ننمودی به دشمن پیشدستی
پشت مر حیرانه تنها اینکه در خیبر شکستی
***هر کجا بد سرکشی یا کافر و یا بتپرستی
منهزم شد از دم تیغ کجت فر سنگ فرسنگ
بوالبشر شد مفخر از چون تو ابنی در ابوت
جست ابراهیم از جودت ره و رسم فتوت
بست ختم انبیا همراه تو عقد اخوت
از کف پای تو امضا یافته مهر نبوت
***در کجا بودی شها کز عدل و انصاف و مروت
باز گیری خون عباس خود از کافر دل سنگ
آن زمان کاندر لب شط فرات آن ماه سیما
رفت تا آبی برا تشنگان سازد مهیا
یادش آمد از لب خشک حسین دلبند زهرا
تشنه لب پر کرد مشک آب و شد بیرون ز دریا
***هر دو دست وی جداکردن از تن قوم اعدا
مشک بر دندان گرفت و در خیم بنمود آهنگ
از حسد راضی نشد دوران که آن مهر جهانتاب
بر حریم عترت طه رساند جرعه آب
تیر پران از کمان کوفیان گردید پرتاب
مشک را خالی نمود از آب زان تیر و از این آب
***گشت سقای حسین از خجلت اطفال بیتاب
زندگی را دید بهر خویشتن آن باوفا ننگ
بر زمین افتاد و خلق کوفه با شمشیر و خنجر
حملهور گشتند بهر قتل عباس دلاور
زد به فرق وی یک گرز و یکی تیغش به مغفر
وز هجوم دشمنان نوباوه ساقی کوثر
***کرد بانگ یا اخا ادرک اخا سوی برادر
بر سر عباس راند از خیمه شاه تشنه لب خنک
پس گرفت از خاک بر زانو سر او را به زاری
با زبان حال جوی خون نمود از دیده جاری
کای پناه بیکسان قربانی در گاه باری
این قدر بر سر تو را میبود شوق جاننثاری
***تا چنین یکباره بستی از برادر چشم یاری
ساختی همدم مرا با ناله چون مرغ شباهنگ
خیز کاندر این زمین بعد از تو شور و انقلاب
من تن تنها و خلق شام بیحد و حسابست
در حرم چشم سکینه منتظر از بهر آب است
زینب و کلثوم را اندر حرم قلب کبابست
***شمر بیدین را به قتل من در این صحرا شتابست
شد کمیت خامه (صامت) ز شرح ماتمت لنگ
65
0
موضوعغدیر امیرالمومنین علی (علیه السلام)
گریزتاسوعا (شهادت) حضرت اباالفضل العباس (علیه السلام) | مصائب امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرمیرزا محمد باقر صامت بروجردی
قالبمسمط
سبک پیشنهادیمدح و مرثیه,روضه
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت

شعر من از کرم اوست که ارزش دارد
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام) | امیرالمومنین علی (علیه السلام)

هنگام ظهر وقت اذان نماز بود
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام) | امیرالمومنین علی (علیه السلام)

مینویسم غدیر از اول
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام) | امیرالمومنین علی (علیه السلام)
گریزامام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان

باید که تو را حضرت منان بنویسد
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام) | امیرالمومنین علی (علیه السلام)
گریزامیرالمومنین علی (علیه السلام)

خورشید طلوع کرده از لبخندش
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام)

در آینه مهر و مه ، شکوفایی کرد
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام)

جبرییل مکرر این صلا را سر داد
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام)

گل نغمه ی سرپرست بر می آید
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام)
گریزامیرالمومنین علی (علیه السلام)

باید که هزار رفت و آمد بشود
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام)

بر دست نبی آیت انوار خداست
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام)
گریزامیرالمومنین علی (علیه السلام)

بتخانه ی شرک را شکستی ای دست
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام)
گریزامیرالمومنین علی (علیه السلام)

در سجده ی شکر آفتاب افتاده
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام)
گریزامیرالمومنین علی (علیه السلام)

آن روز که خم ، به دست دو دریا رفت
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام)

"والعصر" که آیه آیه ی آن به علی
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام)
گریزامیرالمومنین علی (علیه السلام)

سرچشمه ی روشن حیات است غدیر
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام)

امروز ، تمام کافران مایوسند
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام)

چون ماه ، به نور مهر ، وارث باشیم
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام)

چون صبح الست ، عهد دیرینه گرفت
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام)

هشیار کن ای رسول مستان مرا
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام)

یک بادیه بود و کل دنیا شده است
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام)

یک سیب بهشت بود و گردید دو نیم
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام)
گریزامیرالمومنین علی (علیه السلام)

می درخشد روی دستان نبی خورشید عالم
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام)
گریزامیرالمومنین علی (علیه السلام)

علی علی علی یا حیدر یا اسد الله الغالب یا علی حیدر مدد
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام)
گریزامیرالمومنین علی (علیه السلام)

جبرییل از تو آسمونا ، امر رب جلی گفت
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام)
گریزامیرالمومنین علی (علیه السلام)

آیه ی اکملت لکم گردیده نازل
موضوعامیرالمومنین علی (علیه السلام)
گریزامیرالمومنین علی (علیه السلام)
