علی اکبر لطیفیان

زهرا شان تو والاست ، نه والاتر از این حرفهاست

بازگشت
زهرا شان تو والاست ، نه والاتر از این حرفهاست
چشم تو دریاست، نه دریا تر از این حرفهاست
 
ابتدایت انتها و انتهایت ابتداست
آن سر پیدات ، ناپیداتر از این حرفهاست
 
بهر تو انسیه الحورا مثالی بیش نیست
خلقت انسانی ات ، حورا تر از این حرفهاست
 
جلوه ات را مصطفی و مرتضی دیدند و بس
چشم های خلق نابیناتر از این حرفهاست
 
با همین سن کمت هم نوح هجده ساله ای
عمر کوتاه تو با معناتر از این حرفهاست
 
تو سه شب که هیچ هر شب شهر را نان میدهی
سفره ی افطاری ات ، آقا تر ازاین حرفهاست
 
جایگاه فاطمیه در سه شب محدود نیست
لیلة القدر علی یلداتر از این حرفهاست
 
سایه ها کوچکتر از آنند تاریکت کنند
فاطمه جان روی تو زهرا تر از این حرفهاست
 
دست بردار ای حبیبه ، دست بر معجر مبر
ارزش نفرین تو بالاتر از حرفهاست
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید