نا مشخص

بادِ خون می‌آید و رو سوی پرچم می‌کند

بازگشت
بادِ خون می‌آید و رو سوی پرچم می‌کند
آسمان این ماه را نذر محرّم می‌کند
 
صورت خورشید حتّی، از خجالت سرخ شد! 
ابر هم بر قامت خود رخت ماتم می‌کند
 
بی‌کسی بود و عطش در کربلا جان می‌گرفت
گریه کردم... گریه از این غم مگر کم می‌کند؟ 
 
یا حسین! از کودکی داغ تو را دارم فقط
باز چای روضه‌ات را مادرم دم می‌کند
 
باز مادر در پناه چادر زهرا مرا
می‌برد تا هیئت و اهل محرّم می‌کند
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت