اگر که باب کرَم را کریم باز کند

اگر که باب کرَم را کریم باز کند
تمام شهر مرا «یاکریم» باز کند
 
نمی‌شود پس از آن بسته هیچ‌وقت
آن در که در جوابِ تقاضا کریم باز کند
 
ببندد آخرِ سر دست خالیِ خود را
همین‌که دست به اعطا کریم باز کند
 
به لب نیامده حتا، دعاش می‌گیرد
چنان‌که دست به بالا کریم باز کند
 
گره گشودن از این دست هیچ مشکل نیست
گره از ابروی خود تا کریم باز کند
 
جواب می‌دهد از جانبش به بذل خدا
لبی اگر که به نجوا کریم باز کند
 
بهانه‌ای‌ست به دیدار او، طلب، شاید
به ما نگاهِ تماشا کریم باز کند
 
به روز حَشر حساب از گدای خود نکِشد
بگو که نامه‌ی ما را کریم باز کند...
11
0
موضوعولادت امام حسن مجتبی (علیه السلام)
گریزمدح امام حسن مجتبی (علیه السلام)
شاعرامیر اکبرزاده
قالبغزل
سبک پیشنهادیمدح
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت